روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی | در روزگار پس از جنگ جهانی دوم و در کنار رقابت تسلیحاتی که بین قدرتهای جهان شکل گرفته بود رقابت جدیدی متولد شد که دههها جهان را تحت تاثیر خود قرار داد. در آن دوران کشورهای جهان برای بازسازی ویرانیهای این جنگ خونبار و طولانی، بر بسط و گسترش صنایع خود متمرکز شدند. یکی از بخشهای مهم توسعه صنایع، تولید وسایل نوین رفاهی و خانگی برای آسایش بیشتر مردم در زندگی بود.
وسایلی مانند تلفن، تلویزیون، یخچالهای خانگی و … محصول همین دوران هستند. هرچه فاصله از پایان جنگ بیشتر میشد، وسایل رفاهی بیشتر و جدیدتری نیز روانه بازار میشد. در آن دوران دو قطب اصلی این رقابت کشورهای ژاپن و آمریکا بودند و شرکتهای بزرگ و موفق این دو کشور مانند سونی و پاناسونیک ژاپنی و جنرال و وستینگ هاوس آمریکایی بر سر قبضه کردن بازارهای جهانی رقابت نزدیکی با هم داشتند.
این رقابت یکی از معدود رقابتهای قدرتهای جهان با یکدیگر بود که نه تنها مردم را مورد اذیت و آزار قرار نداد بلکه موجب میشد که آنها هر روزه و با مرسوم شدن به کارگیری وسایل جدید عرضه شده در بازار توسط این شرکتها، آرامش و آسایش بیشتری را در زندگی خود تجربه کنند. اما این تمام ماجرا نبود.
به دلیل هجوم ناگهانی شرکتها به منابع مواد اولیه مصرفی خود، یکی از تبعات منفی این رقابت فشاری بود که به طور ناگهانی به منابع زمین و محیطزیست وارد میشد. نکته منفی دیگری که دههها گریبانگیر جهان شد تثبیت مصرفگرایی و جا افتادن سبک زندگی ماکسیمال در دنیا بود. سبک زندگی ماکسیمال یا حداکثری سبب شد تا خانههای مردم مملو از وسایلی شود که بود و نبودشان چندان هم توفیری نداشت. خرید بیرویه وسایل غیرضروری خانگی، پوشاک و به ویژه وسایل تزئینی و نمایشی از نشانههای سبک زندگی ماکسیمال است.
در ابتدا رونق اقتصادی ناشی از این مصرفگرایی سبب شد تا دولتمردان وقعی به این رفتار غیرمعمول ننهند اما رفتهرفته وضعیت تامین مواد اولیه و ثبات روانی جامعه به مرز هشدار رسید. از یک سو منابع زمین پاسخگوی این میزان از افراط نبود و از سوی دیگر این زندگی شلوغ و در هم تنیده سبب شده بود تا افراد عصبانیتر و مضطربتر از چیزی باشند که باید میبودند. به همین دلیل دولتمردان در یک چرخش ناگهانی تصمیم گرفتند تا به طور مدون و با به کارگیری سیاستها، تبلیغات و ترفندهای نوین، سبک زندگی مینیمال یا حداقلی را جا بیاندازند.
در نگاه اول اینگونه به نظر میرسد که سبک زندگی مینیمال نقطه مقابل ماکسیمال است پس باید سبکی تفریطی باشد که فرد در آن به دلیل عدم برخورداری از امکانات رفاهی کافی با ریاضت و سختی روبهرو میشود اما در اصل سبک زندگی مینیمال یعنی تکیه بر مدار تعادل و نیاز در زندگی و دوری گزیدن از مصرفگرایی. هرچند در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، آمریکا و مردم این کشور همچنان در قعر مصرفگرایی دست و پا میزنند اما میتوان گفت اصرار دولتها بر زندگی مینیمال تا حدودی از وخامت اوضاع کاسته بود.
در این راستا همه چیز خوب و منطقی پیش میرفت تا اینکه پای ویروس کرونا و همهگیری آن به دنیا باز شد.پروتکلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتماعی در دوران همهگیری کرونا سبب شد تا طنین پر جنب و جوش اجتماعات شهری در اقصی نقاط جهان به یکباره بخوابد و همه به کنج خانههای خود بخزند. آمریکا که یکی از بحرانزدهترین کشورهای جهان در دوره کرونا بود نیز از این قاعده مستثنا نیست.
زندگی اجباری مردم زیر سقفهای خانهها و خلأ تفریح و تفرج و استفاده از امکانات شهری سبب شد تا دوباره مصرفگرایی شیب تند مثبتی به خود بگیرد. این اتفاق ابتدا در مواد غذایی و مصرفی مانند گوشت و دستمال کاغذی رخ داد سپس ذره ذره وارد عرصههای دیگر شد. در یک نگاه کلی کشور آمریکا در تمام دستهبندیهای کالاهای مصرفی شخصی و خانگی با افزایش مصرف و تقاضا روبهرو شد. در این بین نکته مهمی که این روزها توجه دولتمردان و رسانهها را به خود جلب کرده، باز شدن پای کالاهایی به خانههای آمریکاییهاست که سالها از منسوخ شدن آن گذشته است.
در حد فاصل ۳ تا ۵ دهه پیش و به تاسی از سبک زندگی ژاپنی، مرسوم بود که مردم در خانههای خود از میوه و مواد غذایی مصنوعی نمایشی برای تزئین میزهای خود استفاده کنند. رفتهرفته این کالای تزئینی از خانههای مردم رخت بر بست و تنها در همان ژاپن به حیات خود ادامه داد. اکنون گزارشها نشان میدهند که خانهنشینی در دوران کرونا به حدی خانوادهها را به ورطه مصرفگرایی انداخته است که این روزها خرید خوراکیهای مصنوعی تزئینی به یکی از ترندهای خریدهای فروشگاهی مردم آمریکا تبدیل شده است.
سبدهای میوه، نان کروسان، بستنیهای قیفی که تعدادی از آنها آب شده و چکه میکند، گیلاسهای نوشیدنی که یکی از آنها افتاده و بخشی از مایع درونش روی میز پخش شده و همچنین میوههای استوایی برش خورده تنها بخشی از این کالاهاست که به تازگی دوباره محبوبیت سابق خود را به دست آوردهاند.
برخی شرکتها نیز با به کارگیری ابتکار به این موج دامن زدهاند. آنها کالاهای تزئینی سفارشی برای مشتریان خود تولید میکنند که بیشتر مربوط به زوجها میشود. حلقه ازدواج مصنوعی، دسته گلی شبیه دسته گلی که عروس در مراسم عروسی خود در دست دارد و کیکی شبیه کیکی که عروس و داماد در مراسم عروسی خود بریدند از جمله کالاهایی است که این روزها پر رونق شدهاند. جالب است بدانید سفارش این بسته خاطرات مراسم عروسی حدود ۱۰ هزار خرج برمیدارد.
خرید شمعهای تزئینی و کاغذهای رنگی برای جشنها نیز به اوج خود رسیده است و خانوادههای آمریکایی تنها طی سال جاری ۵.۶ میلیارد دلار برای تهیه این دو قلم هزینه کردهاند. به علاوه در ماههای اخیر مرسوم شده است که دوستان و اعضای خانوادههای آمریکایی در مناسبتهای مختلف مانند جشن روز تولد، فارغالتحصیلی و … به یکدیگر غذاهای محبوب اما مصنوعی و تزئینی هدیه بدهند. این هدایا از ساندویچ هاتداگ ساده با سس خردل مصنوعی ۱۰۰ دلاری شروع میشود و به استیک با سس و مخلفات و سالاد مصنوعی ۳۵۰۰ دلاری نیز میرسد و هزینه خرید این هدایا به مزاج و سلیقه غذایی صاحب مراسم بستگی دارد.
منتقدان این وضعیت که اغلب یا فعالان محیطزیست یا منتقدان سیاسی چپگرا وضد سرمایهداری هستند از دولت درخواست کردند تا برای اصلاح و مدیریت این رفتار مصرفگرایانه و مخربی که دوباره به جان خانوادهها افتاده است چارهای عاجل بیاندیشد چراکه محیطزیست و جهان با سرعت رو به نابودی پیش میرود و دیگر تاب و تحمل این ماجراجوییهای سرمایهدارانه را ندارد.
عدهای نیز از منظر دیگری به این ماجرا نگاه کردهاند و میگویند ویروس کرونا تنها به ریه و دیگر اعضای بدن انسانها آسیب نرسانده است و همهگیری این ویروس سلامت روانی و آرامش روحی جامعه را نیز نشانه گرفته و رفتارهای اینچنینی نشان از آسیبهای روانی در دوران همهگیری است و دولتها موظفند علاوه بر تامین واکسنهای کرونا برای حفاظت از سلامت جسم مردم، مشاورههای روانشناسی را برای بخش بزرگی از جامعه رایگان کنند تا بتواند از سلامت روانی آنها نیز حفاظت و حراست کنند.


