روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | ‌ما به «فکر کردن» محتاجیم. بیش از آنکه گمان می‌بریم. حتی بیش از آنکه پیشینیان ما نیازمند بودند. آنها همیشه فرصت داشتند، همیشه اوقات خالی و عالی می‌یافتند و فکر می‌‌کردند. این را از قطر رمان‌هایی که می‌خواندند، سفرهایی که می‌رفتند، رهایی لذت‌بخشی که داشتند و حرف‌هایی که زدند می‌توان فهمید. اما امروز فرصتی وجود ندارد که ما آن را فارغ از هر چیزی بیابیم و لاجرم در آن فکر کنیم.

هرچه وقت داریم را دست و پا زدن برای کسب پول پر می‌کند و اگر چیزی بماند، اسمارت‌فون‌ها دخلش را می‌آورند و عمده‌ ما و حتی کسانی که در برابر تکنولوژی مقاومت می‌کردند، امروز به‌نحوی درگیر آنند. تکنولوژی جای ما فکر می‌کند، جای ما مسئله می‌سازد، جای ما خرید می‌رود، جای ما تجربه‌ زیسته دارد و ما و سلیقه و عقیده‌مان را از خودمان بهتر می‌شناسد. ما امروز با تکنولوژی و تبلور یگانه‌ آن در اسمارت‌فون‌ها و اینترنت، حتی لازم نیست آدرسی را یاد بگیریم.

حتی لازم نیست در میان اسناد و کتب برای امری جست‌وجو کنیم. همه چیز در اختیارمان است و گوگل مانند یک آگاه راستین، یا یک همه‌چیزدان فربه، هر آنچه را ما می‌خواهیم، پاسخگوست. اوقات فراغت ما، یا به دریافت اطلاعات کاهویی می‌گذرد، یا به دیدن عکس‌های دیگران، یا به حضور در گروه‌های فامیلی و رفاقتی و یا به سامان دادن امورمان در آلارم‌های یادآوری. ما امروز غرق نوتیفیکیشن‌هایمان هستیم، مدام در انتظار به سر می‌بریم، بی‌آنکه مقصد و مقصودمان روشن باشد.

ما کار می‌کنیم تا تکنولوژی را تامین کنیم و خودمان چون یک ماشین از تکنولوژی امنیت می‌جوییم. مقالات و خبرهایی که این روزها درباره ربات‌های انسان‌نما وجود دارد، احتمالا در آینده ما را از رابطه با انسان‌ هم بی‌نیاز می‌کند. همان چیزی که اسپایک لی در فیلم «او» پیش‌بینی کرده بود. شما می‌توانید یک مرد یا یک زن را با هوش مصنوعی بین ده تا سی هزاردلار بخرید، به او برنامه دلخواهتان را بدهید، لحن و صدایش را مشخص کنید و همراه او زندگی کنید. این یعنی تحقق فیلم‌های هالیوود.

این یعنی زیستن تکنولوژیک که ما مصرف‌کنندگانِ جبری آنیم. همه چیز در وسیله کوچک مستقر در دستان ماست. در یک دیوایس شش‌اینچی. این روزها از ما، فقط جویدن و اجابت مزاج مانده؛ اگر تکنولوژی آن را هم حل کند و مثل شارژرهای از راه دور، ما با امواج الکتریکی تغذیه شویم، یا روده‌هایمان با تشعشعات پاک شوند، دیگر آدم که هیچ، حیوان هم نیستیم و ربات هم نخواهیم شد. هیچ‌تر از هیچیم و این همان کابوس استیلای تکنولوژی است.

امری که ما به آن قدرت می‌دهیم و توهم قادریت می‌یابیم، اما تحت سلطه مطلق آنیم. امروز تکنولوژی، همه نیازهای انسانِ راحت‌طلب را رفع می‌کند و هستی در برابر او رنگ می‌بازد. به نظرم برای اینکه جز نیازهای اولیه حیوانی، کمی از آدم بودنمان را محقق کنیم، بهتر است تمرین تفکر کنیم. زیاد فکر کنیم؛ به چیزهایی غیر از وام و حقوق و شغل و تحصیل و رابطه و مسکن. به چیزهایی که آدم با آگاهی از آنها آدم می‌شود.

امروز باید حواسمان شش‌دانگ به هیولای تکنولوژی باشد، اگرچه خارج از آن نمی‌توان بدان نگریست. این روزها باید فکور باشیم و به اربابان تکنولوژیک در دستمان، جور دیگر بنگریم. وجود ما امروز در اسمارت‌فون و در پروفایل‌مان رنگ می‌گیرد. شناخت‌مان نیز از دل همین صفحات، دریچه وجودی و شناختی ما تکنولوژیک است و این یعنی ماهیت، وجود و هویت ما بدون استقلال است. تکنولوژی هیولایی است که نمی‌توان بدون آن زیست، اما آداب زیستن در کنار او خلاصه می‌شود در فکر کردن و بس.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.