روزنامه هفت صبح | پنجشنبهشب تازهترین دوره حراج تهران به پایان رسید. مراسمی که باز هم حسین پاکدل اجرای آن را بهعهده داشت و رقم اعلام شده برای فروش آثار در مجموع به ۴۲ میلیارد و ۷۱۸ میلیون تومان رسید. این عدد برای دوره سیزدهم ۸۷ میلیارد و ۹۴۲ میلیون تومان اعلام شده بود و این یعنی مجموع رقم رد و بدل شده در چهاردهمین حراج تهران نزدیک به ۵۰ میلیارد تومان نسبت به دوره قبل کمتر بوده است.
البته این را در نظر داشته باشید که فروش دوره قبل حراج که دیماه سال گذشته برگزار شد، به شکل عجیبی بیشتر از هر دوره بود. تا قبل از دوره قبل، بیشترین فروش به دوره دهم تعلق داشت با کمی بیشتر از ۳۴ میلیارد فروش، بنابراین اگر پدیده دوره قبل را در نظر نگیریم، چهاردهمین دوره با ایستادن در رتبه دوم فروش در کل تاریخ ۹ ساله حراج تهران، عملکرد بدی نداشته است.
پدیدههای شب آرام
دور قبلی حراج تهران در دیماه سال گذشته بعد از دو بار وقفه بهخاطر کرونا بالاخره برگزار شد و یکی از کارهای آیدین آغداشلو در حالیکه او را انواع حاشیهها در بر گرفته بود، ده برابر قیمت پایه فروش رفت، یعنی ۱۲ میلیارد تومان. این اتفاق سر و صدای زیادی کرد و پدیده حراج سیزدهم لقب گرفت، اما در دوره تازه حراج تهران از این خبرها نبود و همه چیز خیلی آرام پیش رفت. گرانترین اثر این حراج، به تابلوی نقاشی «روز و شب را میشمارم، روز و شب» اثر رضا درخشانی اختصاص داشت که در این دوره از حراج با دو اثر حضور داشت.
«روز و شب را میشمارم، روز و شب» به مجموعه شب و روز و درختان انجیر تعلق دارد. در توضیح این مجموعه آمده: «در این مجموعه، هنرمند از دو وجه مشترک در خلق آثار مجموعه استفاده کرده است؛ نخست آنکه تمامی مجموعه از دو لته تشکیل شدهاند که فرمهای مختلف گیاهی را مجسم میکنند؛ این دو لته بودن بر نگرش دوگانگی شرقگرایانه شکل گرفته است و دوم آنکه هر لته به لحاظ رنگی، عکس لته روبهروست؛ یعنی جای رنگ در فضای مثبت و منفی یکی، در دیگری جابهجا میشود. با این حال دو تابلو به لحاظ فرمی مکمل نیستند و نوعی قرینه در بیقرینگی در اثر دیده میشود که تابلو را به لحاظ کلی پویا میکند.»
دومین اثر رضا درخشانی با عنوان «هجرت طلایی» در ابعاد ۱۵۰×۱۸۰ سانتیمتر هم میلیاردی شد و به قیمت یک میلیارد و صد میلیون تومان فروخته شد. این اثر در سال ۱۳۸۳ کشیده شده بود. دیگر اثر میلیاردی حراج چهاردهم، تابلوی «گنبد آبی» اثر وای. زی. کامی (کامران یوسفزاده) بود که به مبلغ ۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخته شد. غیر از این سه اثر ۵ اثر هنری دیگر هم در این حراج میلیاردی شدند از جمله اثری از فرهاد مشیری با عنوان «ما، رزها» با قیمت ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، تابلوی «امپراتور مطرود» اثر واحد خاکدان با قیمت یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون و «بندبازها» اثر آویش خبرهزاده یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان چکش خوردند.
اثر بدون عنوان محمود زندهرودی از مجموعه کرامت انسانی هم یک میلیارد و صد میلیون تومان فروخته شد. در چهاردهمین حراج تهران ۹ اثر هم بین ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان فروش رفتند و ۶۱ اثر هم ۱۰۰ تا ۵۰۰ میلیون. ۴۲ اثر زیر ۱۰۰ میلیونی هم در این شب معامله شدند.
حمله دوباره به کیانیان
یکی از آثار زیر ۵۰۰ میلیون شب حراج چهاردهم متعلق به رضا کیانیان بود، عکس با اسم «او میرود دامنکشان» که ۱۵۰ میلیون تومان چکش خورد اما مثل بارهای قبل که خبری از آثار عکاسی رضا کیانیان شنیده میشد، اینبار هم باعث شد که خیلیها قیمت پرداخته شده برای این اثر را بهجای کیفیت و هنرمندی خالق آن به معروف بودنش ربط بدهند. مثلا یکی از کاربران شبکههای اجتماعی در مورد این اثر سهلتی نوشت: «وقتی دستتون اشتباهی به دکمه دوربین موبایل میخوره، بهجای پاککردن عکس، بفرستیدش «حراج تهران».
بازار خوب سرمایهگذاری
اگرچه حراج چهاردهم تهران پدیده خاص و ویژهای نداشت اما پیشرفت قیمت آثاری که قبلا هم در این حراج ارائه شده بودند توجهها را به بازار خوب کالاهای هنری برای سرمایهگذاری جلب کرد. یکی از این آثار تابلوی «ایران» بیتا وکیلی بود که سال ۱۳۹۵ در حراج تهران به قیمت ۴۰ میلیون تومان چکش خورد، اما پنجشنبه ۲۶۰ میلیون تومان فروش رفت.
یکی دو اثر دیگر هم چنین وضعیتی داشتند که باعث شد مخاطبان حراج شروع کنند به پرزنت کردن آثار هنری در شبکههای اجتماعی و مهمتر از آن اعلام کنند که این اتفاقها نشان میدهد دلالی حرفهای در بازار آثار هنری در حال شکلگیری است، اتفاقی که نه تنها میتواند یک جور کسب و کار و سرمایهگذاری برای علاقهمندان ایجاد کند، بلکه کیفیت آثار هنری را هم به شکل محسوسی ارتقا میدهد.


