روزنامه هفت صبح ، مصطفی آرانی | یک هفته پیش بود که مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق دادگستری در دولت حسن روحانی و نیز وزیر اسبق کشور در دولت اول احمدینژاد با ماهنامه مثلث مصاحبهای کرد و در مورد ناگفتههایی از زمان دولت احمدینژاد گرفته تا دوران وزارت اطلاعات خود سخن گفت. در میان این سخنان، حرفهای او درباره قتلهای زنجیرهای بسیار به چشم آمد چرا که مصطفی پورمحمدی، که این روزها ۶۰ ساله است، عمر خود را در فعالیتهای قضایی، امنیتی و اطلاعاتی گذرانده است و زمانی معاون وزارت اطلاعات هم بوده است و از این رو روایت او از این قتلها در حقیقت، روایتی است که قاعدتا نزدیک به اصل ماجرا فرض میشود. با این حال این روایت مورد انتقاد شدید«محمد نیازی» قرار گرفته که در زمان رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیرهای، «رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح» بوده است. ما مصاحبه پورمحمدی و پاسخ نیازی را به شکل یک سوال و جواب و البته ذیل سه سوال مهم دستهبندی کردیم که اینجا برایتان میآوریم:
*** قتلها خودسرانه بود یا سیستمی؟
پورمحمدی: در بحث قتلهای زنجیرهای که شما بحث خاصتان خودسر بودن بود، نه، آن بخش وزارت اطلاعات هیچ خودسر نبودند. شاید مدیرانش یک سری تصمیمات بد میگرفتند، ما داشتیم جاهایی که خودِ من موضع و انتقاد داشتم که بیخود کردید این تصمیم را گرفتید… اما این جور نبود که از دست رها باشد.
نیازی: آقای مصطفی کاظمی (منظور آقای مصطفی کاظمی، معروف به موسوی، متهم ردیف اول در پرونده قتلهای زنجیرهای است که با حکم قطعی دادگاه به اتهام آمریت در قتلها به ۴ فقره حبس ابد محکوم شد.) در جلسه دادگاه اعلام کرد که سوژهها را خودم انتخاب میکردم و قتل همسر فروهر را همان زمانی که نیروها برای اجرای عملیات رفته بودند و چند ساعت قبل از شروع عملیات، تصمیم گرفتم. آیا سیستم اینگونه برای قتل انسانها تصمیم میگرفت؟ آیا این اتهامی بزرگ به وزارت اطلاعات نیست؟
*** قتلها برای حمایت از اصلاحطلبان بوده؟
پورمحمدی: جانشین معاون امنیت، مدیر این پروژه بود که گرایش چپ داشتند. یعنی جایی نبود که ۵ نفر خودسرانه آمده باشند دست به این کار زده باشند. اینها برای خودشان تحلیلی داشتند و فکر میکردند طبق آن تحلیل باید به نظام خدمت کنند و اصلاحطلبان را از ورطه خطرناکی که در آن خواهند افتاد، نجات بدهند. تحلیلشان هم این بود که ضدانقلاب دارد به اصلاحطلبها میچسبد و ما ناچاریم دوباره حوادث سال ۶۰ و جنگهای خیابانی را تکرار و تجربه کنیم، اینها گفتند ما عملیات پیشدستانه انجام بدهیم تا این اتفاقات نیفتد و اتفاقاً مدیران اصلی این تصمیم گرایش چپ داشتند یعنی نسبت به آقای خاتمی که رئیسجمهور شده بود نظر مثبت داشتند و طرفدار آقای
خاتمی بودند.
نیازی: چپ یا راست بودن عوامل اصلی قتلها نیز با واقعیت تطابق ندارد هر چند برخی از آنان تظاهر به اصلاحطلبی و برخی تظاهر به اصولگرایی میکردند. اگر مدیران اصلی قتلها اصلاحطلب و طرفدار آقای خاتمی بودند چرا پس از موضعگیری آقای خاتمی درباره قتل فروهر و جنایت نامیدن آن، قتلهای مختاری و پوینده را انجام دادند؟ و اگر آقایان سعید امامی و مهرداد عالیخانی اصولگرا و راست بودند، چرا آقای مصطفی کاظمی، که مدعیاند «چپ تند» بود، سالها از مدیران اصلی آقای سعید امامی بود و با آقای عالیخانی همکاری بسیار نزدیک داشت در حدی که مشترکاً پروژهای به این اهمیت و حساسیت را پیش برده و مدیریت کنند؟…چگونه از طریق قتل آقای داریوش فروهر با آن وضعیتی که از نظر جسمی و نقش سیاسی داشت (مقام معظم رهبری فرمودند آقای فروهر دشمن ما بود ولی خطری نداشت) و با قتل همسر او، آن هم شبانه و با وضع بسیار فجیع (کارد آجین)، چگونه اصلاحطلبان از ضد انقلاب جدا میشدند؟
***نقش سعید امامی؟
پورمحمدی: آقای سعید امامی مشاور وزیر بود و نهایتاً به عنوان مشاور از ایشان استفاده کرده بودند. مدیر پروژه که نبود، مدیر تصمیمگیری نبود. نه مقام تصمیمگیری داشت، نه مقام طراحی و اجرا داشت، حداکثر با ایشان مشورت کردند که ما از ایشان سؤال کردیم، گفت نه من در این کار نبودم تا آخرین لحظه هم حرفش این بود که من نبودم.
نیازی: (او) در آن زمان چون سمت اجرایی نداشت نمیتوانست دستوردهنده باشد و آمر قتل تلقی نمیشود. او در اجرای قتلها نیز دخالت نداشت پس مباشر قتل تلقی نمیشود. بلکه او با توجه به زمینهچینی، تحریک، ترغیب دیگران و تسهیل امر معاون در قتلها محسوب میشود. در پرونده نیز همین اتهام به او تفهیم شد و با همین اتهام برای او قرار نهایی صادر شد؛ البته معاونی که محور عمل و اقوی از مباشر است. اظهارات کتبی او در مرجع قضایی وجود دارد که در زمان مناسب منتشر خواهد شد. انشاءالله


