روزنامه هفت صبح | اگر ۸۰۰ میلیون تومان طلا پیدا کنید، چه واکنشی نشان خواهید داد؟ این سوالی بود که هفته پیش وقتی یک کارمند متروی تهران با آن روبهرو شد جواب قاطعی برایش داشت. او تصمیم گرفت خیلی سریع صاحب این طلاها را پیدا کند و آن را برگرداند. ماجرا را دوربین صداوسیما دو روز پیش روایت کرد. بر اساس این گزارش، روز حادثه پلیس به مترو خبر داد که بستهای حاوی مقداری طلا در یک ایستگاه گم شده است. این کارمند و همکارش با شنیدن این خبر وارد ایستگاه میشوند تا سکوها را بررسی کنند.
شرح ماجرا را از زبان خودش بشنوید: «پلیس با ما تماس گرفت و این موضوع را انتقال داد. برای گشتن داخل مترو وارد ایستگاه شدیم. حین جستوجو بودیم که چشمم خورد به یک بسته و کوله پشتی و مسافری که بغل دستش نشسته بود. از او محکم پرسیدم که این بسته مگر برای شماست؟
فرد از جایش بلند شد و قطار هم از راه رسید و رفت. اول شک کردم که نکند این، همان بسته موردنظر ما نباشد ولی دیدم بسته پاره شده. نگاه دقیقتری انداختم و دیدم درست است؛ این همان طلاهایی است که گم شده بود. رفتم داخل اتاق و از همکارانم خواستم که مراقب من باشند که کسی من را دنبال نکرده باشد و دنبال طلا نیاید. بعد هم حسب وظیفه به مافوق و پلیس مترو خبر را انتقال دادم.»
بسته متعلق به که بود؟
مهدی معصومی، سال ۱۳۶۲ در میانه به دنیا آمده و ۱۳ سال است که در متروی پایتخت کار میکند. بستهای که او در ایستگاه شریف پیدا کرده شامل ۴۸۰ قطعه شمش طلا متعلق به طلاسازی بوده که روز حادثه آنها را در دو بسته کیسه زباله گذاشته بود تا کسی متوجه محتوای آن نشود. آن روز او برای اینکه زودتر به مقصد برسد تصمیم میگیرد از مترو استفاده کند ولی در ایستگاه امام خمینی متوجه میشود که یکی از بستهها نیست.
صاحب بسته با حال وخیم خودش را به ایستگاه پلیس رسانده بود و حتی وقتی بسته پیدا میشود دوباره از حال بیحال میشود. معصومی ادامه میدهد: «وقتی با همکارانم در ایستگاه مترو امام خمینی تماس گرفتم، گفتند حال صاحب طلاها به خاطر شوک عصبی زیاد بد شده و نیروهای اورژانس مشغول مداوای او هستند. چند دقیقه بعد، همسرش به ایستگاه آمد و پس از او هم، پلیس مترو و مالک طلاها سراغم آمدند.» بعد از پیدا شدن بسته، صاحب طلا پیشنهاد مژدگانی هم به این کارمند مترو داده ولی او قبول نکرده است.
نسبت دور با دهقان فداکار
نکته جالب این داستان این است که معصومی نسبت دوری هم با دهقان فداکار دارد. بر اساس گزارش صداوسیما ریزعلی خواجوی شوهر خاله پدرش بوده و میگوید که از او الگوبرداری کرده است. معصومی در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده اجارهنشین است. بر اساس گزارش همشهری آنلاین، این روزها در خانه پدر همسرش، در شهر قدس (قلعه حسن خان) مستأجر است و از دار دنیا، خودرویی دارد که سال۱۳۸۸ تولید شده و چهار طرفش رنگ و خوردگی دارد.
او سال۱۳۹۱ در شرکت مترو تهران مشغول کار شده و در این مدت، بارها اموال گمشده مردم را به صاحبشان برگردانده است. معصومی سال۱۳۹۶ هم مقداری طلا و پول نقد در ایستگاه مترو امام خمینی پیدا کرده و به صاحبش برگردانده است. حساب کیفها، مدارک شناسایی و تلفنهای همراه هم که پیدا کرده، از دستش در رفته است.
او اکنون ترم دوم کارشناسی ارشد برق را میگذراند و دختری ۷ساله و پسری ۴ساله دارد. یک بار هم با نگاه به دو نفر مشکوک میشود که از قضا دو سارق و حامل سلاح گرم بودند. معصومی تعریف میکند که در این مدت از برخی افراد هم طعنه شنیده که چرا طلاها را برنداشته، اما از این گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون کرده است.


