ایران نوشت : همه چیز در یک چشم برهم زدن اتفاق افتاد. نادیا، سوزشی خفیف روی صورت خود حس کرد و تا چند ثانیه باورش نمی‌شد آنچه بر جان او نشسته است داغ خانمانسوز اسید باشد.

نگران سلینا، دخترک 4 ساله‌اش بود. دخترش وحشت‌زده گریه می‌کرد و تنها چند ثانیه زمان لازم بود تا اهالی محله رسالت اطراف مادر جوان و دختر خردسالش جمع شوند. حادثه در نزدیکی خانه پدری نادیا رخ داده بود. پدر نادیا که سروصدا را شنید، خودش را به دختر و نوه‌اش رساند.

داماد سابق خانواده هنوز در صحنه جنایتی که خلق کرده ایستاده بود. دستان مرد اسیدپاش بشدت سوخته بود و لمس بدن سلینا و صورت نادیا کافی بود تا پدر نادیا که پزشکی معروف است، دچار سوختگی شود.
دقایقی بعد همه افرادی که حادثه دیده بودند به بیمارستان منتقل شدند. پلیس بلافاصله برای رسیدگی به موضوع وارد عمل شد و تحقیقات تیم جنایی در دستور کار محمدرضا صاحب‌جمعی بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.
عامل اسیدپاشی می‌گفت در آخرین لحظه وقتی چشمش در چشم نادیا و سلینا افتاده از تصمیم خود پشیمان شده است.

آخرین تحولاتاجتماعیرا اینجا بخوانید.