روزنامه هفت صبح، کمال بردبار | چه اتفاقی افتاد؟ ترامپ که به شکوفایی اقتصادی، به حداقل رساندن بیکاری و تاکتیکهای تهاجمی در عرصه دیپلماسی مینازید چطور شد که ناگهان به سومین رئیسجمهور تک دورهای آمریکا بدل شد؟ آیا قربانی اشتباهات بزرگ شد یا دست سرنوشت او را مقهور ساخت یا آنطور که خودش و رفقایش ادعا میکنند مقهور دسیسههای رسانهای دموکراتها شد؟
باور نکردنی است که رئیسجمهور آمریکا آمار بیکاری زیر ۴درصد را رقم بزند و اینگونه از کاخ سفید بیرون رانده شود. بیسابقه است کسی بتواند چند کشور عربی را به میز سازش با اسرائیل بکشاند و اینگونه راه خروج از کاخ سفید را در پیش بگیرد. کم سابقه است که رئیسجمهوری اینگونه شبح چین را به چالش بکشد و خودش از کاخ سفید بیرون برود؟ آن هم در رقابت با غیرجذابترین و معمولیترین نامزد تاریخ حزب دموکرات!یک پیرمرد ۷۷ساله آرام. بیش از حد آرام!
چه شد که ترامپ جنگ را باخت؟ چه شد که کارتل تشکیل شده از نتانیاهو و بوریس جانسون و عطیبه و قرقاش (دو دیپلمات مشهور اماراتی ) و جرد کوشنر و بن سلمان نتوانستند بقای ترامپ را تضمین کنند؟ حتی ۴۰۰میلیارد دلار معامله تسلیحاتی عربستان با آمریکا نیز فایدهای نکرد؟ترامپ چه کاری باید میکرد که نکرد؟ چه کار باید میکرد که حتی حزب جمهوریخواه هم در کنارش نایستاد.
میتوان دلایلی را پیدا کرد اما عجیب بودن این دلایل، غیرقابل کنترل بودن آنهاست. اینکه ترامپ مغرور و سرخوش با آمار و اعداد غبطه برانگیز در حوزه اقتصاد و کارنامهای باورنکردنی در عرصه دیپلماسی (از نگاه سیاستمداران آمریکایی ) اینگونه مقهور حوادثی شود که کنترلش از دستش خارج شده بود. دلم میخواهد از تقدیر حرف بزنم.
تقدیر عجیبی که ترامپ را دربرابر وقایع و حوادث شگفتانگیزی قرار داد که همان نقاط قوت و قدرت ترامپ به پاشنه آشیل او بدل شدند. همان لحن گستاخانهاش بلای جانش شد. همان تشویقش به خشونت و کلام تحقیرآمیزش نسبت به اقلیتها و نمایندگانشان که باب طبع شهروندان ایالتهای مرکزی و جنوبی آمریکا بود به آتشی تبدیل شد که دودمانش را برباد داد.
دلم میخواهد بگویم این وقایع،ضرب شست سرنوشت به ترامپ بود. مرد مغروری که در آخرین کنفرانس مطبوعاتیاش حتی توان راه رفتن هم نداشت و اینگونه به ستون سالن تکیه داد و از خود تصویر کودکی شرور اما درهم شکسته را به نمایش گذاشت. دوست دارم او را قربانی گوشمالی سرنوشت بدانم به خاطر همه اهانتها و گستاخیهایش و شرارتهایش.
اما بگذارید اینجا مقالهای از محمدرضا جلاییپور را نقل کنم که سه دلیل منطقی برای سقوط ترامپ رابر شمرده است. این یادداشت را از کانال تلگرامی پدرش استخراج کردهایم. محمدرضا جلاییپور مینویسد:
«بدون هر یک از سه عامل زیر، ترامپ در این انتخابات قابل شکست دادن نبود:
۱ مدیریت بسیار بد بحران کرونا در آمریکا
۲ قتل جورج فلوید و خیزش جنبش ضد تبعیض
۳ ائتلاف و همافزاییِ موثرِ اوباما و سندرز در حمایت از بایدن
(به تعبیر دیگر ائتلاف طیف پیشرو و میانه حزب دموکرات که با عدالتخواهانهتر شدن برنامهها و ادبیات بایدن و درسگیری از خطاهای کمپین دموکراتها در ۲۰۱۶ ممکن شد.) به نظرم در سال آینده تکرار این الگوی پیروزی را در بسیاری از انتخاباتهای سایر کشورها هم خواهیم دید که همین سه عامل در نتیجه انتخابات تعیینکننده میشوند. »
این دلایل به نظر منطقی هستند اما توالی این دلایل و زمان وجودشان مرا به سمت همان دست قدرتمند تقدیر میکشاند. خرافی هستم؟ قبول. پس بیایید همان دلایل سه گانه جلاییپور را قبول کنیم تا اطلاع ثانوی.


