روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی | دههها حضور مستدام و بیوقفه در حوزه هنرهای نمایشی اتفاق نادری در تمام دنیاست و نصیب هرکسی نمیشود. اگر در این حضور طولانیمدت، عزت و اعتبار روز افزون را هم نصیب این فرد کند اتفاقی ویژه و کمسابقهتری رخ داده است.سیسیلی تایسون یکی از همین افراد است که با حضوری ۷۰ساله در حوزه هنرهای نمایشی و همچنین مد و طراحی لباس علاوهبر کارنامه پربار، اعتبار بسیاری را نیز برای خود دست و پا کرد.
این اتفاق زمانی بیمانند میشود که در نظر داشته باشیم تایسون جوان و سیاهپوست کار خود را در ابتدای دهه ۵۰ و در اوج کشاکش فشارهای اجتماعی و جنگ بر سر تبعیض نژادی در آمریکا شروع کرد.
تایسون در محله پر ماجرا و پر سروصدای هارلم نیویورک که میزبان اجتماع هر روزه سیاهپوستان بود به دنیا آمد. پدر و مادر او مانند دیگر سیاهپوستان آن زمان شغل مهم و درآمد زیادی نداشتند.
مادر او خدمتکار خانه بود و پدرش یک نجاری کوچک و محقر در هارلم داشت.سیسیلی علاقه بسیاری به پدرش داشت و هر روز به مغازه او میرفت و با زل زدن به دستان پدرش میدید که چگونه میشود با هنر، قریحه و تلاش از الواری بد ریخت و کج و معوج چیز زیبا و کارآمدی خلق کرد. جان جانسون در سال ۱۹۴۵ و پس از جنگ جهانی دوم یعنی جنگی که در آن سیاهپوستان دوشادوش دیگران برای آمریکا درجبههها جنگیده بودند مجلهای به نام «ابونی» را راهاندازی کرد که برای اولینبار در مطبوعات آمریکا بر زندگی سیاهپوستان تمرکز دارد.
این نشریه در طول حیات خود نقش و سهم بسزایی در معرفی نوابغ سیاهپوست به جامعه آمریکا داشته و دارد و از دوروتی دندریج، دیانا راس و مایکل جکسون گرفته تا میشل و باراک اوباما برای اولینبار در میان صفحات این نشریه به آمریکاییها معرفی شدند.عکسهای سیسیلی تایسون هم که با شروع دهه ۵۰ به عنوان مدل در مقابل دوربین عکاس مجله ابونی میایستاد برای اولینبار در میان صفحات همین مجله و گاهی روی جلد آن روانه کیوسکها شد.
مدیران شبکه انبیسی اولینبار او را روی جلد همین مجله دیدند و برای نقشآفرینی در سریالهای این شبکه پسندیدند. اولین تجربه بازیگری تایسون در سال ۱۹۵۱ و در سریالی از همین شبکه به نام «لشکریان ایمان» رخ داد.بینندگان تلویزیون آمریکا برای اولینبار با زن جوانی در قاب تلویزیون روبهرو شدند که سیاهپوست است و رفتهرفته در دل آنها جای خودش را باز کرده است. تایسون با اتکا بر علاقهای که بینندگان این سریال به او داشتند و با ادامه حضور در فیلمها و سریالهای مختلف در دهه ۵۰ مسیر را برای ورود دیگر سیاهپوستان به این عرصه باز کرد.
در ادامه این مسیر پای تایسون به صحنههای تئاتر مشهور برادوی باز شد که برای او اعتبار هنری ویژهای دست و پا کرد و همزمان با این اتفاق او یکی از بازیگران اصلی سریالهای طولانیمدت و چندصد قسمتی سوپاپرا شد. از این رو رفتهرفته بار هنری فیلمهایی که تایسون در آن حضور داشت سنگینتر میشد و او با اتکا بر تجربه حضور در تئاتر توانست بر هنر بازیگری خود بیافزاید و نگاه منتقدان را به خود جلب کند.
در همین سالها او توانست اولین جوایز هنری خود را کسب کند؛ جوایزی که تا سالهای سال ادامه داشت و در بسیاری از آن جوایز مانند جایزه اسکار تایسون اولین سیاهپوستی بود که برای کسب این جایزه نامزد میشد.تایسون سه جایزه امی، چهار جایزه بلکرییل، یک جایزه تونی و یک جایزه پیبادی و البته یک اسکار افتخاری را به خانه برده است و یک بار برای جایزه اسکار و یک بار برای جایزه بفتا نیز نامزد شد.
تایسون برخلاف اغلب سیاهپوستان همقطار خود پس از شهرت به ورطه زندگی لوکس نیفتاد و با اعتباری که برای خود دست و پا کرد دوباره به هارلم بازگشت و در کنار خدمات خیریه و فرهنگی که به رایگان در اختیار سیاهپوستان محروم نیویورکی قرار میداد یک سالن تئاتر به نام خودش برای کشف استعدادهای سیاهپوستان در عرصه تئاتر و حرکات موزون بنا کرد.
همچنین او یک مدرسه و دانشگاه هنری به نام خودش در نیوجرسی تاسیس کرد که روی هم رفته افراد بسیاری توانستند با بهرهمندی از خدمات خیریه تایسون وارد این حوزهها شوند.تایسون میگوید همیشه به این فکر میکرده که اگر شرایط اجتماعی طور دیگری بود پدرش یکی از مهمترین هنرمندان قرن اخیر میشد، به همین دلیل تمام تلاشش را میکند که هنر و استعداد فردی به خاطر فقر و محرومیت تلف نشود. تایسون روز پنجشنبه در ۹۶سالگی درگذشت اما راهی را آغاز کرد و میراثی را از خود بهجا گذاشت که بیهمتاست.


