روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | قدیمها راهها طولانی نبود؟ انگار خیلی طول میکشید برسیم. الان هر چیزی را شروع نکرده، رسیدهای تهخط. اصلا تمام زیباییهای مسیر برای مردم از بین رفته. جاده کندوان کیپ تا کیپ ترافیک شده. این وسط هر کسی هم آمد دل سیری خالی کند برود. از آنها گله ندارم. از زمانه هم ندارم. فقط روانم را نگاه میکنم که مثل کاغذ نامهای عاشقانه در آب، در حال حل شدن است. یا پرندهای که مثل یک نقطه در آسمان در حال دور شدن است.
مرگها بیدغدغه پشت هم چنان میآیند که انگار زندگیها. من بچه جنگم. یعنی کودکیام در صدای آژیرها گذشته و نوارچسبهای ضربدرخورده روی شیشهها. همینطور در پدرهای ازدسترفته گذشته. با تمام این حرفها یادم نمیآید آدمها اینهمه در صف مرگ ایستاده باشند. خاطرم نمیآید تا این حد مرده باشند. الان دارند زندگی نمیکنند! درحالیکه شما به من بگویید؛ نمیشود هنوز برای یاکریمهای روی تراس خردهنان ریخت؟
یا مثل برگهای فرارفته یک پیچک، بیپروا زیست؟ دیروز از کسی پرسیدم تا به حال فضولات این و آن را شستهای؟ گفت نه. گفتم شستهام. پرسیدم بیمار در حال مرگ کرونا را بغل کردهای؟ گفت نه. بغل کردهام. بعد به سرعت آمدم خانه نمیدانم دنبال چه کاری. کناره جدول، لب جوب، پا گذاشتم برای رد شدن، دو تا مورچه دانه میبردند. نشستم. دوزانو، مؤدب، یک ساعت بعدی را دست زیر چانه بردم به تماشای این دو تا مورچه دانا.
همه چیز در حال نو شدن نیست؟ و مهمترین اتفاق امروز، فرود فروتنانه یک برگ پاییزی از بلندترین شاخههای یک درخت نیست؟ شغل تازه من این است؛ دوست داشتن. بابت آن جام به جام زهر میریزند به جانم و دیر نخواهد بود که دستها را بلند کنند، روی پیشانی بگذارند تا نگاه کنند به چشماندازم. بار یک کوه چقدر سنگین است؟ سبک کردهاید؟ یا در انتظار صدای بعدی دارکوب ساعتها منتظر نشستهاید؟ اصلا زندگی بعدی را همین حالا من انتخاب کردهام.
جعبههای واکس میشوم برای براق کردن کفش آدمها. تا میشوم مثل یک پل برای رسیدن. حسی آمیخته به اضطراب زیبای بوسیدن. انگورهای ناب میشوم. سکوتِ بین دو میزان سهلاچنگِ پر از شور را شنیدهاید؟ پیام عاشقانه عاشقی که تردید دارد مرا بفرستد؛ من خبری از حیات تازه انسان در کهکشان، کشف چرایی ابتدای خلقت میشوم. چند سال نوری گذشته؟ چند سال است رفته؟ من تمام تقویمهای زندگیام را دارم. همینطور از سر دلتنگی نشستهام ورق زدن و دیدهام امروز هم مثل گذشته چقدر دوستت داشتهام. تو هم داری؟


