روزنامه هفت صبح| یک: ایسپا یک نظرخواهی منتشر کرده درباره برداشت و انتظارات ایرانیان از تیم ملی. عجیبترین نکته این نظرسنجی آنجاست که ۶۶درصد نظر دارند که ایران به دور دوم صعود خواهد کرد! در واقع ما هم امیدواریم ایران به دور دوم صعود بکند اما به لحاظ منطقی ما سید سوم هستیم و تیم چهارم گروه هم به لحاظ فنی از ما بهتر است. شانس صعود ۶۶ درصد متعلق به سیدهای اول و دوم است. این خوشبینی ممکن است بازتابهای بسیار تلخی بعد از جامجهانی در سطح جامعه داشته باشد.
جالب اینکه این عدد ۶۶درصد در میان عموم مردم است و درمیان کسانی که فوتبال را به شکل جدی دنبال میکنند عدد به ۷۴درصد میرسد! حیرتانگیز است. جالب اینکه طبق این نظرسنجی ۵۹درصد عملکرد اسکوچیچ را تایید کردهاند و ۱۱درصد هم عملکرد او را متوسط و ۱۶درصد ضعیف دانستهاند.کمتر از ۱۵درصد هم گفتهاند عقیده خاصی ندارند. آمار موافقان اسکوچیچ وقتی حرف از تغییر مربی میشود کمی افت میکند.
کمی کمتر از ۵۰درصد با ابقای اسکوچیچ موافقند و ۳۹درصد طرفدار تغییر اسکوچیچ برای جامجهانی هستند. یعنی حدود ۲۰درصد ضمن تایید عملکرد اسکوچیچ خواهان عوض شدن او با یک مربی بهتر درآستانه جامجهانی هستند. نظرسنجی مذکور با جامعه آماری افراد بالای ۱۸سال کل کشور (شهر و روستا) و تعداد نمونه ۱۵۷۰ نفر به شیوه مصاحبه تلفنی در تاریخ ۲۱ تا ۲۵ فروردین ۱۴۰۱ اجرا شده است.
اگر بخواهیم واقعبین باشیم جایگزینی اسکوچیچ با هر مربی دیگری ریسک بزرگی در خود دارد. هرچه. شخصا منتقد برخی حرکات او هستم. این حضور کریم باقری به عنوان ناظم، مطمئنا نقطه ضعفی در سیستم مدیریتی اسکوچیچ محسوب میشود. در بازی برگشت با کرهجنوبی نوعی ریسک و جاهطلبی جوانانه از خود نشان داد که در جامجهانی میتواند به شدت مجازات شود.
در چهره و رفتارش هیچ گونه حس جاهطلبی و مبارزهجویی به مخاطبین و شاگردانش منتقل نمیشود و در نهایت به نظر میرسد به مسئله بدنسازی برای حضور در جامجهانی چندان التفاتی ندارد اما هرچه هست او در ۱۰ بازی بالای سر کرهجنوبی ایستاد. در مجموع تصمیمات اشتباه کمی گرفت و شناخت نسبتا مناسبی از بازیکنان تیم ملی به دست آورده است. با این خصوصیات فکر کنم باید این جامجهانی را با این مربی خوش شانس کروات طی کنیم.
دو: سی سال پیش فیلم از کرخه تا راین ما را با پدیده بیماری سرطان به شکل دراماتیکی رودررو ساخت. یادم است در دهه هفتاد دوستانم بهسازی و نوسازی بیمارستان علی اصغر در خیابان ظفر را که مخصوص کودکان سرطانی بود برعهده گرفته بودند و من گهگدار برخی مصالح را برایشان میبردم و همچون مسخشدهها ازآنجا بیرون میآمدم. طی این سالها زیستن با سرطان و بیماران سرطانی را آموختهایم.
هرکدام از ما در هر خانوادهای یک قربانی و یا نجات یافته از چنگال سرطان را داشتهایم. نوعی خودآگاهی درباره سرطان شکل گرفته که هم میتواند تسکیندهنده باشد و هم ترسناک. حمیدرضا صدر نمونهای از این خودآگاهی ترسناک بود. او در کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی مراحل نبرد با غول سرطان را به تصویر کشیده بود و با این نگاه که در مورد او و شدت بیماریاش،راهی برای نجات نیست.
البته چه بسیار بودهاند کسانی که سرطان را شکست دادهاند. دکتر هادی خانیکی از سیاستمدارهای خوشنام دوران اصلاحات و یک چهره دانشگاهی در حوزه رسانه است. او دیروز خودش در یادداشتی از ابتلایش به سرطان پانکراس اطلاع داده است. آرزوی شفا و غلبه بر سرطان را برای ایشان داریم.


