روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| این عکس زیبا کار مصطفی کیایی است. کارگردان سینما و سریالهای پربیننده شبکه نمایش خانگی. عصریخبندان، ضدگلوله و سریال همگناه. دیروز وقتی در فرودگاه امام خمینی به همراه گروهش برای فیلمبرداری رفته بودند ناهید کیانی را میبینند و این تصویر را از او که از توکیو بازگشته بود ثبت میکنند. ناهید کیانی میتوانست یکی از اعضای معمولی ناکامان المپیکی باشد اما سرنوشت او را شکل دیگری آزار داد.
آری دختر خسته ما بازگشته است. ناهید کیانی که در غائله زشتی که بر سر دیدار او با کیمیا علیزاده رخ داد بیش از هرکسی لطمه دید. به عنوان روزنامهنگار دو ماه قبل این اتفاق را پیشبینی کرده بودیم. چون ما روزنامهنگارها برخی اوقات ماجرا را بهتر میتوانیم پیشبینی کنیم. تعریف نیست. از مزایای شغلمان است. دختری که با همت خودش سهمیه المپیک را به دست آورد و راهی المپیک شد و ناگهان خود را در وسط یک میدان مین دید.
۲۲سالش است و نتوانست از این میدان به سلامت خارج شود. حریفش از او آمادهتر بود. همان حریفی که دوست دوران نوجوانیاش بود و حالا در مهاجرت شکل و شمایل دیگری پیدا کرده بود و دیروز هم متنی پرآب و تاب در صفحه خود منتشر کرد. هرچه بود ناهید کیانی باخت و هدف حملات قرار گرفت و کسی هم نبود که با او همدردی کند. او خستهتر از همیشه به ایران بازگشت. المپیک این حادثه پرشور ورزشی آن چیزی نبود که او تصورش را میکرد.
از این سختتر و تلختر امکان نداشت. او خودش این حادثه را اینگونه توصیف کرده است: «من نمیدانستم که روزی در بزرگترین آوردگاه زندگیام در نقطهای که سالها برای رسیدن به آن تلاش کرده بودم قرار است مقابل هم وطنم بایستم، مقابل دوستی که بخشی از خاطرات دوران ورزشی من است.
من چه باید میکردم؟ سیاست در مقابلمان قد علم کرده بود، نمیدانم چه بر سر جهان آمده که زور ورزش به سیاست نرسید و پرچم المپیک تنها به نمادی بیتوجه تبدیل شده که شعار صلح سر میدهد. تمام این چند روز زندگیام با بهت گذشت…مردم سرزمینم من از جنس خود شما هستم از جنس مردم عادی از جنس دردهای حقیقی، ببخشید اگر نتوانستم تمام خود باشم، نتوانستم در میان درد بیآبی، درد خشکسالی شادی کوچکی به شما هدیه بدهم، ببخشید اگر رویارویی من با هموطنم دل شما را آزرد، بازنده حقیقی المپیک بود …المپیک ۲۰۲۱ با تمام خوب و بدش تمام میشود و من میمانم و المپیک که بزرگیاش در ذهنیتم افول کرده است.»
بگذارید این قسمت را با متنی که مصطفی کیایی در رویارویی با ناهید کیانی در فرودگاه نوشته تمام کنم: «امروز،تهران،فرودگاه امام خمینی سر صحنه فیلمبرداری بیگناه. این دختر که میبینید به همراه خانوادهاش یکی از قهرمانهای المپیکی ماست، ناهید کیانی، باورم نمیشد این کسی که آنقدر غریبانه و تنها دارد از فرودگاه خارج میشود همان قهرمانی است که چند روز پیش در المپیک برای ایران میجنگید.
قهرمانی که رویاروییاش با هموطنش کیمیا علیزاده آنقدر حاشیه داشت، آنقدر سیاسی شد و آنقدر از یک مسابقه ورزشی خارج شد که دیگر فقط یک مسابقه نبود و این وسط کیمیا را دیدند و ناهید کیانی که تمام تلاشش را برای رسیدن به المپیک کرده بود کمتر دیده شد، حالا هم در برگشت از المپیک هیچکس در کنارش نیست جز خانوادهاش. همین بیمهریها باعث رفتن خیلی از قهرمانهای ما شد، باید مراقب امثال کیمیاها و کیانیها بود. این همه غریب و تنها بودن برای یک قهرمان انصاف نیست، آن گل هم که در دستش میبینید گروه ما بهش داده، نه فدراسیون و نه هیچ کس دیگر.»


