روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | شعله گرفتن دوباره اختلاف میان ارمنستان و آذربایجان بهانهای شد برای مرور چند باره اختلاف در قرهباغ. هفت نکته در این باره و دو دلیل در مورد اینکه چرا باید از قدرت گرفتن بیش از اندازه کشور آذربایجان ترسید؛ بخوانید.
یک: آذربایجان و ارمنستان، هر دو در بهار سال ۱۹۱۸ تاسیس شدند ولی حدودا دو سال بعد، وارد اتحاد جماهیر شوروی شدند و حدود ۷۰ سال زیرمجموعه شوروی بودند. به این ترتیب، قبل از سال ۱۹۹۱، ما هیچ همسایهای در شمال ایران، به جز اتحاد جماهیر شوروی نداشتیم و خبری هم از این ماجراهای قرهباغ و نخجوان وجود نداشت.
دو: از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اما این ماجراها به وجود آمد. در شمال غربی کشور ما، دو کشور به وجود آمد به نام آذربایجان و ارمنستان، یکی در شرق و چسبیده به دریای خزر و دیگری در غرب به نام ارمنستان. کشوری که در غرب، قرار گرفت یعنی آذربایجان کشور بزرگتری بود. ۸۶ هزار و ۶۰۰ کیلومتر مربع. این میزان مساحت، کمتر از استان سمنان ما و بزرگتر از استان یزد است. ارمنستان اما حدود ۳۰ هزار کیلومتر مربع است. یعنی کمی بزرگتر از استان کردستان و کوچکتر از استان آذربایجان غربی. جمعیت دو کشور هم تقریبا همین نسبت را با هم دارند. آذربایجان نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و ارمنستان ۳ میلیون نفر.
سه: قرهباغ ناحیهای است که ارمنستان و آذربایجان بر سر تصاحب آن اختلاف دارند. اختلاف بیش از هر چیز به خاطر مسایل قومیتی و دینی است. آذربایجانیها از قوم آذری و مسلمان شیعه هستند و ارمنستانیها ارمنیهای مسیحی. هر کدام از این دو کشور معتقدند که در حافظه تاریخی این منطقه قره باغ، قوم و دین آنها بوده که برتری داشته است.
چهار: در سال ۱۹۸۸ (یعنی در دوران افول شوروی و در آستانه فروپاشی این ابرقدرت) نیروهای ارمنی جنگ خود را برای تصرف این زمینها آغاز کردند. مدتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنگ تشدید شد و در سال ۱۹۹۴ پس از اینکه ارتش ارمنستان این بخشها را به تصرف خود درآورد، جنگ با آتشبس تمام شد.
پنج: با این حال درگیریهای ادامه داشت تا اینکه سال گذشته، آذربایجانیها توانستند به کمک ارتش ترکیه (که از نظر قومی به آنها نزدیک است) مناطق اشغال شده قرهباغ را پس بگیرند. ایران نیز تقریبا با سکوت خود بازپسگیری این مناطق را تایید کرد و ارمنستان بالاخره بعد از حدود ۲۶ سال مجبور شد که عقب بنشیند.
شش: اما از آن زمان دو تهدید جدی برای ایران به وجود آمده است: نخست اینکه ایران یک مسیر ترانزیتی از دل خاک ارمنستان به سمت جمهوری آذربایجان داشت که ۲۰ کیلومتر از آن، بعد از جنگ ۴۴ روزه به تصرف دولت باکو درآمد. آذربایجان هم برای اینکه نگذارد ایران ارتباطی وثیق با ارمنیها داشته باشد شروع به وضع عوارض سنگین برای کامیونهای ایرانی در این منطقه کرد. البته تلاشهایی برای احداث جاده جایگزین شده ولی مثل اینکه حتی آذربایجان، روی این جاده جایگزین هم نظر دارد و میخواهد برای عبور و مرور در این منطقه هم مزاحمت ایجاد کند. (منطقه مورد مناقشه با عدد یک مشخص شده است)
در عین حال آذربایجان تصمیم گرفته دالانی را بین سرزمین جمهوری باکو و جمهوری نخجوان در امتداد مرز ایران احداث کنند تا علاوه بر آنکه عملا مرز زمینی ایران با ارمنستان را از بین ببرند، به آرزوی خود یعنی اتصال زمینی باکو به نخجوان و از آن سو به ترکیه دست یابند. در صورتی که چنین کاری اتفاق بیفتد، ایران در شمال غربی خود تنها با دو کشور آذربایجان و ترکیه همسایه خواهد بود که هر دو دست کم از حیث قومی با هم شرکای استراتژیک هستند. (منطقه مورد مناقشه با عدد دو مشخص شده است)
هفت: مجموع این موضوعات در کنار ماجرای حضور برخی از نیروهای تکفیری مخالف بشار اسد که از سوریه برای جنگ قرهباغ به این منطقه آمدند و نیز حضور نیروهای اسرائیلی است که باعث شده وضعیت در این منطقه را به تهدیدی برای امنیت ملی ایران تبدیل کند.


