روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | در دوره واقعیت متورم، چنان تصاویر با ادعای بازنمایی واقعیت توسط اسمارتفونها، پیش روی چشم ما قرار میگیرند که ما انگار نابینا شدیم. توده متورمی از تصاویر پی در پی، تمام جهان ما را در بر میگیرند و تکرار و تکثر و انتشارشان چنان فزاینده است که گویی واقعیت غیر از آنها نیست و ما در واقع چیزی را نمیبینیم. این ندیدن، به سایر حواس ما نیز تسری دارد. ما در دوره واقعیت متورم، با ناشنوایی نیز مواجهیم؛ امروز بخش زیادی از متفکران، مخاطبی ندارند تا درباره «مفاهیم» با آنها صحبت کنند.
مفاهیم به غریبترین شکل ممکن شنیده نمیشوند؛ امروز فقط مصادیقاند که توسط تصاویر وانمایی میشوند و فقط مخاطب به ارضاء اعتیادش درباره مصادیق گوش میسپارد، همانهایی را که تصاویر به او منتقل کردند. ماجرای تصاویری را که همین چند وقت، به شما هجوم آوردند، مرور کنید. ما هر چه درباره این ترندها باشد، میبینیم و میشنویم و جز اینها کر و کوریم.
وانمایی واقعیت چنان زیاد میشود که بدیل قابل تمایز خیال انگیزی باقی نمیماند. فرا واقعیت شکل میگیرد، همان واقعیت حاد؛ حالا آگاهی ما از جهان مبتنی بر این واقعیت حاد است. خیال میمیرد و تخدیر آغاز میشود، تامین دوپامین، تا احساس زنده بودن داشته باشیم. لایک و کامنت مواد ما هستند. همین است که میگوییم مفهوم آنلاین جای دازاین هایدگر نشسته و هستی ما به آنلاین بودن ما گره خورده است، چونان که معرفت و شناخت ما.
امروز چه چیزی باقی است؟ مرور تصاویر، زیست در واقعیت متورم؛ شبهآگاهی و سپس معرفت شعاری، مرگ واقعیت، مرگ مفاهیم، مرگ مصادیق، حالا فقط وانمودهها باقی ماندند؛ اگر نیچه زنده بود میگفت: امروز همه چیز، حقیقت و واقعیت مردهاند و در این مرگ، انسان و متعلقاتش نابود شدند، امروز اصالت مرده است، دمده است، مگر آنکه موضوع اصالت نیز «ترند» شود.
همه متفکران گوش شنوا میخواهند گوشی که مثل چشمها مالامال از واقعیت حاد ناواقعی نباشد. متنها تاریک میشوند،صداها گم، واقعیت، ناپیدا و هر روز توده حجیمتری از فراواقعیت ما را در بر میگیرد. باید اسمارت فونها را لحظهای زمین بگذاریم و به بودن و فهمیدنمان دوباره فکر کنیم، بچهها ما را نگاه میکنند. بچهها مثل ما جهان پیش از شبکههای اجتماعی، سرعت بالای اینترنت و فضای مجازی را درک نکردند.
آنها نسل زیسته در اینترنتاند و چه اندازه قربانیاند. آنها در یک صحنه تمام عیار واقع شدند و چه خطرناک است اگر در این صحنه رها شوند. در دوران واقعیت متورم باید از باور کردن، سادهانگاری کردن و قبول داشتن گریخت، در دوران واقعیت متورم، گرچه ظاهراً همه دانش در اختیارمان است، اما بیش از هر وقت دیگری به کسب دانش و بعدتر معرفت نیاز داریم. گوشیهامان را باید زمین بگذاریم، جور دیگر باید زیست.


