روزنامه هفت صبح، علی رستگار | یک: لوان جاگاریان سفیر روسیه در ایران یک روز قبل از مراسم ۲۲ بهمن به الکساندر گریبایدوف ادای احترام کرد. اقدامی عجیب و بیموقع که بازتاب خوبی بین کاربران ایرانی نداشت. چرا؟ به این دلیل که گریبایدوف در امضای عهدنامه ترکمانچای نقش محوری داشت و چهره منفوری بین ایرانیان است. سفارت روسیه حالا توضیحاتی در مورد این ماجرا ارائه کرده اما بهنظر نمیرسد منتقدان قانع شده باشند. از یکسو همزمانی ادای احترام با سالروز پیروزی انقلاب حساسیتبرانگیز شده و از سوی دیگر اینکه اکانت رسمی این سفارتخانه در ایران با افتخار عکس این مراسم را با هشتگ «به یاد داریم» منتشر کرده.
آیا این هشتگ بهنوعی مرتبط با ماجرای قتل گریبایدوف است؟ سفارت روسیه البته توضیحاتی منتشر کرده و گفته ما این مراسم را هر سال در دهم فوریه به مناسبت روز دیپلمات داریم و انتشار این خبر از سوی رسانههای فارسیزبان برای تضعیف روابط دوستانه و صمیمانه ایران و روسیه است. این توضیح اما حتی برای اصولگرایان هم قانعکننده نبوده. عبدالله گنجی، مدیرمسئول سابق روزنامه جوان پرسیده حالا بین هزاران دیپلمات روسی چرا گریبایدوف؟ پاسخ این سوال البته شاید مربوط به سالروز قتل گریبایدوف در تهران یعنی ۱۱ فوریه باشد. با این حال بهنظر میرسد اقدامات قبلی جاگاریان هم در بالا گرفتن این دعوا بیتاثیر نبوده.
این دیپلمات ۶۴ساله که از ۱۰ سال پیش در ایران سفیر شده، تابستان امسال عکس مشهور و تاریخی کنفرانس تهران را در همان محل همراه با رئیس دفتر نمایندگی انگلیس در ایران بازسازی کرده بود و جای صندلی نماینده آمریکا را هم خالی گذاشت. اقدامی که یادآور خاطرات تلخی برای ایرانیان و ماجرای حمله متفقین است. جاگاریان بعد از انتشار آن عکس جنجالی، از سوی وزارت امورخارجه ایران احضار شد و از اینکه عکس باعث رنجش افکار عمومی در ایران شده صرفا ابراز تاسف کرد. در ماجرای اخیر هم اکانت توئیتری سفارت روسیه در ایران عکس قبلی را پاک نکرده است و به این توضیح بسنده کرده که رسانههای فارسیزبان دنبال شیطنت رسانهای هستند.
دو: اگرچه خیلی از کاربران نسبت به این اقدام سفارت روسیه واکنشی اعتراضآمیز داشتند، عده قلیلی هم با اشاره به نحوه قتل گریبایدوف در ایران نوشتند، اتفاقا روسها باید بهجای ما دلخور باشند. آنها میگویند سفیر وقت روسیه تزاری در ایران هر خباثتی کرده در نهایت باید اخراج میشد و نه اینکه به فجیعترین شکل ممکن به قتل برسد. این دیدگاه البته درست در مقابل روایت تاریخی متواتری است که در طول این سالها از ماجرای مرگ گریبایدوف بهعنوان نمادی از تعصب و غیرت ایرانیان ارائه شده است.
حتی سریال وزیر مختار که در سال ۱۳۷۰ توسط سعید نیکپور ساخته شد هم چنین رویکردی داشت. حالا فارغ از ماجرای قتل گریبایدوف در ایران، اساسا او از یک سال قبلتر و در زمان امضای معاهده ترکمانچای در ایران چهره محبوبی نبود. الکساندر گریبایدوف یک شاعر، روشنفکر و نمایشنامهنویس معتبر در روسیه بود که تا قبل از ورود به دنیای سیاست با پوشکین و نیکلای گوگول و چاردایف و لرمانتوف نشست و برخاست داشت.
او در دورهای که سودای سیاست در سر داشت با دربار تزار زاویه پیدا کرد و مدتی هم به زندان افتاد. بعد از آزادی او دوباره به دربار نزدیک شد و بعد از جنگ ایران و روسیه او را بهعنوان نماینده روسیه به مذاکراه با هیات ایرانی فرستادند. نتیجه این مذاکرات هم عهدنامه خسارتبار ترکمانچای بود که بر اساس آن بخشهای باقیمانده از قفقاز بعد از عهدنامه گلستان هم از ایران جدا شد و ۲۰ میلیون روبل خسارت هم به روسیه رسید.
سه: بعد از امضای عهدنامه ترکمانچای الکساندر گریبایدوف بهعنوان سفیر تامالاختیار روسیه تزاری هم انتخاب شد. به ظاهر او ارتقای مقام گرفت اما احتمالا نیکلای اول بدش نمیآمده که به این بهانه او را از دربار دور کند. حالا در این مسیر که گریبایدوف راهی تهران میشود، مدتی را در تبریز میماند و در این فاصله کل کتابخانه ارزشمند شیخ صفیالدین اردبیلی را مصادره میکند و به روسیه میفرستد. رفتار اهانتآمیز گریبایدوف با ایرانیها از همانجا شروع میشود و تا جاییکه ژنرال یرمولوف که بهعنوان فرمانده نظامی همراه او بود، هشدار میدهد این رفتارها عواقب دارد اما او اعتنایی نمیکند.
از قول گریبایدوف نوشتند که درباره ایرانیها گفته: «اگر میشد این قلیانکِشها (اشراف) و نوکران چرسیشان (معتاد) را مجبور به پاک کردن جادهها از گِل و برف کرد، بسیار معقولتر بود.» زمانی که گریبایدوف به تهران میرسد با استناد به بندی از عهدنامه گلستان میگوید کل اسرای روس از جمله دو زن ارمنی یا به روایتی گرجی را باید برای بازجویی به ما بدهید. ایرانیها میگفتند این دو زن مسلمان شدند و اینجا همسر و فرزند دارند. بعد از کلی کش و واکش این دو زن به سفارت روسیه میروند و ماجرا اینطور بین مردم انعکاس پیدا میکند که روسها دو زن مسلمان را به زور نگه داشتند و میخواهند وادار به ترک دین کنند.
از سوی مقابل میرزا مسیح مجتهد فتوا میدهد و هزاران نفر به باغ سفارت روسیه تزاری حمله میکنند. آن زمان سفارت روسیه در باغ ایلچی در مجاورت گود زنبورکخانه و حوالی خیابان مولوی فعلی بود. در واقع این اولین حمله به سفارت یک کشور در تاریخ ایران و حدود ۱۹۳ سال پیش بود. در جریان این حمله گریبایدوف ۳۴ساله و همراهانش همه به شکل فجیعی کشته شدند. این ماجرا در یازدهم فوریه ۱۸۲۹ میلادی رخ داد و ممکن بود منجر به بروز جنگ دیگری بین ایران و روسیه شود. فتحعلیشاه اما هیات پنج نفرهای را که امیرکبیر هم یکی از آن افراد بود برای دلجویی به روسیه فرستاد.
تزار هم درگیر جنگ دیگری بود و ترجیح داد فعلا قید حمله به ایران را بزند. این هیات ایرانی البته یک هدیه ارزشمند هم برای پادشاه روسیه بردند. الماس شاه که بعد از الماس دریای نور و کوه نور سومین جواهر سلطنتی ارزشمند ایران بود. سرنوشت این سه جواهر سلطنتی هم جالب است. سنگینترین آن یعنی دریای نور با بیش از ۳۶ گرم وزن در موزه جواهرات ملی ایران است. کوه نور با ۲۱ گرم وزن از تاج ملکه انگلیس سردرآورد و الماس شاه حدود ۱۸گرمی هم بعد از قتل گریبایدوف به روسها رسید.


