خراسان نوشت: شاهرخ بیکدلی، راننده تریلی است که تصمیم تحسینبرانگیزش،چند روزی میشود توجه کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کرده؛ مرد با غیرتی که در میدان عمل ثابت کرد که درد هموطنانش، دردِ اوست.
ماجرا از این قرار است که تریلی او حامل اکسیژن اضطراری از تهران به بیمارستان رازی قائم شهر بوده است که ناگهان در مسیر متوجه میشود یکی از لاستیکهای تریلیاش مشکل پیدا کرده است. تصمیم میگیرد به داخل یک شهر برود تا آپاراتی پیدا کند اما تماس مسئولان بیمارستان که به او میگویند اکسیژن ذخیره بیمارستان رو به اتمام و جان صدها نفر در خطر است، باعث میشود با همان شرایط به مسیر خود ادامه دهد تا لاستیک اش که این روزها قیمت کمی هم ندارد، تکه تکه و به طور کامل غیرقابل استفاده شود اما بارش را زودتر به مقصد برساند تا جان بیماران کرونایی به خطر نیفتد.
لاستیک تریلیام از بغل شکاف خورد
شاهرخخان درباره روزی که آن اتفاق افتاد و آن تصمیم خداپسندانه را گرفت، برایمان اینطور روایت میکند: «روز پنجشنبه بار زدم، ساعت ۱۰ یا ۱۱ ظهر روز جمعه بود که احساس کردم یکی از لاستیکهای تریلیام پنچر شده است. پیاده شدم و دیدم که از بغل شکاف خورده است. دفعه اول نبود که این اتفاق برایم میافتاد بنابراین تصمیم گرفتم به آپاراتی بروم. نزدیکهای رودهن میخواستم به آپاراتی بروم. در آن لحظات که دنبال آپاراتی بودم، شاید از ۱۰ خط مختلف از بیمارستان با من تماس گرفتند که وضعیت اضطراری شده است و هرچه زودتر خودتان را به بیمارستان برسانید. وقتی مشکل را با مسئولان بیمارستان در میان گذاشتم، یکهو انگار آب سرد روی بدنشان ریخته شد! از پشت تلفن احساس کردم که امیدشان، ناامید شده است. یکی از آنها با خواهش داشت میگفت که اگر تا ۲ ساعت دیگر نرسید، ما باید ماسک ۱۵۰ تا ۲۰۰ بیمار را از آنها جدا کنیم و معلوم نیست جان چند نفر به خطر بیفتد و … ».
به جای خسارتدادن به من به بیماران کرونایی کمک کنید
بعد از انتشار این ماجرا در شبکههای اجتماعی، عده ای با آقای بیکدلی تماس گرفته و از او شماره کارت خواستهاند تا خسارت وارد شده را به حسابش واریز کنند. او در این باره میگوید: «من به خاطر نجات جان هموطنانم از کسی خسارت قبول نمیکنم. خیلیها در این چند روز به من پیام دادند یا تماس گرفتند که شماره کارت بده تا هزینه خسارتهایت را پرداخت کنیم. به همه آنها گفتم پول چی؟ من پول نمیخواهم. اگر واقعا دنبال کمک مادی هستید، به داد آن مریضی برسید که در بیمارستان است، روی تخت خوابیده، احتیاج به دارو دارد، به بستری نیاز دارد و … به او کمک کنید. شرایط بعضی بیماران خیلی وخیم است، به داد آنها برسید که برای خرید یک دارو، محتاج شدهاند.»


