روزنامه هفت صبح، علی رستگار
***یک *** در ماههای اخیر اخبار پراکندهای منتشر شده از تعطیلی بعضی پروژههای صداوسیما به دلیل مشکلات مالی. به طور نمونه کمتر از دو هفته پیش اعلام شد که تصویربرداری سریال «نفوذ» به کارگردانی جواد شمقدری به دلیل مشکلات مالی متوقف شده یا چند روز بعد هم خبر آمد ساخت سریال «آبان» به کارگردانی ابراهیم شیبانی تعطیل شده. برنامه گفتوگو محور«تب تاب» هم اخیرا به همین سرنوشت دچار شد. در عین حال اخبار غیررسمی هم از به تعویق افتادن پرداخت دستمزد بعضی برنامههای در حال پخش و حتی حقوق کارکنان رسمی سازمان حکایت دارد. خلاصه اینکه نشانههای واضحی از مشکلات مالی در سازمان صداوسیما وجود دارد و باید ببینیم چه اتفاق جدیدی رخ داده که تلویزیون در این مهلکه سهمگین گرفتار شده.
***دو *** در سازمان صداوسیما روال کار به این صورت است که یک بخش از هزینههای سازمان از بخش بازرگانی و تبلیغات تامین میشود و مابقی مخارج وابسته به بودجه عمومی است. الان شرایط طوری شده که درآمدهای صداوسیما از هر دو بخش افت چشمگیری کرده. چطور؟ سهم سازمان صداوسیما از بودجه عمومی که همیشه بحث و حاشیه درباره آن وجود دارد از دو منبع تامین میشود؛ یکی لایحه بودجه است که در سال ۹۸ پیشنهاد دولت مبلغ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان بود و بعد مجلس مصوب کرد علاوه بر آن ۱۵۰ میلیون یورو هم از ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی به این سازمان پرداخت شود. یک منبع آگاه به هفت صبح می گوید الان مشکل اصلی بر سر پرداخت همان ۱۵۰ میلیون یورو از صندوق توسعه ملی است. ظاهرا بانک مرکزی هنوز در پرداخت این پول به سازمان صداوسیما تعلل میکند. اخیرا احمد شهریاری، معاون مالی و سرمایه انسانی صداوسیما در جلسهای به همکارانش گفته فعلا از این پول خبری نیست. حالا مشکل کجاست که از صندوق توسعه ملی برداشت انجام شده اما پول به حساب صداوسیما واریز نمیشود؟ شنیدهها حاکی از آن است که اختلاف بین صداوسیما و بانک مرکزی بر سر مبنای تبدیل قیمت ارز است. الان نرخ رسمی یورو روی سایت بانک مرکزی ۴۷۸۹ تومان است اما خب حتما میدانید که قیمت یورو در بازار آزاد بالای ۱۵ هزار تومان است. از طرفی یک نرخ سامانه نیما هم داریم که الان حدودا روی ۱۲۵۰۰ تومان است. صدا و سیماییها طبعا اصرار دارند که بالاترین نرخ در بازار آزاد مبنای تبدیل ارز باشد و بانک مرکزی هم روی نرخ رسمی تاکید دارد. اینجا یک اختلاف حساب فاحش پیش میآید. به حساب بانک مرکزی مبلغ پرداختی به صداوسیما باید کمتر از ۷۲۰ میلیارد تومان باشد اما به حساب خود صداوسیما این رقم باید ۲ هزار و ۲۵۰میلیارد تومان باشد.
***سه *** تنگنای اقتصادی سازمان صداوسیما البته یک دلیل دیگر هم دارد. از دو ماه پیش بساط اسپانسرهای ستاره مربعی سازمان صداوسیما و مسابقههایی مثل روبیکیو و برندهباش جمع شده. در واقع بعد از موضعگیری شفاف رهبری درباره مسابقههایی به سبک بخت آزمایی در صداوسیما، علی عسگری، مدیرعامل سازمان دستور داد که در مورد اسپانسر برنامههای تلویزیونی تجدیدنظر صورت بگیرد. از مدتها قبل هم البته افکار عمومی به شدت به تبلیغ افراطی کدهای دستوری در برنامههای مختلف صداوسیما اعتراض داشتند. حذف این اسپانسرها بلافاصله نتیجه خود را نشان داد و یکی از منابع درآمد صداوسیما برای برنامه سازی حذف شد. این نکته هم یادمان نرود که در ماههای اخیر به دلیل شرایط خاص اقتصادی کشور درآمدهای تبلیغاتی عادی صداوسیما هم کاهش محسوسی داشته. به طور مثال کمتر آگهیهای بازرگانی بانک و بیمه و اپراتورها از شبکههای تلویزیونی میبینیم.
***چهار *** حالا چاره کار چیست؟ آیا سازمان صداوسیما میتواند با راهکارهایی مثل چابکسازی از این بحران عبور کند؟ سازمان صداوسیما حجم انبوهی از نیروی انسانی دارد که به روایتی ۶۰درصد از منابع خود را باید برای پرداخت حقوق آنها اختصاص دهد و فقط ۴۰درصد برای واحد فنی، طرح و توسعه، برنامه سازی و … باقی میماند. با این حال هر زمان که ایده چابکسازی در صداوسیما مطرح شده با مقاومتهایی از داخل و بیرون سازمان مواجه شده. در دوره مدیریت سرافراز تلاشهایی برای تعدیل نیرو انجام شد که خب به نتیجه نرسید. از طرفی شانسی برای کاهش شبکههای دیجیتال هم وجود ندارد چون به زعم کارشناسان برای رقابت با شبکههای ماهوارهای و برنامهسازی پر و پیمان کشورهای همجوار باید این شبکهها را حفظ کرد. جدا از همه این مسائل صداوسیما درگیر یک رقابت نابرابر با بخشهای فرهنگی داخل کشور هم شده. به طور مشخص شبکه نمایش خانگی با جذب خیلی از چهرههای تلویزیونی در موضوع سریالسازی از خود صداوسیما جلو زده. این بخش نه از نظر مالی مثل تلویزیون در مضیقه است و نه از نظر محتوایی. یعنی اثری از خط قرمزهای صداوسیما در شبکه نمایش خانگی وجود ندارد و طبعا جذب مخاطب هم راحتتر است. از نظر مالی هم مثلا اگر یک برنامه تلویزیونی قرار است با دقیقه ای ۳ تا ۴ میلیون تومان تولید شود این رقم در شبکه نمایش خانگی به دقیقهای ۱۵ میلیون تومان میرسد. حالا اینکه این پولها از کجا تامین میشود و چه بحثهایی در دادگاههای اقتصادی اخیر مطرح شده بماند برای بعد. لب کلام اینکه همه این اتفاقات در نهایت نتیجهای جز ورشکستگی تلویزیون ندارد.


