روزنامه هفت‌صبح ، آرش پورابراهیمی | تحریم‌های اقتصادی مربوط به پیش از برجام نشان دادند که اقتصاد ایران نسبت به تحریم آسیب‌پذیر است. احتمالا در واکنش به همین آسیب‌پذیری بود که مفهوم «اقتصاد مقاومتی» مورد توجه مقامات کشور قرار گرفت تا جایی که سیاست‌های کلی مربوط به آن توسط رهبر انقلاب در بهمن سال ۱۳۹۲ ابلاغ شد. ایده اقتصاد مقاومتی بر اساس افزایش توان دفاعی در مقابل اقدامات اقتصادی خصمانه مانند تحریم های اقتصادی شکل گرفت و به همین خاطر مواردی مانند «تامین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی»،«افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد کشور» و«مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز» در میان سیاست‌های کلی آن گنجانده شدند.
اما دور تازه تحریم‌ها نشان داد که برخورداری از توان دفاعی به تنهایی برای مواجهه با حملات اقتصادی کفایت نمی‌کند. آمریکا با توجه به جایگاهش در اقتصاد جهان و به خصوص تسلط دلار بر بازار جهانی، حداقل در کوتاه‌مدت توان قابل توجهی در ضربه زدن به اقتصاد هر کشوری از جمله ایران دارد. مشکل اینجاست تا زمانی که ایران صرفا دفاع و مقاومت کند، حتی اگر در این کار واقعا خبره باشد، طرف متخاصم می‌تواند همچنان سطح فشار را بالا ببرد به طوری که همین حالا هم دامنه تحریم‌ها به بخش پتروشیمی و مواد معدنی رسیده است. در واقع اگر بتوان همزمان با اینکه اقتصاد مقاومی داشت، راهی یافت که طرف متخاصم از همان ابتدا سراغ تحریم اقتصادی ایران نرود، هزینه‌های به مراتب کمتری به اقتصاد تحمیل خواهد شد. احتمالا به همین خاطر بود که رهبر انقلاب ابتدای امسال برای نخستین بار مفهوم «بازدارندگی اقتصادی» را به کار بردند. تا زمانی که امکان تحریم ایران وجود داشته باشد و هزینه چندانی هم نداشته باشد، شاید هر رئیس دولتی در آمریکا یا کشوری دیگر هوس کند که برای تغییر رفتار ایران، سیاست اعمال تحریم را امتحان کند. جالب اینکه ایده بازدارندگی نظامی به خصوص در قرن بیستم با نام اقتصاددانی به نام توماس شلینگ پیوند خورده است. آقای شلینگ اعتقاد داشت استراتژی نظامی علاوه بر اینکه باید بر پیروزی در میدان نبرد تمرکز داشته باشد، باید بر اساس این ایده شکل بگیرد که توان آسیب زدن شما به دشمن احتمالی به حدی باشد که دشمن از همان ابتدا از حمله به شما صرفنظر کند؛ استراتژی‌ای که اتفاقا به نظر می‌رسد که ایران در بعد نظامی به کار گرفته است. بازدارندگی اقتصادی هم می‌تواند به طور مشابه جلوی اعمال تحریم علیه ایران را بگیرد. اما پرسش اساسی اینجاست که چگونه می‌توان بازدارندگی اقتصادی ایجاد کرد؟
مهم‌ترین بخش در بازدارندگی اقتصادی احتمالا به بازار انرژی باز می‌گردد. دیگر کم و بیش به ایرانی‌ها ثابت شده که صادرکننده نفت بودن به تنهایی به بازدارندگی اقتصادی نمی‌انجامد. اهمیت نفت در اقتصاد جهان به اندازه دهه‌های گذشته نیست و سطح عرضه هم به حدی رسیده که اختلال در صادرات نفت ایران و ونزوئلا هم تاثیر قابل توجهی بر بازار نفت ندارد. وضعیت بازار گاز متفاوت است. واردات گاز عراق از ایران هنوز شامل معافیت آمریکایی‌ها می‌شود به این دلیل نسبتا ساده که جایگزینی فوری برای آن وجود ندارد. اگر ایران یکی از تامین‌کنندگان اصلی گاز به اروپا بود همین امروز می‌توانست آن را به عنوان اهرم فشاری علیه اروپا به کار بگیرد (به جای اینکه معاون وزارت خارجه مجبور باشد با کج سلیقگی تمام در رسانه ملی از اخراج پناهجویان از کشور حرف بزند). اما اگر مصاحبه اخیر وزیر نفت را خوانده باشید، احتمالا می‌دانید که روس‌ها به این سادگی‌ها اجازه نمی‌دهند که گاز ایران به اروپا برسد. راه‌حل دیگر برای ایجاد بازدارندگی اقتصادی، شاید ادغام بیشتر در اقتصاد جهان باشد. رئیس جمهور ایران هم اعتقاد دارد که به گونه‌ای باید به اقتصاد جهان متصل باشیم که پیوند ما ناگسستنی باشد. اما اگر این اتصال صرفا از نوع صادرات و واردات کالاهای نهایی باشد، شاید بتوان با تردید نسبت به کارایی آن نگریست. بیشتر شرکت‌های خارجی که در بازار ایران حضور پررنگی داشتند، در واکنش به تحریم‌ها بازار ایران را رها کردند. حتی اگر شرکت های بیشتری حضور پررنگ‌تری در اقتصاد ایران داشته باشند، بازهم دلیلی ندارد که در شرایط مشابه بازار ایران را ترک نکنند. درست است که بازار ایران بازار کوچکی نیست، اما نباید در اندازه و اهمیت آن دچار بزرگ بینی شد. البته اگر اقتصاد ایران به بخشی از زنجیره تامین برخی کالاها تبدیل شود، شاید اوضاع کمی بهتر باشد. در این میان باید به ایده‌های نامتعارف دیگری هم اندیشید؛ ایده‌هایی مانند خرید اوراق قرضه آمریکایی. هرچند آخرین اوراق قرضه آمریکایی خریداری شده توسط ایران به سرنوشت توقیف دچار شدند اما به طور کلی شما اگر مبلغ قابل توجهی از اوراق قرضه یک کشور را در اختیار داشته باشید، می‌توانید در صورت لزوم به اقتصاد آن کشور ضربه بزنید و از این طریق بازدارندگی ایجاد کنید. اما ضربه زدن به اقتصادی مانند اقتصاد آمریکا از طریق بازار اوراق قرضه برای طرف ایرانی به سختی امکانپذیر است. حتی در مورد اینکه چینی‌ها که هم از چنین توانی برخوردار باشند تردید جدی وجود دارد.
ایجاد بازدارندگی اقتصادی مفهومی تازه و البته مهم برای اقتصاد ایران است. شاید در روزهایی که مسائل ضروری مانند دوام آوردن در مقابل تحریم‌های شدید فعلی بر همه چیز سایه افکنده، کمتر به ایجاد بازدارندگی اقتصاد پرداخته شود اما ایجاد چنین توانی در بلندمدت برای اقتصاد ایران ضروری است و اتفاقا از همین حالا باید در مورد راه های ایجاد آن اندیشید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.