روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی|علی ربیعی، سخنگوی دولت، دیروز در روزنامه ایران مطلبی درباره دولت حسن روحانی نوشته و به مناسبتی، وارد بحثی درباره دولت اصلاحات شده و نوشته، بهترین دوره اقتصاد ایران، مربوط به سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶ بوده اما مخالفان خاتمی کاری کردند که حتی مشاوران خاتمی هم به این باور رسیدند که اولویت دولت در آن زمان اقتصاد نبود.
دورهای که ربیعی در حال صحبت از آن است، این روزها نزد بسیاری از ناظران روندهای اجتماعی و اقتصادی ایران، درخشانترین دوره تاریخ معاصر ایران بعد از انقلاب اسلامی هم است. دورهای که در آن، دغدغه امنیت ابتدای انقلاب و جنگ در دهه ۶۰ وجود ندارد و فضای تقریبا بسته سیاسی - اجتماعی دوره سازندگی هم نیست و البته جامعه از فضای ملتهب سیاسی دو سال اول دولت خاتمی نیز به هر شکل ممکن عبور کرده است.
اما زمانهای که ربیعی از آن صحبت میکند؛ چه اوصافی دارد؟ پیش از این مطلبی نوشتم در همین روزنامه درباره مختصات زندگی در ایران سال ۱۳۸۲٫ بیایید بخشی از آن را با هم مرور کنیم: در سال ۱۳۸۲، مجموع درآمد یک خانواده چهارنفره در کشور ما نزدیک به ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بوده است. دقت کنید که این رقم سالانه است…متوسط کل هزینه سالانه یک خانوار برای مسکن، آب، برق و سوخت در شهر تهران در سال ۱۳۸۲، دومیلیون و ۴۶۲ هزار تومان بوده است یعنی هر ماه حدود ۲۰۰ هزار تومان. روزنامه همشهری در ۱۷ آذر آن سال نوشته که ایران خودرو در حال عرضه کردن پژو ۴۰۵ با قیمت ۸ میلیون تومان است (و) در بازار ارز چیزی به نام رسمی و غیررسمی وجود ندارد. دلار را در چهارراه استانبول ۸۲۸ تومان میخرند و ۸۳۲ تومان میفروشند. سکه تمام بهار آزادی ۸۶ هزار تومان معامله میشود و هر گرم طلای ۱۸ عیار، ۷ هزار و ۶۰۰ تومان (است).
در این شرایط سوال این است که چه چیز باعث شد ما از آن دوران به وضعیت امروزمان برسیم: به نظر میرسد سه واقعه در این زمینه بسیار موثر بودند. نخست محمود احمدینژاد که با بیتدبیری خود، سیاست بیانی کشور در زمینه مقابله با رژیم صهیونیستی را از سیاست رهبر انقلاب که مبنی بر پیشنهاد همه پرسی بود به نفی هولوکاست کشاند و از این جهت منطق کشور ما در این زمینه را ضعیف کرد و البته زمینه تحریمهایی را پدید آورد که در سال ۱۳۸۶ باعث تحریم استفاده ایران از سیستم U-Turn برای بهرهگیری از دلار شد. دوم اجرای نادرست سیاست خصوصی سازی پس از ابلاغیه سال ۱۳۸۴ رهبر انقلاب که باعث فربه شدن بخش خصولتی در اقتصاد ایران، افزایش حضور نهادهای عمومی غیردولتی در اقتصاد و نیز بالا رفتن میزان فساد شد و سوم، اجرای نادرست سیاست تامین امنیت اجتماعی به خصوص در زمینه امنیت اخلاقی و به طور مشخص گشت ارشاد که باعث شد، جامعه ایران دچار گسستهای اجتماعی بر بستر مسائل دینی و شرعی شود.
البته که پس از آن میتوان از حوادث سال ۱۳۸۸ و تحریمهای کمرشکن هستهای سال ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ نیز به عنوان عامل وضعیت کنونی یاد کنیم اما روشن است که ریشه عبور ما از ثبات و رفاه نسبی دهه ۸۰ به وضعیت فعلی؛ به نظر نه ریشه در سیاست دارد و نه ریشه در مسائل هستهای.


