دکتر عباس امام، عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز ماجرای خواندنی زندگی خاندان نالتی در شهر مهاجرپذیر اندیمشک را روایت کرده است که میتواند ر دستمایه نگارش رمانی بیوگرافیک یا حتی ساخت سریالی تلویزیونی یا فیلم بلند سینمایی جذاب قرار بگیرد. سرگذشت یک انگلیسی در اندیمشک! هفتصبح این روایت خواندنی از خبرگزاری ایسنا به امانت گرفته
*** از خاندانهای مهاجر اصیل اندیمشکی که در توسعه این شهر نقشی اساسی داشتهاند، خاندان بریتانیاییتبار «نالتی» هستند. با اینکه اکثریت اندیمشکیهای قدیمی با این خاندان و خدمات آنها به توسعه عمومی، عمران و آبادی و تحولات فرهنگی شهر آشنایی دارند و خاندان نالتی را جزء معدود بنیانگذاران شناخته شده اندیمشک در آغاز قرن حاضر میدانند
*** ماجرا به آغازین سالهای قرن برمیگردد؛ سال ۱۳۰۶ شمسی به بعد که دست بر قضا با تصمیم دولت به عبور پدیده جدید خط راهآهن از صالحآباد دزفول» (اسم رسمی محل در نشریات آن زمان) به تدریج این برهوت لمیزرع به یک ایستگاه راهآهن پررونق تبدیل میشود. با توجه به نبود هیچ گونه نیروی فنی، تخصصی و ماهر در این روستا به فاصله زمانی اندکی صدها نیروی فنی ماهر و متخصص غربی و ایرانی وارد این محل میشوند تا ایستگاه راهآهن و تاسیسات جانبی آن را برپا کرده و ادامه خط راهآهن از خورموسی (بندر امام فعلی) و اهواز به سمت دورود را تحقق بخشند. در میان نخستین دسته نیروهای فنی که به صالحآباد دزفول (که ۱۰ سال بعد نام آن به «اندیمشک» تغییر مییابد) وارد میشوند، یک نفر بریتانیایی مقیم عراق نیز حضور دارد با نام «مستر هاریس نالتی» (Horace Nulti) با همسری کرد از کردهای عراقی به نام صبریه. مستر هاریس به عنوان «مدیرخط» جزو مهندسهای کارآشنای راهآهن شهر میشود و سالها در راهآهن صالحآباد در تحولات و شکلگیری اولیه آن خدمت میکند و به همین دلیل در سال ۱۹۳۳ میلادی (۱۳۱۲ خورشیدی) مورد تشویق سرمهندس آمریکایی ساخت راهآهن جنوب به نام سی. ج. کارول قرار میگیرد.
*** با توجه به توان مالی بالای مستر هاریس، در همان نخستین سال حضور خود در صالحآباد (۱۳۴۸ قمری برابر با ۱۳۰۷ خورشیدی) زمینی بسیار بزرگ و ۲۵۰۰ متری را در مجاورت ایستگاه راهآهن به قیمت ۲۵۰ تومان از مالک زمینهای اندیمشک در آن زمان یعنی مرحوم آبره قطب دزفولی خریداری و خانهای بسیار بزرگ و گسترده در مرکز این شهر نوپا برپا میکند
*** اندکی بعد، مستر هاریس مسلمان میشود و نام «نورمحمد» را برای خود برمیگزیند. نورمحمد و صبریه صاحب چهار فرزند بودند؛ دو پسر به نامهای پاتریک (متولد ۱۳۰۵ عراق) و جمالالدین (متولد ۱۳۰۷ ایستگاه سبزآب اندیمشک) و دو دختر به نامهای گلادیس (متولد ۱۳۰۳ عراق) و نصرت (۱۳۱۰ اندیمشک). از قضای روزگار، حدود شش سال بعد از اسکان مستر هاریس/ نورمحمد نالتی و صبریه در صالحآباد یک بار که هاریس با قطار کوچک و مخصوص تعمیرات خطوط راهآهن به نام «درزین» عازم اهواز و از آنجا راهی بندرشاهپور (بندر امام خمینی فعلی) است دچار سانحه شده، درزین واژگون میشود و او جان خود را از دست میدهد
*** از آن تاریخ به بعد، صبریه با پشتکار و مدیریتی قوی فرزندان خود را در آن خانه پهناور بزرگ میکند. با توجه به موقعیت اجتماعی خاص مهندس نالتی که از سازندگان راهآهن شهر بوده و ارتباطات گسترده وی و همسرش صبریه با خانوادههای مدیران سرشناس راهآهن و نیز دیگر خانوادههای متنفذ و نخبه این شهر نوین، فرزندان خانواده از اعتبار خاصی در اندیمشک برخوردار میشوند، به ویژه که پدرشان جزو نخستین بنیانگذاران سرشناس و حرفهای شهر بوده است.
*** بعدها، گلادیس دختر بزرگ خانواده، با یکی از کارمندان ارشد تهرانی راهآهن اندیمشک به نام آقای «سپانلو» ازدواج میکند، پاتریک با دختری دزفولی از خانواده گندمی (خانوادهای با ۲ راننده قطار نسل اول در راهآهن اندیمشک) ازدواج میکند، جمال نالتی با دختری از خانوادههای ترک آذری زبان اندیمشک به نام «چرندابی» (چرنداب از محلههای قدیمی تبریز) که از طرف مادر از طایفه سگوند میباشند، پیوند زناشویی میبندد (مرحوم چرندابی نیز در راهآهن اندیمشک راننده درزین بود) و خانم نصرت نالتی نیز به عقد یکی از رانندگان قطار دزفولی راهآهن اندیمشک به نام حسن گندمی (پدر حسین گندمی و هر دو از نسل اول رانندگان قطار در راهآهن اندیمشک) درمیآید.
*** با گذشت زمان، فرزندان خانواده نالتی که در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ به یک خاندان بزرگ و پرشمار تبدیل شده بودند در زمینههای مختلف حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اندیمشک و شهرهای همجوار دزفول و شوش تاثیرات مثبت بزرگ و پایداری از خود برجای میگذارند.
*** در اواخر دهه ۱۳۳۰ که جمعیت شهر کوچک اما پررونق اندیمشک حتی به ۱۰ هزار نفر هم نمیرسید برادران نالتی با اختصاص بخشی از ملک پهناور خانواده پدری خود در وسط بازار اندیمشک و با مشارکت یکدیگر اقدام به راهاندازی سینما تاج اندیمشک میکنند. در آغاز، سالن سرپوشیده زمستانی سینما را با ظرفیت ۲۰۰ صندلی ساخته و افتتاح میکنند و سپس با استقبال بسیار شهروندان اندیمشکی، دزفولی، پایگاه وحدتی، روستای قلعه قطب و اهالی شوش، سالن روباز تابستانی سینما تاج را با ۶۰۰ صندلی برپا میکنند. با توجه به اینکه در آن زمان محلههای غیر راهآهنی اندیمشک نیز مانند دیگر شهرهای خوزستان از برق برخوردار نبودند، برادران نالتی به ناچار برق سینما را از ناحیه راهآهن اندیمشک تامین میکنند. در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰سینما تاج اندیمشک نه تنها باعث آشنایی گسترده اندیمشکیها و شهرهای اطراف با صنعت ـ هنر سینما میشود و اوقات فراغت آنها، به خصوص نسل جوان را، پر میکند بلکه فضایی میشود که در آنجا گهگاه تئاتر نیز به نمایش گذاشته میشود و با همت یکی از کارکنان اراکی الاصل راهآهن اندیمشک به نام استاد «بینش» پایههای تئاتر اندیمشک نیز گذاشته میشود و دهها هنرمند تئاتری اندیمشکی مانند استاد محسن پوشایی، استاد حسین چهارلنگ (مهرآذین)، عبده زرافشان، علیرضا قربانی، شهرام بازگیر، خواهران سیرمانشاهی و دیگر پیشکسوتان فعلی هنر تئاتر اندیمشک در دوران دفاع مقدس و پس از آن در آنجا آموزش یافته و هنرنمایی میکنند.
*** با استقبال گسترده اهالی اندیمشک و شهرها، بخشها و روستاهای اطراف، پاتریک و جمالالدین نالتی کار خود را گسترش داده و در سال های اوایل دهه ۱۳۴۰ سینما تاج دزفول را نیز برپا و افتتاح میکنند. سینما تاج دزفول، در فضایی بزرگتر راهاندازی میشود؛ سالن زمستانی با ۶۰۰ صندلی و سالن تابستانی با ۸۰۰ صندلی.
*** هر دو سینمای تاریخی و اثرگذار برادران نالتی در اندیمشک و دزفول تا زمان پیروزی انقلاب فعال بودند، اما یک سال بعد از انقلاب هر دو مصادره و تعطیل شدند. محل سالنهای سینما تاج اندیمشک که دقیقا در مرکز بازار اندیمشک قرار داشت اکنون تبدیل به دو پاساژ بزرگ «پزشکپور» و «کوثر» تبدیل شده است و سینما تاج دزفول نیز که بعد از جنگ به مالکیت حوزه هنری درآمده بود به سینما بهمن تغییر نام یافت، اما سالها بعد این مکان فرهنگی نیز تعطیل و بعد تخریب شد. پاتریک و جمالالدین نالتی در سالهای قبل از انقلاب به دلیل عضویت در شورای شهر و دیگر نهادهای صنفی مرتبط با اداره شهر، در عمران و آبادی اندیمشک و نیز گسترش ورزشها در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نیز نقش بسزایی داشتند.
*** فرزند دیگر هاریس و صبریه (نالتی)، خانم گلادیس نالتی بود که در سال ۱۳۰۳ در عراق به دنیا آمده بود. گلادیس که از چهار سالگی به اندیمشک آمده بود، در جوانی به یکی از چهرههای فعال اجتماعی ـ فرهنگی شهر تبدیل میشود. تلاشهای عمده گلادیس جوان و نوگرای دهههای ۱۳۳۰ تا پایان ۱۳۵۰ عمدتا صرف توانمندسازی زنان و دختران اندیمشک میشود. به همین دلیل، وی سالها مسوولیت مدیریت تشکلهای مرتبط با امور زنان و دختران را بر عهده داشت و در زمینه برپایی کلاسهای سوادآموزی، خیاطی، گلدوزی، آشپزی، تهیه کیک و خوراکیها و امثال این گونه فعالیتها، خدمات بسیار ماندگاری به زنان و دختران آن دهههای اندیمشک ارایه میکند. در نتیجه همین کوششها در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰به عضویت شورای شهر اندیمشک نیز درآمد (مجموعه صوتی ـ تصویری «تاریخ شفاهی اندیمشک»، از عباس امام، سال ۱۳۹۱در مصاحبه با گلادیس نالتیپور). اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گلادیس نالتی (سپانلو) خانهنشین شد و به یاری فرزندان و نوههای خود پرداخت. بعدها، چند سالی زمینگیر شد و در سال ۱۳۸۷ در خانه فرزند پسرش درگذشت و با درگذشت ایشان یکی دیگر از نمادهای زنان پرتلاش، نوگرا و کارآفرین اندیمشکی صحنه عمل اجتماعی را ترک کرد. خواهر وی نصرت نالتی (گندمی) که خانهدار بودند نیز در سال ۱۳۸۲ فوت کردند و اینک هر ۲ در آرامستان اندیمشک به خاک سپرده شدهاند.
*** در حال حاضر، از فرزندان هاریس/نورمحمد نالتی و همسرش صبریه، ۲ پسرشان در قید حیات هستند؛ پاتریک ۹۵ ساله و جمالالدین ۹۳ ساله. شمار نوهها، نتیجهها و نبیرههای خانم و آقای نالتی بزرگ اکنون به بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است که از این تعداد بسیاری در اندیمشک هستند و برخی به شهرهای دیگر کشور مهاجرت کردهاند. فرزندان گلادیس نالتی (سپانلو) سه پسر و یک دختر، همگی از کارمندان بازنشسته ادارات دولتی اندیمشک هستند. پاتریک پنج پسر و ۲ دختر دارد که یکی از فرزندان پسر ایشان پروفسور همایون نالتیپور فوق تخصص گوش و حلق و بینی و اکنون سالها ساکن کرج است. جمالالدین ۲ پسر دارد که یکی ساکن خرمشهر است و دارای شرکتی خصوصی و دیگری به نام کسرا کارمند دادگستری اندیمشک. فرزندان مرحوم بانو نصرت نالتیپور (گندمی) نیز چهار پسر و چهار دختر هستند که برخی در اندیمشک زندگی میکنند و برخی دیگر در خارج از اندیمشک.
توضیحات
مستر هاریس نالتی
توضیحات
صبریه نالتی
توضیحات
پاتریک نالتی
توضیحات
جمال الدین نالتی
توضیحات
گلادیس نالتی (سپانلو)
توضیحات
سالن زمستانی سینما تاج اندیمشک
توضیحات
سردر سینما تاج (بهمن) دزفول









