روزنامه هفت صبح، مهسا مژدهی | یک: حنظله در ۱۰سالگی به دنیا آمد و تا آخر عمر ۱۰ساله ماند. خالقش اما ۴۹ سال عمر کرد و تا روزی که در لندن به رگبار گلوله بسته شد، شناختهشدهترین کاریکاتوریست عرب بود. ناجی العلی ۳۳سال پیش در نزدیکی دفتر کارش به دست مردی با ظاهری شبیه هیپیها، رنگ پوست خاورمیانهای و اسلحهای روسی به قتل رسید و حنظله تنها ماند.
* دو: در سال ۱۹۶۹ یک پسر ۱۰ساله روی کاغذ روزنامهای کویتی متولد شد. او لباسی ژنده بر تن داشت و بدون کفش بود و دستهایش را پشتش گره میکرد. حنظله نمادی از کاریکاتوریستش بود که در ۱۰سالگی آواره شد. ناجی العلی بعدها گفت این کودک تا زمانی که به وطنش باز نگردد بزرگ نخواهد شد. حنظله یا به قول انگلیسی زبانها هندلا هنوز ۱۰ساله است.
* سه: ناجی العلی به کسی رحم نداشت. حنظله را به جان هر کسی میانداخت که با آرمان فلسطین در بیفتد. کشورهای عربی را به کم کاری متهم میکرد، با برخی گروههای فلسطینی سر لجبازی داشت. در آخرین دعوای مشهورش، یک هفته قبل از مرگ وقتی محمود درویش از او خواست با نویسندگان اسرائیلی دیدار کند، کاریکاتوری از او کشید و نوشت: محمود خیبتنا الأخیره! محمود فرجام شکستهای ما! همین کنایه باعث شد تا شاعر شهیر فلسطینی گوشی تلفن را بردارد و دست به تهدید العلی بزند
* چهار: این تهدید بعد از مرگ خالق حنظله برای درویش بسیار گران تمام شد.
* پنج: هیچ کس تاکنون صورت حنظله را ندیده است. ناجی العلی میگفت او تا زمانی که کرامت عربها باز نگردد، رویش را به مخاطبان نشان نمیدهد. حالا حنظله هر چند چهره ندارد اما تصویرش از دیوار حائل در فلسطین تا خیابانهای اطراف میدان تحریر قاهره کشیده شده است.
* شش: ناجی العلی در روستایی متولد شد که ۱۲سال بعد به دست نیروهای اسرائیلی ویران و خالی از سکنه شد.او به همراه خانوادهاش به اردوگاهی در لبنان گریخت. مجله تایمز در مورد او نوشته بود که او مردی است که با استخوانهای انسان نقاشی میکند.
* هفت: حنظله را شازده کوچولوی شرق میدانند. خالق هر دو سرنوشت تلخی داشتند. ناجی العلی در مورد تولد این کاریکاتور مینویسد: برای دوره کوتاهی به عنوان مربی نقاشی در کالج «الجعفریه» در «صور» کار کردم. سپس فرصت سفر به کویت برای کار در «طلیعه الکویته» که توسط حزب «پیشرفت» کویت منتشر می شد، برایم پیش آمد. آن زمان بود که شخصیت «حنظله» متولد شد. من حنظله را به
خوانندگان این گونه معرفی کردم: «من حنظله، از اردوگاه العین الهوا هستم.» حنظله، جوان پابرهنه، نماد دوران کودکی خودم بود. او در سنینی بود که من مجبور شدم فلسطین را ترک کنم و امروز از نظر احساسی، هنوز آن سن را دارم. احساس میکنم که میتوانم هر شاخ و برگ، هر سنگ، هر خانه و هر درختی را که در زمان کودکی در فلسطین پشت سر گذاشتم، به یاد بیاورم و احساس کنم.


