روزنامه هفت صبح، آرش غفاری | دوستان جان سلام. ما همیشه در توئیتر باهم بحث کیفی راجع به مواد غذایی داریم.راجع به بحث رستورانی که در اغلب اوقات تفاهم نداریم.اما این مسئله بزرگی نیست.ما هیچ وقت از هم نپرسیده بودیم چرا ما راجع به یک رستوران تفاهم نداریم.چرا برند خاصی از لحاظ کیفی آنقدر مطرح نیست که جمعی از مردم راجع به آن تفاهم داشته باشیم.دوستان در جواب سوال من که: به نظرشان چرا ما در پنجاه سال گذشته برند مطرحی را تثبیت نکرده‌ایم به جواب‌های مبسوطی اشاره کرده‌اند.جواب‌های دوستان چون مفصل و کامل است سعی می‌کنم این هفته بیشتر به جواب‌های دوستان برسم.به چند جواب منتخب دقت کنیم:

Farbodzaveh: ‏‎ایجاد برند یعنی تداوم، تداوم از پایداری قوانین، شفافیت کسب و کار و ثبات ایجاد میشه؛ این ضعف مختص غذا نیست کم و بیش همه جا هست. وقتی شما نمی‌توانی با قطعیت نسبی وضعیت یک سال آینده را پیش بینی کنی یا سیاست غلط اقتصادی سرمایه گذاری را غیر اقتصادی میکنه، برند سازی نشدنی میشه.

وهومن:‏‎مشکل اصلی و اساسی نگاه کوتاه مدت و خودمدارانه سیاستگذاران اقتصادی و جریان‌های سیاسی و در نتیجه تحمیل تورم بالا به اقتصاده که همه چیز رو سال‌هاست در تعلیق نگه داشته. در این شرایط اگر برندی به وجود بیاد عجیبه!
‌Amir kalhori:‏‎۱- از بعد کلان نگاه کنیم عدم ثبات در ریسک‌های pestle و در نتیجه ناتوانی در برنامه ریزی استراتژیک
۲- از بعد خرد نگاه کنیم خود بنگاه‌ها به ندرت شرایط باقی ماندن در رقابت رو رعایت می‌کنند. شرایطی همچون کیفیت، تبلیغات، روابط عمومی و …

Chopoghi: ‏‎‎همه چیز رو همه گفتن تقریباً.نبود قانون یا در صورت بودن قانون نبود حمایت قانونی و نبود نظارت و امثالهم از دلایل اصلیه ولی یک دلیل مهم دیگه هم رفتار نامناسب ایرانی جماعت در این حوزه‌ها است وگرنه در خود ایران شاید نه ولی در خارج از ایران بستر قانونی فراهمه و خیلی از مهاجرین کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه در خارج از کشورشون برند سازی‌های این مدلی موفق هم راه انداختن ولی من به کرات اینجا خوندم تقریباً همه رستوران‌های غذاهای ایرانی در خارج از کشور غذاهای گران با کیفیت پایین ارائه می‌دن در حالی که همتایان ترکی یا هندی یا پاکستانی واون‌ها غذاهای با کیفیت‌تری رو با قیمت خیلی کمتر عرضه می‌کنن.

Rasol soleymani: ‏‎‎بزرگ شدن و بزرگ ماندن در ایران سخت هست.
کپی برداری از برند ها نداشتن اطلاعات در مورد برند سازی و مزایا آن شرایط ناپایدار اقتصادی فرد محور بودن کسب و کارها از دلایل عدم موفقیت در برند سازی در مقیاس وسیع هست.

موج.اسماعیلی( مشتبی قدیم ):‏‎چون تا موقعی که داریم می خوریم لذت می بریم بعدش دیگه مهم نیست ، نگرش سطحی به غذا
شاهرخ: ‏‎اکبر مشتی و نایب در زمان خودشون معمولی بودن و به‌عنوان برند مطرح نبودن، هم بستنی و هم چلوکبابی ممتاز تر ازین دوتا بودن، اینها بعداز خودشون برند شدن، که باید شانس و تعداد وارث هم دراین قضیه لحاظ کرد، رستوران‌های زبانزد الان هم اگر به نسل‌های بعدشون منتقل نشه اسمی ازشون نمیمونه.

Mahin.barkhordari: ‏‎به نظر من چون اگر برندی به نتیجه برسه و موفق بشه دست‌های پنهان یا زمینش می‌زنند یا حق حساب می‌خوان.
‌کارت زن: ‏‎با کدوم ساختار؟!کدوم برندی توی این ۵۰ سال تونسته اعتماد عمومی رو برای بیشترازچندسال داشته باشه و بعدش نره به سمت سودآوری صرف.رضایت مشتری فقط توی حرف و شعار وجودداره درعمل هیچ.

Behesht: ‏‎در کشور ایران یک برند غذایی وقتی معروف می‌شود، کیفیت معنی خود را از دست می‌دهد و صاحب برند به نظرم فکر می‌کند دیگه مشتری خودم را دارم و اونو کسی دائم استفاده می‌کند متوجه تغییر نمی‌شود،البته به نظام پولی و سیستم در حال تغییر کشور هم وابسته می‌باشد و جیب مردم هم حرف اول را می‌زند‌.

چای تلخ: ‏‎احتمالا چون « مالکیت معنوی» در ایران هنوز جدی گرفته نشده و این معضل در همه زمینه ها وجود داره؛ از موسیقی تا فرش و یا اعیاد و جشن‌ها…. را کشورهای همسایه به نام خودشون ثبت میکنن.
‌Leili: ‏‎برای این‌که وقتی مشتری‌هاشون زیاد می‌شه، کیفیت قربانی سود بیشتر می‌شه. بعد از افول کیفیت، کم‌کم مشتریانشون رو از دست می‌دن.

Zahra ameri: ‏‎به نظر وجود باور جهان سومی بودن درتمامی سطوح مدیریتی و ملی نهادینه شده و عزم راسخی نسبت به این مهم ایجاد نمی‌کند.وَ اِلا کم غذا و دسر ملی نداریم!به لطف دوستان غرب و شرق دوست که از قضا مدیران کلان ملی هستند ما در این فضا بیشتر وارد کننده برندها بوده‌ایم نه صادرکننده برند ملی.
‌Roya leilaeyoun: ‏‎هرگز تفکر برند بودن، برند شدن ندارن.صرفا تا نوک بینی و فروش ماهانه و نهایت سالانه خودشون رو میبینن.
‌Dr.spine(مهدی): ‏‎به گمان بنده، نیازش دیده نشده و بهترین بهانه براشون، ندیدن یا کم‌رنگ دیدن مشتری‌مداری در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی‌شان است.

Vida davari: ‏‎چون عزمی برای نمایش هویت تاریخی ما نیست. همه تلاش‌ها برای از بین بردن ریشه‌های ماست. غذا هم بخشی از این فرهنگ و ریشه است. نمیشه هم برای از بین بردن یه فرهنگ هزینه کنی هم برای معرفیش برند بسازی. خیلی از غذاها که مراحل پختشون با آداب و رسوممون عجین شدن از یاد مردم رفتن.
‌Safa sharif askari: ‏‎عدم وجود انگیزه بخاطر فقدان قوانین موثر در صیانت از مالکیت معنوی و کپی شدن سریع و ‌قس علی هذا.

میرزا بنویس:‏‎شاید نبود ساختار و حق مالکیت باشه. مثلا شمال اکبر جوجه، حاج اکبر جوجه، مشهدی اکبرجوجه، کربلایی جوجه، اصغر جوجه، برادران جوجه به‌جز اکبر و … هست. وقتی کلا شما ثبات و پشوانه قانونی را حس نمیکنی سیاست کاری را کوتاه مدت طراحی میکنی نه بلند مدت.

‌Siamak sharifi: ‏‎به همان دلیل که موسیقی و مینیاتورمان جهانی نشدند، به خاطر زبان، ضعف تکنولوژی، فرهنگ و نبود سرمایه گذاری خارجی، روابط سیاسی محدود و خام فروشی و توریست خارجی بسیار کم، به همان دلیلی که فرودگاه بین المللی پایتخت ایران بیشتر شبیه یک فرودگاه محلی ست. در یک کلمه به خاطر فقدان شبکه حامی.

Babak radfar: ‏‎چون خلاقیت ندارند!البته من اززمانی حرف می‌زنم که دست‌هابیشتردرجیب می‌رفت باید توسعه وتنوع غذایی می‌دادندوازغذاهای سایرملل هم استفاده وسرومی‌کردند.همیشه قسمتی ازسودرابایدصرف توسعه ومطالعه برای تنوع کرد.۵۰سال چنجه وکوبیده سیخ زدن هنرزیادی نیست.آشپزایتالیایی استخدام می‌کردنددرآن هم یک می‌بودن.

اشکان خسروپور از پاغیس: ‏‎به گمانم فارغ از خوراک در موارد دیگر هم دستاورد چندان جدی نداشتیم، مگر کسی که خارج نشین شده باشد و با خیال راحت به علاقه‌اش برسد.نداشتن خیال راحت و دردسر معاش مانع شده به کیفیت زندگی خودمون/بقیه فکر کنیم. تفکرها کوتاه مدت شده.

میم.الف ( طوطی شکرشکن ):‏‎ساختن برند یک دانش است که نیاز به پیش نیازهایی دارد. استفاده از مشاورین دانا، اجرای صحیح پیشنهادها، اعتقاد صاحبان به برند سازی، صاحبان برند حداقل دانشی از برند سازی داشته باشند، نظارت بر عملکرد کارکنان، بازنگری دائمی و اصلاح روندها و رها نکردن مشاوره و علم آموزی دائمی.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.