روزنامه هفت صبح، کمال بردبار | یکشنبه ۲۱ فروردین. هشت شب تا یک پس از نیمه شب. عجیبترین شب فوتبالی این سالها. داستان از ساعت هشت شروع شد. نبرد منچسترسیتی و لیورپول. زیبایی فوتبال. نبرد تاکتیکی. افسوس که نان قرض دادنهای بیدلیل و افراطی کلوپ و گواردیولا قبل از بازی کمی اتمسفر مرگ و زندگی این بازی را تحت تاثیر خود قرار داده بود.
دی بروینه و کانسوئلو ستارههای آبیها هستند و صلاح و مانه و ترنت آرنولد برگهای برنده قرمزها. نمیدانم طرفدار کدامشان هستم! به عنوان یک یونایتدی از هردو کینه دارم ولی خب معنی بازی زیبایشان را میفهمم. اواخر بازی دیگر دلم میخواست من سیتی برنده شود. حقشان هم بود اما در یک لحظه اسیر آن پاس نبوغ آسای محمد صلاح شدند و پیروزی را از دست دادند و در انتها بازهم ابراز محبت گواردیولا و کلوپ که انگار با این خاله بازیهایشان بیشتر به درد برنامههای نجمالدین شریعتی و احسان علیخانی میخوردند.
خیالم به اشتباه از بازی پرسپولیس و آلومینیوم راحت است. فکر میکنم بالاخره بعد از سوپرجام و واگذار کردنش به تیم نکونام و عقب افتادن شش امتیازی از استقلال در لیگ، گل محمدی با تدابیر ویژه پای به این مسابقه گذاشته بهخصوص که تماشاگران هم به ورزشگاه آمدهاند. یک برصفر هم جلو میافتند که غریو فراکسیون استقلالیهای روزنامه نشان میدهد آلومینیوم گل زده است. این بار نوبت هنانوف بوده که سوتی دهد. یک پنالتی دقیقه ۴۵ پرسپولیس را دوباره پیش میاندازد.
عکسها منتشر میشود که مهاجم ازبک شیرجه زده است و پنالتی تحمیلی بوده اما خطای مدافع آلومینیوم چند ثانیه قبل رخ داده و منتشر کنندگان عکس عامدا آن بخش گرفتن مهاجم پرسپولیسی توسط مدافع را حذف کردهاند. خیالم راحت است و سوار اتومبیل به سمت خانه میشوم و رادیو را باز میگذارم. باورنکردنی است اما پانزده دقیقه ابتدایی نیمه دوم این آلومینیوم است که مدام به دروازه پرسپولیس حمله میکند.
سرخها مثل مسخ شدهها بازی میکنند و دوتا گل میخورند و یک ضربه پنالتی را نیز دروازهبانشان مهار میکند. پرسپولیس دو آلومینیوم اراک ۳! حیرت انگیز است این قدر ناکامی! شش ماه است که داریم مینویسیم این بازیکنان در اندازههای پرسپولیس نیستند. نه هنانوف نه صفروف نه تمیروف نه علی نعمتی نه علیرضا ابراهیمی نه حامد پاکدل و نه حتی احمد گوهری.
از چه کانالی اینها به پرسپولیس آمدهاند؟ با چه معیاری آخر؟ چرا کسی پاسخ نمیدهد؟ترابی و امیری و سرلک و رامین رضائیان چه گناهی کردهاند که باید با بازیکنانی در این سطح همبازی شوند؟ امیدوارم وارد شدن ۳۵۰ میلیارد تومان به خزانه پرسپولیس از راه ارائه در بورس راه را برای تقویت پرسپولیس باز بگذارد. این چه تیمی بود بستید آقای گل محمدی!
عصبانی میروم به تماشای نیمه دوم بازی سپاهان و فولاد با رقبای قطری و اماراتی. سپاهان پرمهره و تاکتیکی . سید محمد حسینی و مغانلو و شهباززاده سه فرصت صددرصد را از دست میدهند. از آن سو مشخص است که الدحیل روی حرکات گوش چپشان یعنی ادمیلسون حساب باز کردهاند که به تعداد موهای سر توپ را از دانیال اسماعیلیفر عبور داده است.(امید اسکوچیچ در سمت راست دفاع تیم ملی!) نویدکیا اما انگار جادو شده است.
انگار از بازی هجومی تیمش آنقدر سرخوش است که حرکتهای ادمیلسون را نمیبیند. استاد یک واکنشی نشان بده. اما خبری نیست. نویدکیا آرام و خونسرد با لبخند رضایت در کنار زمین قدم میزند. انگار قرار است برای ایجاد فرصت پاداشی داده شود حتی اگر گلی در کار نباشد. از همان جناح سپاهان گل میخورد! بازیای که سپاهان باید میبرد حتی مساوی هم نمیشود و الدحیل باز هم ایرانیها را شکست میدهد.
در آن سو فولاد همچنان تنیده در شیوههای فوق محافظه کارانه و البته با نیروی انسانی که نصف سپاهان هم نیست، برد یک برصفر را با تساوی یک بر یک دقیقه ۹۲ عوض میکند. گلی که میخورند آنقدر تاکتیکی بوده و نشانه برتری ذهنی مربی حریف که مهاجم زننده گل با توپ از خط دروازه فولاد عبور میکند. یعنی هجومشان در این حد سراسری و همه جانبه بوده.
نه. امشب هیچ چیز باب میل ما پیش نمیرود تا این که خبر میرسد طارمی باز هم یک پنالتی سبک خودش گرفته و خودش هم به گل تبدیل کرده و تماشاگران حریف عصبانی او را با باران بطریهای آب معدنی مورد هدف قرار دادهاند. طارمی پنالتی دوم را هم به همین صورت میگیرد که خب بعد از مدتها یک پنالتیاش خراب میشود. شبکه ورزش بارسلونا و لوانته پخش میکند. گزارشگر آرزو میکند بازی پر گل شود! از آن خرافهها که فکر میکنند هرچه فوتبال گل بیشتر داشته باشد هیجانش بیشتر است.
بارسا در مقابل سویا و بعد اینتراخت فرانکفورت کمی ازآن بارسای رعب آور فاصله گرفته. دلیلش هم واضح است. ترکیب سحر آمیز ژاوی در خط میانی با پدری و دی یونگ و بوسکتس شکل میگیرد و دمبله در گوش راست. ژاوی نمیخواهد ازآنها بیش از حد لزوم کار بکشد. پس به نوبت به آنها استراحت میدهد. آنها را با گاوی و نیکو گونزالس و آداما ترائوره جانشین میکند. امشب هم پدری بیرون است و نیکو گونزالس به جایش بازی میکند.
اما نبض بارسا خوب نمیزند تا پدری بالاخره به میدان میآید. بازی تا دقیقه ۹۲ دو بر دو است که لوک دی یونگ با ضربه سر بارسا را به هفتمین پیروزی پیاپی در لالیگا میرساند. کمی تسکین پیدا میکنم. در آن سو در میلان شاگردان پیولی اصرار دارند جام را به اینترمیلان ثروتمند و پرمهره به زور هدیه کنند. و صفر صفر با تورینو. سرگیجه گرفتهام. هیچ وقت به یاد ندارم این تعداد مسابقه فوتبال را در یک فاصله زمانی این قدر کوتاه دنبال کرده باشم، آن هم بازیهایی که این قدر برایم حساس و جالب بوده باشند. یکشنبه ۲۱ فروردین.


