روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| بیایید درباره پرسپولیس حرف بزنیم. دیگر با فاصله پنج، شش یا هشت امتیازی‌، دغدغه خراب شدن روحیه ‌سرخ‌ها را نداریم. سوال اینجاست که چرا پرسپولیس به این ورطه افتاده‌؟ ‌چرا گل‌محمدی هفت کارت زرد و دو کارت قرمز دریافت کرده؟‌ چرا مطهری به‌عنوان دستیار گل‌محمدی اینگونه مدام در حال شکایت و گله‌گزاری است؟ چرا مدافعان وسط‌، مهاجمان نوک‌،‌ خریدهای خارجی و دروازه‌بان‌های پرسپولیس در کلاس کیفی ‌سومین ‌یا چهارمین تیم موفق آسیا نیستند؟

خب بی‌انصاف نباشیم. مشخص است که لجستیک استقلال امسال بهتر بوده است. مشخص است که به لحاظ مالی و مسائل قانونی در شرایط بهتری بوده‌اند. مشخص است که در کمیته انضباطی آن دو امتیاز به بازی با گل‌گهر حرکتی منطقی نبوده است و اتفاقا همان دو امتیاز‌، استارت فرار استقلال در صدر جدول را رقم زد. مشخص است که داوران در چند بازی به شکلی اعجاب‌آور رای‌هایی به سود استقلال داده‌اند. بازی‌هایی که در اوج رقابت شانه به شانه دو تیم‌، موجب سرعت گرفتن استقلال در پیشتازی شد.

شاید در بخشی از حاکمیت ‌می‌خواهند بین دوران موفقیت پرسپولیس در دولت قبلی با دوره جدید ‌تمایز قائل شوند و به‌دنبال یک قهرمان دیگر هستند. با آجورلو و بقیه دوستان.اما این بدیهیات را می‌خواهیم فراموش کنیم. نکته الان اینجاست که جذب مدافع وسط‌های فعلی پرسپولیس با چه سیستم و سلیقه‌ای انجام شده است. علی نعمتی‌،‌ ابراهیمی و هنانوف‌ می‌توانستند جانشین کنعانی‌زادگان و سید‌جلال و شجاع باشند؟

آیا چشمان تیزبین گل‌محمدی که اتفاقا خودش دفاع وسطی با کلاس بوده، نتوانسته ضعف‌های این مدافعان را تشخیص دهد؟‌ یک تماشاگر عادی از همان شیوه پا به توپ شدن ابراهیمی و نعمتی و فرجی می‌توانست عیار آنها را تشخیص دهد. پس چرا گل‌محمدی نتوانست؟
چرا در دقیقه ۸۰ بازی با استقلال وقتی سعید آقایی مصدوم شد و بیرون آمد گل‌محمدی و مطهری سریع برای پوشش آن نقطه تا قبل از تعویض‌ها فکری نکردند؟ چرا آن سمت به امان خدا رها شده بود؟

چرا گل‌محمدی در سه دربی پیاپی با مجیدی بازی برده را با تساوی عوض می‌کند؟‌ چرا توانایی ‌حفظ نتیجه را از دست داده‌اند؟ همین سه دربی پیاپی می‌توانست کل پرونده یکی دو سال اخیر را عوض کند اما در هر سه بازی توپ‌های بلندی به داخل هجده قدم پرسپولیس فرستاده شد و در فقدان فاحش جنگندگی‌،‌ دانشگر و قایدی و ژستد سه پیروزی را از چنگ تیم تاکتیکی گل‌محمدی خارج کردند.
شیوه جذب بازیکن خارجی در پرسپولیس از چه مجرایی عبور می‌کند؟

این بازیکنان خارجی زیر متوسط با چه استدلالی به پرسپولیس آمده‌اند؟‌ مقایسه کنید با ستارگان خارجی استقلال و فولاد و سپاهان و به‌‌تازگی تراکتور‌‌. در یک دهه گذشته به‌جز بشار رسن چه بازیکن خارجی با‌کیفیتی به پرسپولیس آمده است؟ من که یادم نمی‌آید. چرا استقلال می‌تواند هافبک خوبی مثل آمانوف را صید کند و در عوض تمیروف به پرسپولیس می‌رسد؟ زوج عبدی و تمیروف در چند ماه گذشته نقشی بزرگ در افت بهره‌وری نیمی از جمعیت کشور داشته‌اند.

چرا بازیکنان پرسپولیس قدرت و توانایی سانتر کردن را از دست داده‌اند؟ آیا به‌اندازه کافی تمرین می‌کنند؟‌ چرا مهدی شیری در فولاد اینگونه خوب سانتر می‌کند اما در بازی‌های پرسپولیس رؤیت یکی، دو تا سانتر درست از او به یک آرزو بدل شده است؟ چرا سعید آقایی در سپاهان بهترین سانترهای فوتبال ایران را برای کی‌روش استنلی انجام می‌داد اما در پرسپولیس اینگونه زار و نزار ظاهر می‌شود؟ وقتی اسم‌ها را ردیف می‌کنیم به نظر پرسپولیس سرشار از بازیکن است‌:‌

رضائیان، ‌ترابی‌، ‌وحید امیری‌، سرلک‌، ‌کامیابی‌نیا‌، عالیشاه‌،‌ پهلوان‌، آقایی و… اما تیمی هست که دروازه‌بان درجه یک‌؛‌ مدافع وسط مطمئن و مهاجم گلزن ندارد‌ و برای رفع این مشکلات‌، تصمیمات خوبی گرفته نشده است. تیم بسامان نیست. تیم بالانس ندارد این در حالی است که مجیدی به هر دلیلی که بوده و با اتکا بر هر کارگزار ‌یا سرمایه‌داری که بوده (برفرض) توانسته تیمی متوازن خلق کند. تیمی که در نیم فصل پنج، شش تا بازیکن نامی‌اش را به دیگران فروخت و باز هم از توازن و قدرتش کاسته نشده است‌ اما گل‌محمدی و مطهری به هر دلیلی ‌در انجام این پروژه ناکام بودند.

گل‌محمدی مطمئنا یک تاکتیسین فوق‌العاده است. همین الان در کارنامه‌اش دو قهرمانی لیگ و دو قهرمانی جام حذفی دارد‌. کارنامه‌ای که مایه حسادت بسیاری از مربیان دیگر است اما او امسال اشتباه کرد. امسال نتوانست ارزیابی درستی از توانایی‌های بازیکنانش داشته باشد. شاید مغرور شده بود. شاید مشاور مناسبی نداشت،‌ شاید ایراد از دستیارانش بود‌ اما تیمی که او امسال بست انگار فقط مهیا شده بود تا بهانه‌گیر باشد و بهانه‌جو و دنبال توجیه مشکلات و مصائب. این تیم باید فصل بعد کوبیده و از نو ساخته شود. شاید بازگشت مهاجرا‌ن پرسپولیس بخشی از این پروژه باشد. بازگشت بیرانوند و کنعانی‌زادگان و نوراللهی و علیپور‌! ‌

مگر جنگ است؟
هنوز چند هفته از مسابقات لیگ باقی مانده و شاید بار دیگر ورق به سود پرسپولیس برگردد‌ اما آیا واقعا تیمی که رفت و برگشت نمی‌تواند «هوادار» تازه صعود کرده را ببرد، سزاوار قهرمانی است؟ لیگ ششم پرسپولیس دنیزلی درست در همین هفته بیست‌وسوم با استقلال مساوی کرد. صمد مرفاوی در نشست خبری فاصله ۱۲ امتیازی استقلال را به رخ کشید. افندی اما در هفت هفته آخر تیمش را طوری جمع کرد که فصل را با یک امتیاز بیشتر از آبی‌ها به پایان رساند.

حالا مقایسه کنید با کادر فعلی که بعد از گل مساوی استقلال تسلیم می‌شود و نه‌تنها یک ربع آخر دربی، که قهرمانی کل فصل را به تیم رقیب تعارف می‌زند. مگر قرار است هر تیمی که یک بازیکن کمتر دارد، همه توپ‌ها را گل بخورد؟مسئله اینجاست که پرسپولیس را تبدیل به یک تیم «معمولی» کردند؛ نه فقط از حیث نیروی انسانی و خریدهای ضعیف و ناکارآمد، بلکه مهم‌تر از آن، از لحاظ فرهنگی. تیمی که به اجبار سازمان لیگ در فیفادی بدون ملی‌پوشانش بازی می‌کرد و سرمربی‌اش یک کلمه غر نمی‌زد، حالا قهر پشت قهر، استعفا پشت استعفا. پرسپولیس صامت و متین را تبدیل کردید به رکورددار صدور بیانیه.

شخص یحیی گل‌محمدی فصل گذشته کنار زمین هفت کارت زرد و دو کارت قرمز گرفت؛ جنگ است مگر؟ تیمی که دستیارانش لام تا کام حرف نمی‌زدند و فقط کارشان را می‌کردند، تبدیل شد به باشگاهی که رسانه‌ای‌ترین دستیار جهان را به فوتبال معرفی کرد. سراغ هر سایت و صفحه و شبکه‌ای که می‌روی، حمید مطهری با یک بغل جمله قصار در کمین نشسته است. آیا تا امروز کسی صدای دستیاران سایر تیم‌ها را شنیده است؟

مسئله فقط از دست رفتن احتمالی قهرمانی امسال نیست؛ چه اینکه هیچ باشگاهی در جهان نمی‌تواند همیشه قهرمان باشد. خطر بزرگ‌تر برای پرسپولیس، تغییر فرهنگ این باشگاه است؛ تبدیل شدن تیمی که از بازیکن تستی و لیگ یکی امثال انصاری و طارمی و نوراللهی می‌ساخت، به تیمی که جرات ندارد حتی به یکی از جوانانش ۱۰ دقیقه بازی بدهد. جام‌ها می‌آیند و می‌روند، اما کاش روح جنگجو و باوقار پرسپولیس را اینطور لگدکوب نمی‌کردید. (ورزش‌مدیا)

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.