روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | همه ما در زندگی با مسائلی روبهرو میشویم که راهحلشان را نمیدانیم. مسائلی که میتوانند، روز و شب، ما را به خود معطوف کنند و موجبات ناراحتی و درماندگیمان را سبب شوند. «مسئله» امری است که انسان جبرا با آن مواجه میشود، یا طی یک چالشی آن را به جان میخرد.
مسئله، همانطور که سالها پیش در درس پر ریاضت ریاضی آموختیم، واجد یک صورت است، یک راهحل و یک پاسخ. صورت مسئله و فهم آن مهمترین نکته همیشه امتحانات است و اگر کسی در درک آن قدرتمند باشد، حتما آسانتر و آسودهتر به پاسخ راه مییابد و از امتحان عبور میکند. البته فهم مسئله و مسیر درست حل آن، حتما از جواب اهمیت بیشتری دارد، زیرا بسیاری از مسائل پاسخ نهایی یگانه ندارند و تنها میتوان بحران پرابلماتیک را در مسیر نتیجه کاهش داد.
پس درک صورت مسئله، اصل اول، در مسیر حل قرار گرفتن، اصل دوم و رسیدن به پاسخ و نتیجه، فرع است. حال در مسائل عمومی و اجتماعی، یافتن ابعاد صورت مسئله، ذیل شناخت آن، بسیار حائز اهمیت خواهد بود، چرا که مسئله کلان، پارامترهای متعدد اثرگذار دارد و هر اندازه مجهولات بیشتر باشند، مسئله، مسئلهتر میشود.
در بحرانهای اجتماعی، ما پدیدارها و معلولها را میبینیم و با سرعت در پی حل یا از بین بردن آنها حرکت میکنیم و نسبتی با علتها و مبانی نداریم. به عبارتی ویترین را درست میکنیم، بدون آنکه مخزن را اصلاح کرده باشیم. ما در حل مسائل اجتماعی، مدام در پی یافتن پاسخایم و در مسیر تسریع نیل به آن، به وفور تساهل، تسامح و غفلت میکنیم و لذا عمدتا با پاسخهای بیربط، مغشوش و غیرکاربردی مواجه میشویم.
پاسخهایی که به جای حل نهایی، خود به یک مسئله دیگر بدل میشوند. بدتر اینکه وقتی انسان پاسخ مسئلهای را نمیداند یا نمیتواند راهحلاش را پیدا کند یا اینکه به خاطر غرورش نمیخواهد در برابر آن شکست بخورد، یک راهحل بسیار سادهتر را بر میگزیند: حذف یا انکار صورت مسئله. همه ما در زندگی شخصی این را بسیار تجربه کردیم که وقتی با بحرانی مواجه میشویم و راهحلی برای گذار از آن نمییابیم، اصلا آن را انکار میکنیم.
اما در مسائل اجتماعی با درگیری افراد کثیر چه باید بکنیم. بسیاری از مسئولان همان مسیر زندگی فردی خود را طی میکنند: حذف و انکار صورت مسئله، مکتوم گذاردن آن یا محول کردن به بعد. در شرایط اجتماعی این برخورد، چند تالیفاسد بزرگ ایجاد میکند. اول آنکه مسئول، مسئله را فهم نمیکند، ابعاد مسئله را سادهسازی میکند، پاسخ بیربط به صورت مسئله میدهد و دست آخر، صورت مسئله را پاک یا حذف میکند.
این سیر خطرناک، موجب تلنبار شدن مسائل مختلف پشت سد انکار میشود و فشار اجتماعی را روز به روز بیشتر میکند. راهحل چیست؟ همچنان شناخت و درک مسئله. یک مسئول باید بتواند مسئله را بشناسد، ابعاد آن را بیابد و پارامترهای اثرگذار بر آن را تا حد امکان بسنجد. هیچکس انتظار ندارد که بحرانها حتما به پاسخ و حل نهایی برسند.
اما همه باید این را وظیفه خود بدانند که تبیین و توضیح مسئله، شناخت و ساده سخن گفتن پیرامون آن، نه سادهانگاری درباره آن، تنها راه اصولی مواجهه با مسائل است و انتخاب حذف و انکار صورت مسئله، بدترین و خطرناکترین راهحل است که موجب زوال و انحطاط مسائل خواهد شد.


