روزنامه هفت صبح | یک: ‌این پروژه مشارکت در جام جهانی را می‌خواهید ادامه بدهید؟ واقعا فکر می‌کنید توریست‌های جام جهانی در جزیره کیش و یا بوشهر مشکل ساز نمی‌شوند؟‌ ببینید فرض را گذاشته‌ام بر این که توریست‌های محترم از طرح ایران استقبال کنند و به جای استقرار در دوحه به کیش و یا بوشهر بیایند. حتی انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و بگویند برویم از طرح توریستی ایران استفاده کنیم.

آن وقت مثلا در مقابل اعتراض فلان گروه متنفذ که با دوربین تله یکی از این توریست‌ها را در حال تردد با شلوارک پایین زانو در بالکن هتلش شکار کرده (حتی توریست مرد. فرض را بر این می‌گذاریم که توریست زن یا نمی‌آید یا رعایت می‌کند) می‌توانید ایستادگی کنید؟ در مقابل سخنرانی امام جمعه محترم فلان شهر که از بی قیدی این توریست‌ها شکایت می‌کند می‌توانید بایستید و بر اهداف خود پافشاری کنید؟

واقعا بد دل نیستیم و واقعا نمی‌خواهیم از کاه‌، کوه بسازیم اما عقب‌نشینی دولت در مسئله بازی ایران و لبنان در مشهد و وقایعی که آنجا رخ داده دورنمای شرکت ایران در یک واقعه پرشور جهانی را تیره می‌سازد. کاش بگویید به ما که داریم اشتباه می‌کنیم اما تا آن موقع به نظرمان زور شما به آن طیف خاص نمی‌رسد. خداوکیلی‌!

دو: دیروز در صفحه اول روزنامه‌مان کلمه دعوا در سه تا تیتر مختلف‌، قید شده است. هم در تیتر دو (دعوای میانکاله بالا گرفت ) و هم تیتر‌های کنار صفحه (دعوا بر سر سهام پرنده آبی و درس‌های یک دعوای اینترنتی‌). خدا شاهد است که دلمان می‌خواهد یک صفحه پاکیزه به لحاظ ژورنالیستی تحویل مخاطب بدهیم. حالا هم صفحه غلطی نیست اما سه بار تکرار کلمه دعوا اتفاق خوشایندی نیست.(در عرض سه روز این دومین انتقاد از خود است‌. این همه انعطاف را در نظر بگیرید)

سه: در حال انتقاد محفلی از جواد خیابانی بودیم که حرف کشیده شد به گزارشگر‌های دوران پس از مجید وارث و قبل از جواد خیابانی‌. دورانی که بهمن صالح‌نیا‌، استاد بهروان‌، اسکندر کوتی و البته بهرام شفیع داروندار گزارشگر‌های فوتبال بودند. یادمان افتاد و هزاران بار شکر کردیم خداوند را.

چهار: در خیابان‌های تهران چیزی که به شکل مدام می‌بینیم انداختن آشغال از سوی راننده‌ها و مسافرها از داخل اتومبیل به کف خیابان است. قبح این کار کاملا ریخته شده است. زمانی تلویزیون و نهادهای ذیربط حواسشان بود که اصول مدنیت و زندگی درست شهرنشینی را به مردم گوشزد کنند.

پس کلی انیمیشن و میان پرده‌های آموزشی درباره درست رانندگی کردن ساخته می‌شد‌،‌ در مورد بستن کمربند ایمنی‌،‌ در مورد کم مصرف کردن برق و آب و بنزین‌،‌ در مورد زندگی در مجتمع‌های ساختمانی‌،‌ در مورد بیرون گذاشتن زباله در سر ساعت ۹ و همین طور در مورد تمیز نگه داشتن شهر و محیط زندگی. آن شعار نبوغ آمیز شهرما خانه ما هم حاصل همان نگاه مدنی به زندگی شهری بود. اما دیگر کسی به فکر این گونه مسائل نیست. کسی در میان مسئولان دیگر دغدغه رعایت اصول زندگی شهری را ندارد‌.

مدنیت به امری تجملی بدل شده و به همین خاطر است که کسی چندان در قید آن نیست که این آشغال میوه و تخمه خود را این گونه کف آسفالت نریزد. شاید هم کسی در تلویزیون و نهادهای فرهنگی جرئت اختصاص بودجه برای ساخت برنامه‌های آموزشی در مورد چنین مسائل «سکولار!»ی هم ندارد‌. آنها هم که متوجه این گونه مسائل هستند سخت مرعوب دوستان دارای تریبون شده‌اند و مسائل این چنینی را در درجه دوم اهمیت قرار داده‌اند.

کاش کسی‌، ‌نهادی‌،‌ سازمانی همت کند و باز هم پول برای تبلیغ اصول زندگی درست شهری خرج کند. در اواخر دهه هفتاد و دهه هشتاد این کار انجام شد و نتایج بسیار خوبی هم به همراه آورد‌. اما حالا در چرخش وارونه زمان پرداختن به این مسائل احتمالا لوکس و غیرلازم تشخیص داده شده است.

پنج: آقا یکی بیاید به زبان کلانتری به ما بگوید جریان میانکاله چیست که استاندار دولت به خودش اجازه می‌دهد جلوی حرف رئیس‌جمهور به شکل علنی ابراز مخالفت کند؟ نمی‌گویم حق با کیست و این که اصلا انتقادات استاندار مازندران از هدیه تهرانی که طی ۱۵ سال گذشته از فعال‌ترین چهره‌ها در مسئله محیط زیست بود‌ه و اصلا در همان شرق مازندران هم به زندگی خود ادامه می‌دهد چقدر غیرمنطقی بوده است‌. نه با این‌ها اصلا کاری نداریم. یکی بگوید راست و حسینی ماجرا چیست؟‌ بدون شعار‌، بدون اتهام زدن‌، بدون عوامفریبی‌.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.