روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | یک: دولت آقای روحانی در شیوه اعلام نتایج انتخابات کارنامه درخشانی ندارد. نتایج کامل انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی به طوری که میزان آرای کسبشده توسط همه نامزدها را در بر بگیرد، هرگز بهطور یکپارچه و عمومی منتشر نشد، آنهم درحالیکه نتایج کامل انتخابات دوره نهم مجلس موجود است. در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۶ نیز جزییات نتایج و همچنین نتایج استان کرمان با تاخیر منتشر شدند و تا هنگام نگارش این متن(صبح دوشنبه) هم هنوز میزان مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم در سطح کشور و به تفکیک استانها منتشر نشده است.
* دو: مجمع تشخیص مصلحت نظام نهاد جالبی است چراکه در ابتدای انقلاب کسی به ایجاد آن فکر نکرده بود اما لزوم تایید مصوبات مجلس توسط شورای نگهبان و به تبع آن اختلاف نظرهای غیرقابل رفع میان این دو نهاد باعث شد که با نظر بنیانگذار انقلاب «برای غایت احتیاط در صورتی که بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان شرعاً و قانونا توافقی حاصل نشد، مجمعی برای تشخیص مصلحت نظام اسلامی تشکیل گردد.»
در واقع مجمع تشخیص ایجاد شده بود تا کارایی تصمیمگیری در کشور را افزایش داده و از فرسایشیشدن فرآیند قانونگذاری جلوگیری کند. اما آنچه درمورد ماجرای افایتیاف روی داد، این پرسش را ایجاد میکند که آیا مجمع تشخیص از اهداف اولیهاش دور شده است؟ وبسایت مجمع تشخیص شاید به اندازه کافی در این مورد گویا باشد، جایی که در آن گزارش خبری تازهترین مصاحبه تلویزیونی دبیر مجمع تشخیص منتشر شده اما بخش مربوط به مصوبات مجمع درباره موارد اختلافی میان مجلس و شورای نگهبان، از سال ۱۳۹۰ تاکنون بهروزرسانی نشده است.
* سه: شیوع ویروس کرونا در کشور تاکنون باعث تعطیلی مدارس و دانشگاهها در برخی از استانها و همچنین تعطیلی مسابقات ورزشی و کنسرتهای موسیقی شده است. جدا از اینکه دولت چگونه قصد دارد گسترش این ویروس را مهار کند، باید به تبعات اقتصادی آنهم اندیشید.
از یکسو دولت احتمالا تلاش خواهد کرد که بازار ماسک و دیگر ملزومات مربوط به مقابله با ویروس را مدیریت کند و احتمالا در این امر ناکام خواهد ماند. همین حالا که تنها چندمورد از ویروس کرونا در آمریکا گزارش شده، ماسکهایی مانند ماسک ان۹۵ در این کشور عملا نایاب شدهاند.
دولت چین هم توان توزیع چنین ماسکهایی را در مناطق بحرانزده نداشت. در ایران هم احتمالا دولت تلاش خواهد کرد که قیمت ماسک را کنترل کند که نتیجه طبیعی آن کمبود ماسک در بازار خواهد بود. در واقع حتی مشخص نیست که بدون کنترل قیمت هم میزان ماسکهای موجود به اندازه مورد نیاز باشد.
اما جدا از بازار ماسک، هرچقدر که شیوع بیماری بیشتر باشد، تاثیر آن بر اقتصاد کشور بیشتر خواهد بود. تعطیلیهایی که همین حالا هم آغاز شده و بههمراه آن کاهش میزان تراکنشها و سفرهای درونشهری و تعاملات انسانی، همگی کسبوکارها را بهشدت تحت تاثیر قرار خواهند داد.
برای مثال فروش خودرو در چین بهخاطر ویروس کرونا به میزان ۹۲درصد افت کرده است. اگر قرار باشد کسبوکارهای داخل ایران هم با چنین ضربهای مواجه شوند آنگاه باید از دولت انتظار داشت که بتواند بستهای مالی را برای تحریک تقاضا و تحرک بخشیدن به اقتصاد به کار بگیرد. در واقع باید آرزو کرد که نهادهای حاکمیتی در واکنش به شیوع ویروس جدید، کارایی و سرعت عمل بیشتری نشان بدهند.


