روزنامه هفت صبح، نگین باقری | تصور کنید که خوانندهای بر اثر آتشسوزی جان خود را از دست میدهد و با اینکه شما هیچ ایدهای ندارید که نام او چیست؟ سبک او چه بوده؟ و اصلا چه میخوانده، با خیل عظیمی از طرفداران از شیراز تا یاسوج روبهرو میشوید. طرفدارانی که در گروههای هزاران نفری برای او جمع شدهاند، آهنگهای او را میگذارند و برایش سوگواری میکنند.
۱۰ روز پیش سجاد رزمجو بر اثر آتشسوزی به بیمارستان سوانح و سوختگی شیراز منتقل شد و دو روز پیش جان خود را از دست داد. با انتشار خبر مرگ او نه ۱۰۰ ، نه ۵۰۰، نه هزار بلکه تقریبا ۴ هزار نفر فقط در شیراز و سپس در شهرهای دیگر سوگواری کردند. اتفاقی که بار دیگر مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی را یادآوری میکرد؛ با این تفاوت که اینبار به چند دلیل مختلف نام سجاد رزمجو آنقدرها برای مرکزنشینان کشور آشنا نبود.
از شیراز، اردکان، نورآباد ممسنی، سپیدان، یاسوج، خوزستان، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد و همه شهرهای کوچک و بزرگ این منطقه مراسمهای موازی برای او برگزار کردند و در هر کدام حداقل چندین نفر جمع شدند. آنهم عزاداری پرشکوه برای خوانندهای که به یک دلیل خاص هیچگاه فرصت تبدیل شدن به یک چهره ملی را پیدا نکرد و به اعتقاد برخی با مرگ او صدای موسیقی لری هم خاموش شده است.
سجاد رزمجو که بود؟
رزمجو متولد سال ۱۳۵۹ نورآباد ممسنی است. آهنگهای این خواننده ۴۱ساله حس نوستالژیک مشترکی برای همه لرنشینان جنوب و جنوبغربی کشور دارد اما اینطور که دوستان و آشنایان او تعریف میکنند اقوام کرد و ساکنین عرب خوزستان هم پیوندی مشترک در مویهها یا شادیهایشان با او داشتهاند. تصویربردار مراسمهای او برای هفتصبح تعریف میکند: «سجاد همیشه معتقد بود که قومی که موسیقی نداشته باشد، قومی مرده است.» به همین خاطر است که اگر از شیراز به سمت یاسوج حرکت کنید، شهر و روستایی نیست که با صدای آن خاطره نداشته باشد.
حالا با وجود ۴۱سال سن چرا از پیر و جوان همه او را میشناختند؟ یکی از اهالی یاسوج میگوید که بخشی از دلیل آن این است که این خواننده شعرها و آوازهای قدیمی لری را بازخوانی میکرد. بهخاطر همین هم علاقه به او رنج سنی مشخصی نداشت. او کارش را از سال ۱۳۷۱ شروع کرد و در این سالها آهنگهای معروفی ازجمله برگ ریواس، هی بو کو یارم، بیکس و… بازخوانی کرده است. به همین خاطر نه فقط لرها بلکه قشقاییان این منطقه هم که پیوندهای مشترکی با موسیقی لری دارند، در مراسم او عزاداری کردند.
چرا ناشناخته ماند؟
چرا از این خواننده مشهور لر در سطح ملی هیچ شناختی وجود نداشت؟ اینهم دلیل خود را دارد. ترانههای او هیچوقت مجوز نگرفتند. اینطور که یکی از طرفداران او میگوید اشعار محلی معمولا جملات عاشقانه حساسی دارند که مجوز نمیگیرند. به همین خاطر هم شما هر ویدئویی از او میبینید، در حال یک اجرای خصوصی در خانه دوستان و آشنایانش است.
حتی برخی از همشهریهایش میگویند که در شبکه دنا (شبکه پنج استانی) ممنوعالتصویر بوده است و این ممنوعالتصویری در همه دوران و دولتها ادامه داشته است. او میگوید: «در تلویزیون استانی ما موسیقی محلی جایگاهی ندارد. از شهرهای همسایه برای اجرا در تلویزیون دعوت میکنند اما نگاهی به موسیقی خودمان نمیاندازند و بهخاطر همین هم سجاد فقط در مراسم عروسی، عزا و مجالس عاشورا میخواند.»
مرگ تراژیک خواننده مشهور
حالا این خواننده مشهور چطور فوت کرد؟ ابتدا در رسانهها اعلام شد که علت فوت او به آتشسوزی یک کپسول گاز برمیگردد. ولی این تصویربردار با اشاره به زندگی این خواننده در شهرک ولایت یاسوج به هفتصبح میگوید: «اولین شب بارانی بود که در شهرک ما آسمان تا صبح بارید. برق هم قطع شده بود و حین خواب وصل شد.
روزهایی که ما اجرا داشتیم سجاد از همسرش میخواست که خانه مادر و پدرش بماند. برای همین آن شب هم بعد از اجرا، نصفه شب به خانه آمد و تنها در خانه خوابید. برخلاف آنچه رسانهها میگویند هیچ کپسولی آتش نگرفته اما گویا گاز آنقدر نشت کرده که احتمالا به دلیل روشن بودن بخاری خانه منفجر شده است.»
در تصاویر باقیمانده از منزل او آشپزخانه سالم است ولی تمام مبلمان سوخته. بعد از این اتفاق او را به بیمارستانی در یاسوج بردند. درمانها که افاقه نمیکند به بیمارستان امیرالمومنین شیراز منتقل میشود و دو روز پیش جان خود را از دست میدهد. او در تمام این سالها زندگی تنگدستانهای داشت. در نوجوانی پدر خود را از دست داده و با همین خوانندگی نانآور خانواده شده بود. حدود ۱۰روز پیش هم عضو دیگر خانواده خود را بر اثر یک سانحه از دست داده بود. در فاصله ۱۰ روزه بستری تا مرگ او تجمعهای زیادی برای خواندن دعای سلامتی برای این خواننده محبوب در شهرهای مختلف شکل گرفت.


