روزنامه هفت صبح | یک: سریال اسبهای کودن یا اسبهای کندرو از آن معدود سریالهای پلیسی جاسوسی بیبیسی است که چیزی ورای پیامهای اخلاقی و اجتماعی رایج در اینگونه سریالها و هدفگذاری آشکارشان در تقلیل تنفرهای قومی و نژادی و انتقادهای ملایم به برخی روسای ناپاک در ادارات امنیتی، به شما عرضه میکند. کلیت داستان خیلی مهم نیست. قابل پیشبینی است حتی با چند تا از آن گرهافکنی و گرهگشاییهای حرصدرآور که نویسندههای بیبیسی دیگر در آنها ماهر شدهاند و مثلا مدام به تو بهعنوان تماشاگر رودست میزنند.
همه این مشخصات میتوانست این سریال بیبیسی را نیز به یک سریال معمولی این شبکه تبدیل کند. اما نکته متمایز این سریال یک طنز خفیف مدل انگلیسی است که به شکلی شگفتانگیز در کاراکتر گری اولدمن متبلور شده است. یک جاسوس دوران جنگ سرد که حالا به یکی از بخشهای فرعی و کثیف اداره اطلاعات انگلیس منتقل شده که خودشان به آن اصطلاحا لجنزار میگویند و باید با یکسری جاسوس درجه دو و دیپورت شده (همان اسبهای کودن) سروکله بزند.
کاراکتر گری اولدمن مرزهای بدزبانی و بددلی و بد معاشرتی را پشتسر میگذارد و موجب میشود تا سریال اسبهای کودن از وجه سرگرمکننده غافلگیرکنندهای برخوردار شود. گری اولدمن در سه چهار سال اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفت و حتی بازیاش در نقش چرچیل در فیلم تاریکترین ساعت یک اسکار هم برای او به ارمغان آورد اما فکر میکنم بازیاش در اسبهای کودن سقف تواناییهای او را به نمایش میگذارد. کاش تلویزیون ایران هم آن را دوبله کند که در طول شش قسمت خود شاید تنها نیاز به ممیزی دو دقیقه از آن باشد.
دو: مهدی طارمی با پورتو قهرمان پرتغال شد و کلی عنوان انفرادی نیز بهدست آورد. اما استاد حتی در جشن قهرمانی تیمش هم این ژست دعوت به سکوت را ادامه میداد. آقای طارمی، تمام شد و رفت. اسپورتینگیها یک چیزی گفتند و جوابش را هم دیدند. این ماجرای رجزخوانی را رها کن. تمرکز کن روی فوتبالت.
سه: ساعت یک ربع به هشت کودکم را بردم مدرسه. آنجا هم با روی خوش پذیرایش شدند. سه ربع بند زنگ زدند که بیایید کودکتان را ببرید چون هوا آلوده است! گفتم خب قسمت بدش رد شده. تا مدرسه آمده و هوای بد را تجربه کرده الان دیگر بودنش در مدرسه با خانه فرقی ندارد. گفتند درست است اما برای ما مسئولیت دارد. به لحاظ حکم آموزش و پرورش. میگویم چرا اینقدر دیر به یاد این موضوع افتادید، گفتند ما تقصیر نداریم. تقصیر استانداری بوده. در نتیجه رفتم و کودکی که قرار بود در هوای آلوده از خانه بیرون نیاید یک مسیر رفت و یک برگشت را در این هوا طی کرد. از مسئولان امر کمال تشکر را دارم.


