روزنامه هفت صبح | یک: دیروز فرهیختگان جدولی کار کرد از فروش فیلمهای ایرانی در سطح جهان که حاوی نکات جالبی برای استخراج بود. مثلا جدایی نادر از سیمین حدود ۲۵ میلیون دلار فروش جهانی داشته که عدد بسیار مهمی است. این فروش برای فیلمهای بعدی فرهادی تا حدی رو به کاهش میرود. فیلم گذشته حدود ۱۶ میلیون دلار و فروشنده حدود ۱۰ میلیون دلار فروش داشتهاند (اعداد به سمت بالا گرد شدهاند).
یکی از بزرگترین بیزینسهای سینمایی ایران مربوط به یک فیلم زیرزمینی بسیار کم خرج بوده. فیلم تاکسی از جعفر پناهی که در اکران جهانیاش به رقم ۱۱میلیون دلار فروش دست یافته و تنها فیلمی است که در صدر جدول در میان آثار فرهادی قرار گرفته است. مشخص است که در مورد کیفیت فیلم و سویه سیاسی آن نظری نداریم چون اصلا فیلم را ندیدهایم!
مجید مجیدی هم سه فیلم بالای یک میلیون دلار فروش جهانی در جدول دارد که بچههای آسمان و محمدرسول الله و رنگ خدا هستند.جالب اینجاست که فیلمهای کیارستمی عمدتا کم فروش بودهاند و بیشترین رقم فروششان به طعم گیلاس مربوط است که با تکیه بر نخل طلای کن حدود ۳۴۰ هزار دلار فروش داشته است.فیلم متری شیش و نیم از سعید روستایی هم در اکران محدود خود یک میلیون و ۳۰۰ هزار دلار فروش داشته است.
دو: هروقت سروکارم به دفاتر پلیس به اضافه ده میافتد تن و بدنم به لرزه میافتد.چون میدانم به رغم زحمات کارمندان، در هیاهو و هرج و مرج این دفترها کسی چندان به فکر احترام و رعایت حال و این چیزها نیست. شاید مسئولان این دفاتر تقصیری نداشته باشند،حجم کار بسیار بالاست و تنوع خدمات هم قابل تامل، اما فضای عمومی این دفاتر مرا بلافاصله یاد بانکهای دولتی تا میانه همین دهه هشتاد میاندازد.
یادم است که هر کار بانکی در شعب بانک ملی و یا صادرات درآن سالها توامان بود با مجموعهای از بیاحترامیها و سوءتفاهمها و دعواها بین مشتریها و یا کارمندان بانک که روح و جسم را همزمان فرسوده میکرد. بعدها با یک ابتکار ساده از سوی رئیس بانک کشاورزی و سپس با مدیریتهای جدید در بانکهای خصوصی که در رقابت با یکدیگر بودند، این مشکلات به تدریج حل شدند.
مسئله اینجاست که در دفاتر پلیس به اضافه ده اصلا رقیبی وجود ندارد که مسئولان این دفاتر به خودشان سختی بهبود کیفیت خدمات ارائه شده را بدهند. از شیوههای بازرسی کیفیت کار این دفاتر کاملا بیاطلاع هستم،نمیدانم چه نهادی بر شیوه کار این دفاتر نظارت میکند. اصلا مکانیسم بررسی گلایهها و شکایات مشتریان چگونه است؟کسی میداند؟
پلیس به اضافه ده ابتکار خلاقانهای بود که بار دوش مردم و نهادهای خدماتی را به شدت سبک کرد اما حالا پس از این همه سال این دفاتر نیازمند بهبود و تاکید روی آموزش نیروی انسانی در مواجهه با مشتریان و مردم هستند. در وضعیت فعلی این دفاتر به کانونهای ایجاد نارضایتی و عصبیت بدل شدهاند.


