روزنامه هفت صبح | یک: بخش اول پاره یادداشتهای امروز را بیایید از حرفهای دیروز معاون شرکت فاضلاب تهران روایت کنیم که در خودش کلی نکتههای نهفته دارد. یک کلمه هم لازم نیست به آن اضافه کنیم:«با سرقت حجم قابل توجهی از تجهیزات مواجه هستیم. مجبوریم در تمام معابر نگهبان مستقر کنیم و این منجر به درگیریهای گسترده شبانه شده است.
تجهیزات، ماشینآلات، کمپرسور و ورق مورد سرقت قرار میگیرند. طبق ردیابیهایی که صورت گرفته در بازار ورق خلازیر فروخته میشود. به نیروی انتظامی هم اعلام کردیم که امنیت شرط اجرای پروژه است اما تاکنون برخورد مناسبی را از سوی حوزه قضایی و نیروی انتظامی با سارقین شبکه فاضلاب شاهد نبودیم.
اکنون وضعیت به گونهای شده که پیمانکاران با موضوع کنار آمدهاند و ورق موجدار را که ما یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان خریداری میکنیم در بازار خلازیر ۳۰۰ هزار تومان باید تهیه شود که امیدواریم کمک کنند تا شرایط ایمنی برای اجرای پروژه ایجاد شود.
در حال حاضر ۸۰ تا ۹۰ درصد ورقها مورد سرقت قرار میگیرند و ما مجبوریم دوباره همان ورقهای سرقتی را خریداری کنیم، علاوه بر ورقها، سرقت دریچههای چُدنی را نیز شاهدیم که برای کارگذاری مجدد این دریچهها مجبور میشویم از دریچههای بتنی که از روشهای استاندارد هم دور هستند، استفاده کنیم.
در طول یک سال در برخی مناطق سرقت چند هزار دریچه را شاهد هستیم، این سرقتها در چند ماه اخیر در غرب تهران شدت یافته است.هزینه هر دریچه ۲ میلیون تومان است و ما به طور کلی حدود ۱۴۰ هزار دریچه داریم که با رقم قیمتی آن هزینه زیادی را به ما تحمیل میکند.»
دو: کلی هیاهو کرده بودند درباره فیلم اسپنسر که درباره پرنسس دایاناست و بازی شگفتانگیز کریستین استوارت. خب اولا بازی خانم استوارت که بسیار بد است و تلاششان برای تقلید لهجه انگلیسی به یک نوع بیان عجیب رسیده است و کاری کردهاند که همه آن پرتره با اعتماد به نفس دایانا به یک زن عصبی شکننده نیمه مجنون بدل شود.
و دیگر این که کل ماجرا در قالب همان داستان همیشگی عروس و مادرشوهر و خانواده شوهر میگنجد. به نظر میرسد بیش از دو دهه افکار عمومی با موضوعی سرو کله زدهاند که اصلش چیز پیش پا افتادهای بوده است. گفتم که انگلیسیها متخصص قالب کردن تولیدات و روایتهای پیش پا افتاده به عنوان اتفاقاتی مهم هستند.
از جیمز باند بگیرید تا همین دایانا. جرات نمیکنم از بیتلز و هری پاتر اسم ببرم (حالا زیاد عصبانی نشوید کمی غلو در این گزارهها وجود دارند ) بههرحال اسپنسر مثل این میماند که فیلم بگذار زندگی کنم ساخته شاپور قریب (با بازی افسانه بایگان ) را بدهند به فیلمسازی که دوست دارد شبیه آنتونیونی فیلم بسازد.


