روزنامه هفت صبح، نگین باقری | شاید همنشینی کلمه «موزه» در کنار «گربه» آنقدر ترکیب آشنایی برای ما نباشد که دقیقا بدانیم موزه گربه چطور جایی است ولی الان دو سال از فعالیت یک «کافه-موزه گربه» در مرکز شهر تهران میگذرد که به موزه پرشین کت معروف شده. از هر نظر که نگاه کنیم این موزه تفاوتهای مهمی با همه مکانهای دیگری که در ایران به موزه میشناسیم دارد.مهمترین فرقش هم این است که به جای اشیا و آثار هنری، باستانی و صنعتی، از گربهها و تاریخ و هنر آنها محافظت میکند.
طبقه اول این ساختمان قدیمی کافه و دو طبقه دیگر نام موزه است. در کافه فقط غذای گیاهی سرو میشود و تا طبقه سوم دیوارهای آن پر شده از تصاویر گربهها در فیلمها، کتابهای تاریخی، عکسهای قدیمی، تمبرها و نقاشیهای مهم از گربه پا کوتاه پرشین. خلاصه که این کافه-موزه فقط محل نگهداری چند گربه نیست بلکه یک تاریخنگاری مفصلی از حضور گربهها در نقاشیها، در ادبیات و در تاریخ انجام داده. مثلا فقط در یکی از اتاقها منظومه موش و گربه عبید زاکانی نقاشی شده است.
تا همین چند ماه پیش گربهها آزادانه همه جای این ساختمان قدیمی بازسازی شده رفت و آمد میکردند ولی از عید امسال فقط طبقه دوم و سوم آن به امپراتوری آنها تبدیل شده. برای ورود به موزه باید دم در کیسههای پلاستیکی را به کفشتان بکشید تا با کفشهای آلوده پایتان را وارد قلمرو گربهها نگذارید. بعد با بالا رفتن از یک راه پله قدیمی وارد محیط زندگی این ۲۴ گربه با نژادهای مختلف میشوید.
اینجا فرشته، بهار، فرخ، شاهرخ، درویش و بقیه با نژادهای پرشین، بریتیش، راشن بلو، DSH و… میزبان شما هستند. مدیر این موزه میگوید که ابتدا قرار بوده اینجا فقط موزه پرشین کت باشد ولی بعد از واگذاری یک گربه بیمار DSH یا همان گربههای موکوتاه خیابانی دیگر ترکیب آنها عوض شد و برنامه آنها هم تغییر کرد.
میزبانی به سبک گربهها
هر کدام از گربهها اینجا کاراکتر و شخصیت خودش را دارد.«یل» اولین و مسنترین گربه اینجاست که بالای ۱۰ سال دارد و ۹۰درصد از مواقعی که وارد موزه شوید خواب است. نازلی گربه دیگر موزه، قبل از اینکه اینجا بیاید برای توله کشی مورد سوءاستفاده قرار میگرفت و حالا پوکی استخوان دارد؛ نگران نشوید او اینجا تحت مراقبت ویژه است. یک خانواده از گربههای سیامی، گربههای آسیای جنوب شرقی هم به اسم بابک و فروغ و فرزند آنها بیژن در موزه زندگی میکنند.
البته این تنها خانواده اینجا نیست. فرخ و شیرین هم دیگر اعضای خانواده این موزه هستند. ماجرای بچهدار شدن آنها هم این بود که عقیمسازی آنها به خاطر کرونا با تاخیر مواجه شد و این دو نگین و سیمین و شاهرخ و تارخ را به دنیا آوردند. از بین زیبارویان موزه بهار و فرشته به خاطر چشمهایی با رنگهای متفاوت خیلی معروف هستند. به قول موسس این موزه، بهار اهل سخن است که یعنی خیلی حرف میزند؛ هر وقت وارد شوید او دارد یک ریز میو میو میکند.
آذر هم اهل فرار است و همیشه میخواهد بیرون برود. به خاطر همین روزی دو ساعت در را برایش باز میکنند، میرود دورهایش را میزند و وقتی گردش و تفریح تمام میشود دوباره صدا میکند تا در را برای برگشتن رویش باز کنند. فرخ نابیناست و سیاوش که نژاد راشن بلو دارد اصطلاحا مدیر موزه است. بابک اکبری موسس این موزه میگوید:«با اینکه به ما پیشنهادهای زیادی بابت خرید گربههایمان میشود ولی ما کار خرید و فروش انجام نمیدهیم که هیچ، با آن مخالف هم هستم. گاهی حتی پیشنهاد مبالغ بالایی هم میدهند یا قیمت آنها را میپرسند ولی این کار را قبول نداریم.»
پرشین کت در فرنگ
گربه پرشین یا گربه ایرانی یک نژاد موبلند گربه است که صورتی گرد و پوزهای کوتاه دارد.اولین باردر کتاب پیترو دلاو به پرشین کت اشاره شده که حاصل سفرنامه او به ایران است. سال ۲۰۱۵ پرشین کت در جایگاه دوم گربههای محبوب آمریکا قرار گرفت. (جایگاه نخست متعلق به نژاد اگزاتیک موکوتاه بود) گویا اولینبار یکی از پرشینکتهای خراسان را پیترو دلاله به ایتالیا میبرد و پای این نژاد به فرنگ باز میشود.
از همین نژاد نمونههای دیگری هم از آنکارا به فرانسه برده میشود و کم کم پای آنها به بریتانیا هم میرسد و اینطور میشود که امروزه آنقدر که پرشین کتهای داخل کشور با اروپای غربی ارتباط ژنتیکی دارند، به گربههای خاور نزدیک و غرب آسیا ارتباطی ندارند. گربه پرشین برای خودش اسم و رسمی دارد اما در بازار تولهکشیها پرشین کت آنقدرها هم گران نیست. پرشینکت را در ایران معمولا بین ۴ تا ۶ میلیون تومان خرید و فروش میکنند.
هرچه گربه نایابتر تولهکشها هم دست و پای بیشتری برای آنها میشکنند. بعد از پرشینکت، گربههای فولد از وان ترکیه در ایران کمیاب هستند. بریتیش و اسکاتیش را هم حدودا تا ۸ میلیون تومان هم خرید و فروش میکنند. نژاد سیامی هم اگر در ایران پیدا شود تا ۲۰ تومان میفروشند. قیمت گربهها در این بازار غیررسمی بسته به رنگ و شکلشان میتواند بالا و پایین شود. برخی از آنها تولهکشی شدهاند و بهتر است برای جلوگیری از تولهکشی کسی گربه نخرد. اکبری میگوید اوایل کار به آنها پیشنهادهای زیادی شده بود که تبلیغ کسبوکارهای این تولهکشیها را بکنند ولی آنها این کار را بهرهکشی و آسیبی برای گربهها میبینند.
اینجا حرف اول و آخر را گربهها میزنند
موزه پرشین کت طوری ساخته شده که رفاه گربهها در اولویت باشد. برای همین بدون پذیرفتن قوانین این موزه نمیتوانید از تماشای گربهها هم لذت ببرید. مثلا اولین قانون این است که شما حق بغل کردن آنها را ندارید. قانون دوم اینکه مثل هر موزه دیگر عکسبرداری با فلش نور موبایل ممنوع است.
قانون سوم میگوید که شما اصول و تایم مناسب برای غذا دادن به این بچهها را بلد نیستید پس از بیرون برایشان غذا نیاورید. اگر میخواهید به آنها جایزه بدهید میتوانید آن را از ورودی موزه تهیه کنید. معمولا صبحها وقتی از موزه بازدید کنید گربهها خوابآلود و کسل هستند. مدیر موزه تاکید دارد که این خوابآلودگی آنها تا سر ظهر چند دلیل دارد:«گربههای موزه یک تفاوت مهم با گربه خیابان دارند. گربهای که در خیابان زندگی میکند باید دنبال غذا بگردد یا نوازش کردن را دوست دارد.
گربههای شخصی که در خانه هم زندگی میکنند، در روز با آدمهای کمتری سر و کار دارد. به خاطر همین واکنش گربههای موزه این است که مقابل جمعیت زیاد خودشان را به خواب میزنند؛ مگر اینکه تشویق بشوند یا وقت غذایشان باشد. برای همین، جایی مخصوص آنها در موزه درست کردهایم که دیگر کسی نمی شود آنها را ببینند. به زودی قرار است بخشی از بالکن هم فقط به گربهها اختصاص یابد و بازدیدکنندگان اجازه ورود به آن را نداشته باشند.»
ماجرا از کجا شروع شد؟
ماجرای موزه پرشین کت از زری خانم شهر کتاب اکباتان شروع شد. سرمایهگذاران کتابفروشی در شهرک اکباتان با گربه بیماری که بعدا به زری خانم معروف شد روبهرو شدند و تصمیم گرفتند که آن را تیمار کنند. بعد از بهبودی این گربه، دیگر زری خانم هیچ وقت کتابفروشی را ترک نکرد و کم کم یکجورهایی تبدیل به همه کاره این کتابفروشی شد. با اینکه گربههای زیادی هر روز سهمیه غذایشان را از فروشنده این کتابفروشی میگرفتند اما فقط زری خانم اینجا حق آب و گل داشت.
حقی که به واسطه آن اجازه ورود به مغازه و لم دادن روی کتابهای بزرگترین و مهمترین نویسندههای تاریخ را هم پیدا میکرد. بعد از آن این دو نفر سرمایهگذار کتابفروشی تصمیم گرفتند که کار خودشان را توسعه دهند ولی اینبار یک موزه برای گربههای پرشین درست کنند. آنها مجوز کافه-موزه پرشین کت را میگیرند و اینطور میشود که زری خانم اکباتان به بانی خیری برای ۲۴ گربه دیگر تبدیل میشود.


