روزنامه هفت صبح، ساعد برقی | چرا اینقدر اظهار نارضایتی از سینمای ایران روی بورس است؟ منتقدان چه چپ و چه راست در حال تحقیر این سینما هستند. به لحاظ تکنیکی، به لحاظ هویت، به لحاظ چرخه اقتصادی. در همه حرفهایشان بخشهای کوچکی از واقعیت وجود دارد اما نه همه آنها. این صنعت باید اصلاح شود ولی سزاوار این حجم دشنام و ناسزا نیست.
سینمای ایران بیش از سینمای بسیاری از کشورها هویت ملی ما را منعکس میکند. بیش از همه کشورهای مشابه ما. سینمایی که آغوشش را به سنتها و آیینها هم باز کرده، به زبانهای محلی، فولکلور، قصهها و حتی خرافات. همین حالا به قهرمان، پوست، تومان، آتابای و منصور نگاه کنید. یا به فیلمهایی مثل کشتارگاه و تیتی و عامه پسند. این سینما داستانهایش را به همه نقاط ایران پخش کرده است. همهشان تکههایی از این سینما هستند. دیگر چه توقعی از سینما دارید؟
سینمایی که پول خودش را با هر شامورتی بازی که شده در میآورد. بله میدانم که بخشی از سرمایههای سینما از بخش دولتی و رانتی پمپاژ میشود و بخشی هم از وامهای فارابی. حتما بیعدالتیهایی وجود داشته اما این مدل کمکهای دولتی مثلا در فرانسه هم وجود دارد و نتیجهاش خیلی بد نشده است. غلو نمیخواهم بکنم. این سینما عیب و زشتی کم ندارد اما این رویکرد تخطئه همه چیز و همه کس اشتباه است.
یکی از نکاتی که در مورد سینمای ایران مطرح میکنند محدود بودن مخاطبان آن است طوری که کمتر از ۲۰درصد به سینما دسترسی دارند و مخاطبان فیلمها چیزی کمتر از ۱۵درصد جمعیت هستند. اما حل این مشکل فقط و فقط با ساختن سالنهای بیشتر سینما شکل میگیرد. با فراگیری سالنها و ساخت فیلم برای طبقات مختلف مردم میتوان به آن سینمای ملی بیشترو بیشتر نزدیک شد.
در عرصه سینمای کودک، انیمیشن، سینمای فانتزی و در عرصه تکنولوژیک ساخت و پخش هم عقب هستیم اما این مشکلات با تخطئه دستاوردهای فعلی سینما برطرف نمیشوند. چرا این همه از غیظ پرشدهایم؟ چرا تن دادهایم به این بازی هرکسی غیظش بیش ارزشش بیش؟


