روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | آشنایی مختصر با دو حزب مطرح در سیاست بریتانیا: حزب محافظهکار و حزب کارگر.
بوریس جانسون موفق شد با کسب حمایت بیشتر اعضای حزب محافظهکار به عنوان رئیس این حزب و نیز نخستوزیر دولت بریتانیا انتخاب شود. روال کار در این کشور به این صورت است که دولت را حزبی تشکیل میدهد که اکثریت مجلس را در اختیار داشته باشد و نخستوزیر رئیس این حزب است. پس از آنکه ترزا می از سمت ریاست حزب محافظهکار و در نتیجه نخستوزیری بریتانیا استعفا داد رقابتی برای کسب این عنوان به وجود آمد که در نتیجه با پیروزی جانسون به پایان رسید. اما حزب محافظهکار و حزب کارگر در بریتانیا چه میگویند و چه اعتقاداتی دارند؟ در اینجا نگاهی مختصر داریم به تاریخچه این دو حزب.
*** حزب محافظهکار: از تاچر تا چرچیل
حزب محافظهکار که به صورت رسمی به عنوان حزب محافظهکار و اتحادطلب در بریتانیا شناخته میشود و به صورت غیررسمی نیز به اعضای آن «Tory» میگویند یک حزب سیاسی در بریتانیا است که از سال ۲۰۱۰ تاکنون با داشتن ۳۱۲ نفر از مجلس عوام اختیار مجلس عوام و نیز دولت در انگلستان را در اختیار دارد. دیوید کامرون، ترزا می و حالا بوریس جانسون، نخستوزیران حزب در این نزدیک به ۱۰ سال بودند. این حزب همچنین ۲۴۹ عضو در مجلس لردهای بریتانیا دارد. حزب محافظهکار در سال ۱۸۳۴ تاسیس شده و در کنار حزب لیبرال، یکی از دو حزب مسلط در قرن نوزدهم بریتانیا بوده است.
در سال ۱۹۱۲ حزب لیبرال اتحادطلب با این حزب ادغام شد اما در سال ۱۹۲۰ رقیب جدیدی برای این حزب به وجود آمد به نام حزب کارگر. در مجموع نخستوزیران حزب محافظهکار، اختیار دولت را در ۵۷ سال از۱۰۰ سال قرن بیستم بریتانیا در اختیار داشتند (به طور کلی این حزب در تاریخ نزدیک به ۱۸۵ ساله خود، ۹۰ سال اختیار دولت را در دست داشته است). بعضی از چهرههای حزب که به نخستوزیری رسیدند، جزو چهرههای مشهور در تاریخ سیاست هستند: وینستون چرچیل و مارگارت تاچر و به دلیل تعداد سال بالای تسلط این حزب بر دولت به خصوص در قرن بیستم، محافظهکاران بریتانیا یکی از موفقترین احزاب در جهان غرب هستند. بیشترین میزان تسلط حزب بر دولت نیز از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۷ بوده که در آن مارگارت تاچر، با ۱۳ سال و جان ماجور با ۵ سال، به نمایندگی از این حزب، دولت را در اختیار داشتند.
این حزب از نظر سیاسی یک حزب دست راستی به حساب میآید و اندیشههایش شامل اصول اقتصادی لیبرال یعنی حرکت به سمت بازار آزاد و محدود کردن مقرراتگذاری از سوی دولت و تشویق خصوصیسازی است هر چند که در سالهای اخیر به سمت حمایتگرایی که به معنای دخالت حداقلی دولت در برخی از حوزههای اقتصادی است، حرکت کرده است. از نظر معادلات داخلی انگلستان باید گفت این حزب، طرفدار اتحاد در بریتانیاست و مخالف اتحاد ایرلند شمالی و جنوبی و نیز استقلال اسکاتلند ولز است.
با این حال در این حزب در خصوص اتحادیه اروپا نظر واحدی وجود ندارد و حزب از این نظر به حامیان اروپا و مخالفان آن قابل تقسیم است. از نظر اجتماعی حزب در گذشته به شدت سنتگرا بوده در حالی که در این روزها کمی از غلظت این مسئله کم شده است. از نظر سیاست خارجی، حزب طرفدار ظرفیت قوی نظامی و حامی عضویت بریتانیا در ناتو است. حامیان حزب هم، بیشتر از طبقه متوسط به ویژه در مناطق شهری بریتانیا هستند. این هم به عنوان نکته پایانی بدانید که رنگ این حزب مثل حزب دموکرات در آمریکا، آبی است.
*** حزب کارگر: نوستالژی تونی بلر
حزب کارگر در مقابل، یک حزب دست چپی اما دست چپی متعادل در این کشور است. مشخص است که ایدئولوژی این گروه روی دخالت بیشتر دولت، عدالت اجتماعی بیشتر و حمایت از حقوق کارگران استوار است. این حزب از این نظر با سوسیال دموکراتها و نیز طرفداران اتحادیههای تجاری (مثل اتحادیه اروپا) متحد میشود.
حزب کارگر در سال ۱۹۰۰ تاسیس شده است و ریشه آن مربوط به جنبشهای اتحادیه تجاری و نیز احزاب سوسیالیست بوده است. بعد از مدتی این حزب توانست جای حزب لیبرال را به عنوان اصلیترین حزب اپوزیسیون محافظهکاران در بریتانیا بگیرد و حتی در دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی، دو دولت اقلیت را تشکیل دهد. حزب کارگر توانست بین سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۱، ایدههای دولت رفاه خود را در جامعه عملی کند اما اصلیترین فعالیت این حزب از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹ (به جز ۴ سال بین ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴) و به مدت ۱۱ سال است. در دهه ۱۹۹۰ تونی بلر توانست این حزب را کمی متعادلتر کند و طولانیترین دوره نخستوزیری را از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۰ داشته باشد. البته از زمانی که جرمی کوربین توانست در سال ۲۰۱۵ رهبری حزب را به دست آورد، حزب به سمت چپ افراطیتر حرکت کرده است.
این حزب که رنگ تبلیغاتی و نمادین آن قرمز است، در حال حاضر در مجلس عوام بریتانیا، ۲۴۷نماینده در اختیار دارد و با مخالفت خود نسبت به جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا (و البته با همراهی برخی از اعضای محافظهکاران که با این جدایی مخالف هستند)، باعث شده که دولت محافظهکار ترزا می نتواند برنامه قابل قبولی برای اجرای برگزیت یا همهپرسی جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا اجرا کند که این موضوع در نهایت به استعفای می و روی کارآمدن بوریس جانسون منجر شد.


