روزنامه هفت صبح | یک: کانالهای تلگرامی هواداران فوتبال که هرکدام بیش از یک میلیون عضو دارند سلامت روان محیط فوتبال ایران را نابود کردهاند. آنها لذت فوتبال را به یغما بردهاند و ما فکر میکنیم در دنیایی دموکراتیک زندگی میکنیم که مردم میتوانند حرفهای خود را بزنند اما چیزی که میبینیم تشنج و خشونت و سیاه دلی هدایت شده است که در این کانالها فضای فوتبال کشور را غیرقابل تحمل ساخته است. این را همه میدانند اما کسی حوصله درافتادن با آنها را ندارد. این واقعیتی است.
دو: شب کارگردانها برای اهدای جایزه بهترین کارگردان کار سختی داشت. در واقع اکران دو سال ۹۹ و ۱۴۰۰ همزمان در این مراسم مورد ارزیابی قرار گرفتند و برای همین فیلمهای بسیار خوبی مثل قهرمان از اصغر فرهادی، آتابای از نیکی کریمی، تی تی از آیدا پناهنده، جنایت بیدقت از شهرام مکری و شنای پروانه از محمد کارت در کنار یکدیگر قرار داشتند و اهدای جایزه به اصغر فرهادی در این رقابت، به عقل بیشتر نزدیک بود. هر سه فیلم دیگر نیز آثار بسیار خوبی هستند. و شاید در سلیقه من حتی به فیلم خوب فرهادی نیز ترجیح داده شوند.
سه: حرف فرهادی شد یادم افتاد که امسال حمله به چهرههای مشهور در افکار عمومی و به قولی «آیکن»ها با تمام قدرت ادامه دارد. بهانه اول هم مصاحبه بوده. هرچهره مشهوری که تن به مصاحبه بدهد و از حرفها و ایدههای خود سخن به میان بیاورد بلافاصله با حملات هلاک کننده بخشهایی از افکار عمومی مواجه میشود.
این دیگر اسمش افکار عمومی نیست. در واقع ترندهای افکار عمومی در جریانهایی هدایت شونده به شکلی سنگدلانه چهرههای موفق (و نه الزاما مورد تایید )را تا مرز فروپاشی و نابودی پیش میبرند و بلافاصله قهرمانهای جدیدی برای خود انتخاب میکنند. بعد از بلایی که سر ابراهیم حامدی پیش آمد؛ فائقهآتشین نیز به شکلی باورنکردنی از سوی مخاطبان افکار عمومی که مدام بیشتر و بیشتر میخواهند و شکلهای متنوعتر و تهاجمیتری را خواستارند مورد تخطئه قرار گرفته است.
در داخل ایران هم اصغر فرهادی و پرویز پرستویی طی همین چند ماه گذشته به شدت مورد حمله افکار عمومی بودهاند. در واقع تن به مصاحبه دادن و از افکار شخصی حرف زدن مساوی است با هجوم سیل آسای مخالفان در افکار عمومی که لحظهای آرام نمیگیرند. این داستان همچنان ادامه دارد…


