روزنامه هفت صبح، محمدجواد ترابی | سالها که هیچ، دهههاست صحبت از اخذ مالیات با معیارهای روز جهان میشود ولی عکس آن را شاهدیم. چند نفر را دوروبرتان میشناسید که کارمندند و به نان شب محتاج ولی ماه به ماه از حقوقشان مالیات کسر میشود؟ در مقابل چند تاجر و مالک و سرمایهدار را میشناسید که با اخذ وکیل یک ریال هم مالیات نمیدهند؟ همه ما با این قصه آشناییم. سازمان امور مالیاتی کشور مجری قانون است و نباید انتظاری فراتر از مطالعات تطبیقی برای ارائه به قانونگذاران از آن داشت.
اما چقدر به این مطالعات بها داده میشود؟ دهههاست، طرحها و لایحههای مالیاتی هوشمند خاک میخورد و کسی برای آن تره خرد نمیکند. مثال واضحش همین جریمههای خودرو که بساط دهن کجی خودروهای چند میلیاردی را هم به راه انداخت. در روزهای قرمز کرونایی پایتخت، صاحبان خودروی ۵ میلیارد تومانی که ماشاالله در تهران کم نیستند همان جریمهای را میپرداختند که صاحب یک پراید مدل دهه ۸۰ میپرداخت. آن یک میلیون تومان جریمه، برای یکی بسیار بیارزش و برای آن یکی دستکم بخشی درشت از حقوق است.
مدلهای موفق اجرای جریمه بر اساس قیمت خودرو در جهان موجود است، چرا اجرا نمیشود؟ غیر از این که بخشی از مسئولان همان خودروها را دارند؟ سوژه دیگر همین تعداد بیشمار خانههای خالی در پایتخت و شهرهای بزرگ است. بنگاهداری بانکها به اقتصادمان آفت زده اما چه کسی زورش به اجرای نهایی مالیات برای خانههای خالی از سکنه میرسد؟ تقریبا هیچ کس! چطور نماینده مجلسی که خودش یکی دو خانه خالی دارد، پیگیر مصوبهای شود که علیه منافع خود او است؟
شهریور خبر آمد، مالیات خانههای خالی ۹ ماه بعد از تصویب، صفر است و در فرآیند اجرا درجا میزند. یکی دو ماه اخیر تکاپویی شده و گفته میشود اخذ مالیات از یک میلیون و ۳۰۰ هزار خانه قطعی است، باید منتظر ماند و دید واقعا این قانون بالاخره اجرایی میشود؟ مالیات بر عایدی سرمایه چه شد؟ در کلیات به تصویب رسیده ولی اجرایی شدن آن نیازمند بستری است که هنوز فراهم نیست. دست کم این پاسخی است که میشنویم.
آیا صرفا با اخذ مالیات ایران، گلستان میشود؟ قطعا این نگاه سادهانگارانهای به ماجراست. همان قدر که هوشمند کردن اخذ مالیات مهم است، ضرورت جریان آزاد اطلاعاتی بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. این که چه مقدار از این مالیات از کجا اخذ شده و چه مقدار از محل این درآمدها صرف تولید، خدمات، تسهیلگری و … در کشور شده است. این که اخذ مالیات هوشمند چقدر در میان مدت، شاخص جینی را کاهش داده و فاصله دهکهای بالا و پایین را به کمترین حد معقول و ممکن رسانده.
بیش از اخذ مالیات، بهرهمندی از ثمره آن است که مردمی را معتمد به این فرآیند یا ناراضیتر از پیش میکند. بهبود خدمات درمانی، ارتقای کیفیت حملونقل و ایمنی شهری و جادهای، دسترسی برابر به مراکز آموزشی هم سطح و … دهها مورد دیگر را عموم مردم با تمام جان و وجودشان، لمس میکنند.
ما به مالیاتنویسانی نیاز داریم که خود ذیالنفع نباشند یا دستکم اینقدر ذیالنفع نباشند. به مالیاتنویسان هوشمندی که فرق اخذ عوارض خروج از کشور بخش فرستکلاس هواپیما را با مسافر مرزهای زمینی بدانند. به مالیاتنویسانی که بدانند از آنکه زیر خط فقر درآمد دارد، نباید مالیات بگیرند. به مالیاتنویسانی که فقط قانون ننویسند و اجرای هر چه سریع آن را مطالبه کنند.


