روزنامه هفت صبح | یک: ‌وقتی مرور روزنامه‌های ۴۴ سال پیش را انجام می‌دهم می‌بینم برخی کلیدواژه‌ها مدام تا به امروز تکرار شده‌اند. مثلا این وحشت و نفرت از گرانفروش‌ها و این هیولای محتکران. در سال ۱۳۵۶ روزنامه‌نگاران مدام درخواست مقابله با محتکران را منتشر می‌کردند و مسئولان هم بر لزوم این مسئله تاکید می‌کردند.

یکی دیگر از کلیدواژه‌ها مبارزه با آلودگی هواست که در طول سال ۵۵ و ۵۶ به شکل مستمر مهمان صفحات روزنامه‌ها بوده است. مسئله ترافیک، کمبود آب، مشکلات فرشته‌های سفید پوش (منظور قشر پرستاران هستند) و حقوق معلمان هم در این بین مدام به گوش می‌رسند و خوانده می‌شوند. و همینطور خانه‌های خالی و اجاره‌های سنگین و یا وحشت از سرطان و حتی جمله کلیشه‌ای مثل: دولت،‌تاجر خوبی نیست.(البته بسیاری از کلید‌واژه‌ها هم هستند که دیگر دغدغه امروز ما نیست)

دو: نمی‌دانیم برای شرایط سخت و بد پرسپولیس یقه چه کسی را می‌توانیم بگیریم. برای من بسیار عجیب است که چرا تیم هدایت پرسپولیس باید بعد از مردم و طرفدارها به بعضی نتایج برسند. مثلا در مورد شیری و یا لک و همینطور اسدی و یا علی نعمتی چشمان تیزبین تماشاگران قبل از گل محمدی و مطهری مشکلات را دیدند.

اما از حق نگذریم او بدشانسی هم زیاد داشته است. این ‌که در غیاب نوراللهی،‌مهره‌های پا به توپ و تاثیرگذار پرسپولیس میانه میدان در حساس‌ترین برهه زمانی یک به یک دچار مصدومیت شده‌اند. مثل میلاد سرلک و ایمان عالیشاه و حتی سیامک نعمتی. بازیکنانی که هافبک واقعی هستند.هافبک کلاسیک.

از آن طرف واقعا متوجه نمی‌شوم که مثلا سعید آقایی و احسان پهلوان که در سپاهان و ذوب‌آهن در طول سال هر کدامشان حداقل روی ده دوازده گل تاثیرگذار بوده‌اند چرا در تهران به بازیکنانی تا این حد کم ثمر و کم بهره بدل شده‌اند؟ و بالاخره این‌که اگر فاصله شش امتیازی هفته دیگر هم پا برجا بماند آن وقت دربی تنها فرصت اعاده حیثیت برای گل‌محمدی خواهد بود. پرسپولیس فعلی اگر همه مصدوم‌هایش برسند به لحاظ مهره کم و کسری ندارد و فکر می‌کنم دربی نفسگیری خواهد بود.

سه: چندان تبحری در مسئله مد ندارم و در مورد لباس آقایان از یک سلیقه غریزی بدوی پیروی می‌کنم. اما این را هم می‌دانم که مد لباس در واقع یک نوع کاتالیزور برای صنعت پوشاک است. یک حقه حساب شده که طبق آن و در لوای دلایل زیبایی شناسی هرسال خط تولید کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و مزون‌های پوشاک عوض می‌شوند و تولیدات جدید در تیراژهای سرسام‌آور عرضه می‌شوند.

این‌ها را گفتم تا برسم به این نکته که این شلوارهای کوتاه آقایان که با کفش‌های کالج بدون جوراب همراه می‌شوند همیشه احساس نقص و اشتباه را به من متبادر می‌کنند. چه ازآن زمان که رامین رضائیان به عنوان پیشرو (!) صنعت مد ایران با آن شلوارها استوری می‌کرد و چه حالا که دیدم چالهان اوغلو یک پست از مجموعه این نوع شلوارها و کفش‌ها و کت‌های مربوط به آن در اینستاگرامش گذاشته است. هرچقدر هم درباره مد و نوگرایی به من بگویید نمی‌توانم این حجم عدم تناسب را هضم کنم. به هرحال این هم یکی از ایرادات من است.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.