روزنامه هفت صبح، محمدجواد ترابی | اگر دانشآموز کنکوری باشید یا در بین بستگانتان کنکوری داشته باشد حتما میدانید یکی از دغدغههای سالهای اخیر این شده که چهار سال بعد، یعنی پس از فارغالتحصیلی (یا برای دکتری یک دهه بعد)، بازار کار آن رشته چگونه است.مشاوران هم فهرستی از رشتههایی که بازار کار آینده را میسازند فهرست کردهاند؛از دادهکاوی و تحلیل کلانداده تا تخصص در انرژیهای تجدیدپذیر و هوافضا، از شغلهای مرتبط با اینترنت اشیا گرفته تا رباتیک و افقهای پیشروی مکاترونیک.
دیگر دوران اینکه والدین به بچه زرنگهای فامیل زنگ میزدند تا بپرسند چه رشتهای بهتر است،گذشت.حالا این گزارشهای آیندهنگر و مشاوران هستند که افق پیشرو را برای کنکوریها و خانوادههایشان تصویر میکنند.از کنکور برویم سراغ انتخابات ایران.در هفتههای اخیر با دقت تمام مشغول بررسی صحبتهای کاندیداهای ریاستجمهوری بودم؛کاندیداهایی که همین امروز قرار است فهرستشان نهایی شود.برخی از آنها مشخص است که از یکسال پیش رویای رئیسجمهور شدن در سر داشتند و درباره هرچه که دغدغه امروزمان است در این یکسال صحبت کردند.
برخی اما سعی کردند حرفهایشان را سر به مهر نگاه دارند تا در صورت تایید صلاحیت، موج رسانهای خود را ایجاد کنند.با این حال به لطف کلابهاوس و رسانههای نوظهور در شبکههای اجتماعی تقریبا با منش و دیدگاه همه نامزدهای احتمالی اصلی ریاستجمهوری کشور آشنا شدهایم.در این میان دریغ از یک جمله از تمامی نامزدها درباره اینکه ایران سال ۱۴۰۴، یعنی بعد از یک دوره ریاست جمهوریشان قرار است چه شکلی باشد، در کجای معادلات سیاسی و اقتصادی جهان یا منطقه باشد و ارزش و اعتبار پول ملی، تراز صادرات، اعتبار گذرنامه و تولید ناخالص ملی، قرار است چه باشد؟
از حالا نمیشود پیشبینی کرد؟ خب حداقل برآوردها چیست؟ چرا ما برای فرزند خودمان چهار سال آینده را میبینیم ولی برای خاک این کشور نه؟ شاید گفته شود که این کار نیاز به اسناد بالادستی دارد؛موافقم.«سند چشمانداز ۱۴۰۴ ایران» که سال ۱۳۸۲ تصویب و ابلاغ شد،سند خوبی است.
ببینیم کدام کاندیدا، درصدی از آنچه را در این سند برای آینده ایران تصویر میشد متعهد میشود.از صحبت نامزدهای انتخاباتی امسال بیشتر برمیآید که ادعا بر سر مهارت رانندگی است؛کسی گویا مقصد را نمیداند؛به نظر میآید برخی اطلاع درستی از میزان سوخت و فرسودگی قطعات ماشین محرکه هم ندارند یا تصور میکنند مردم چنین آگاهیای ندارند، سرعت و شتابهای خیالی تصویر میکنند. اصلا مگر مقصد مهم است؟ قرار است رانندهای از صدر قوه مجریه کشور پیاده شود و یکی دیگر برای دستکم چهار سال جای او بنشیند.
از نوع رانندگی و گذر از تنگناهای موجود میشنویم اما با این برنامهها و صحبتها، معلوم نیست آن زمان قرار است کجا ایستاده باشیم.در دور قبلی انتخابات، ادعاهایی در مورد قیمت ارز شد که مقیاس مناسبی است برای آنچه قرار بود کشور در سال ۱۴۰۰ با آن مواجه باشد و آنچه در حال تحویل به رئیسجمهور بعدی است.کاش نامزدهای این دور هم در ۱۰ خط بگویند با هدایت آنها، کشور قرار است سال ۱۴۰۴ چه شکلی باشد.تکلیف ما، هم حال و هم آن زمان روشن میشود.حداقل میدانیم چه باید بخواهیم و چه قرار است بخواهیم.


