روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی | با در نظر گرفتن تمام اتفاقات خشن، رعبانگیز و جنایتکارانهای که در جنگها رخ میدهد باید بپذیریم که آمریکا توانست در تغییر روند کشورگشاییهای آلمان و متحدانش در جنگ جهانی دوم دست بالا را داشته باشد و به هر نحوی که میشد به این جنگ عالمسوز خاتمه دهد.
آمریکا در فاصله سالهای پس از جنگ جهانی دوم تا همین چند سال اخیر توانست با اتکا به همین دستاورد و البته مسائل مهم دیگر، علاوه بر نقش رهبری جهان، اعتماد تام بخش عمدهای از کشورهای دنیا را هم به دنبال خود داشته باشد و به نوعی هژمونی فکری و معنوی خود را در جای جای جهان و کشورهایی که داعیه انطباق بر دموکراسی دارند بگستراند.
عمده کشورهای جهان، آمریکا را در طول این مدت طولانی مهد تمدن، انساندوستی، آزادی و تمام صفتهای خوب و بشردوستانه میدانستند و آرزو و رویای هر کشوری این بود که تمامی این صفتهای نیک را یکجا با خود به همراه داشته باشد. باید پذیرفت که آمریکا هم بیش از حد لازم در این نقش فرورفته بود و محافظهکاران قدرتمند در این کشور به یک سوپاپ برای تخلیه تمام فشارهای انباشته خود در طول دهههای گذشته نیاز داشتند، فردی که بتواند بی هیچ ژست بشردوستانهای تمام قواعد بازی را به هم بریزد و هزینه این رفتار و کردار به پای هیچکدام از سیاستمداران حامی او نوشته نشود. این شخص کسی جز دونالد ترامپ نبود.
ترامپ با سر دادن بیآرایش و بیپالایش همین شعارها توانست عده بسیاری را با خود همراه کند و سوار بر شانههای آنها روانه کاخ سفید شود. در ادامه نیز او توانست یک به یک به شعارهای خود با دقت و وسواسی مثالزدنی جامهعمل بپوشاند تا با حفظ حمایت افکار عمومی و طرفداران داخلی خود، آن روی نادیده و خشن قدرت و گردنفرازی آمریکا را نیز برای همپیمانان و جهانیان آشکار کند.
اما روند اتفاقاتی که جهان در چند سال گذشته با آن مواجه شد سبب شد تا هژمونی ابرقدرتها در جهان با چالشهای بسیاری دست و پنجه نرم کند و کشورها تغییرات مهمی را در برابر دیدگان خود ببینند. اینکه بخش عمدهای از کشورهای تراز اول، دیگر آمریکا را به عنوان رهبر جهان به رسمیت نمیشناسند یکی از تغییرات مهمی است که میتوان آن را نتیجه مستقیم اتفاقات چند سال اخیر بالاخص رفتار سودجویانه آمریکا در دوستی و شراکت با دیکتاتورها و جنایتکاران جهان و نحوه مدیریت بحران کرونا دانست.
موجی که ترامپ بر آن سوار بود فضای امنی برای ترکتازی او به وجود آورد و سبب شد علاوه بر اشتباهات او در سیاست خارجی که چهره و اعتبار جهانی آمریکا را خدشهدار کرد، دموکراسی در داخل کشور به خطر بیافتد و ترامپ با سرعتی مهارنشدنی به سمت یک دیکتاتور در قلب دموکراسی آمریکا حرکت کند. به همین دلیل بخش قابل توجهی از همراهان و حامیان دیروز او در محافل و مجامع فکری خود این گزاره را در گوش یکدیگر زمزمه میکردند که «پیروزی مجدد دونالد ترامپ شکست خطرناکی برای دموکراسی و آمریکاست.»
میتوان گفت حزب جمهوریخواه در موضوع جنجال برانگیزی به نام دونالد ترامپ به دو نیمه نامساوی و جدا از هم تقسیم شد. نیمه بزرگتر شامل حامیان ترامپ هستند که اکثر آنها در حال حاضر هم در مشاغل دولتی مستقرند و به پیشبرد سیاستها و تندرویهای ترامپ در ابعاد مختلف کمک میکنند. نیمه دیگر اما منتقدان او و دولتش و البته دولتمردان سابق جمهوریخواهان هستند که سعی بر آن دارند این نکته را جای بیاندازند که ترامپ یک جمهوریخواه اصیل نیست و بین جمهوریخواهان و او فاصله بسیاری است.
در روز سوم نوامبر که همه جهانیان به نام روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نظارهگر رقابت ترامپ و بایدن بودند، بر سر بیش از ۶ هزار کرسی انتخاباتی در آمریکا رقابتی بزرگ برگزار شد. از فرمانداری ایالتها و شهرها گرفته تا سرنوشت تعداد قابل توجهی از کرسیهای مجلس نمایندگان و مجلس سنا در این روز رقم خورد.
نگرانی سران حزب این بود که صفت «جمهوریخواه» که ترامپ بیمبالات آن را به دنبال خود یدک میکشد کار دست تمام جمهوریخواهان دهد و فضای منفی علیه او موجب شود که جمهوریخواهان در آستانه شکست در تمام جبهههای انتخاباتی خود از ریاستجمهوری و کنگره گرفته تا فرمانداریها و شوراهای شهری باشند.
به همین دلیل هم میچ مک کانال، رهبر اکثریت جمهوریخواه مجلس سنا به تمامی نامزدهای جمهوریخواه برای تمامی انتخاباتها در سراسر کشور پیشنهاد کرد که تا میتوانند از ترامپ دوری کنند چرا که اتصال به او میتواند منجر به شکست آنها در انتخاباتها شود. جمهوریخواهان به این ترتیب توانستند کرسی ریاست جمهوری را از دست بدهند اما همچنان در سایر مناصب بر سر کار بمانند. خالی از لطف نیست که به بخشی از مناظره آخر بایدن و ترامپ رجوع کنیم، جایی که ترامپ از بایدن پرسید:
«تو و اوباما ۸ سال سر کار بودید، چرا در همان ۸ سال این طرحها و برنامهها را اجرا نکردید؟» و بایدن اینگونه پاسخ داد که «کنگره در دست جمهوریخواهان بود!» و شاید بر همین اساس بود جمهوریخواهان با عدم حمایت از ترامپ و خالی کردن پشتش کرسی ریاستجمهوری را از دست دادند و سایر مناصب خود را حفظ کردند.


