روزنامه هفت صبح | یک: انجمن منتقدان سینمای ایران برگزیدگان خودرا اعلام کرد. سه جایزه اصلی بهترین فیلم و کارگردان و فیلمنامه نصیب آتابای شد. فیلم درجه یک نیکی کریمی. جایزه بهترین بازیگر زن به الناز شاکردوست به خاطر بازی مبهوت کنندهاش در فیلم تی تی رسید. اینها همه جوایز جالبی بودند. جایزه باران کوثری هم جایزه درستی بود.
کوثری در فیلمهای عامه پسند و کشتارگاه بسیار خوب ظاهر شده بود هرچند شخصا فکر میکنم بازیاش در بی همه چیز تحتالشعاع گریم غلیظش واقع شده بود. اما جایزه سعید آقاخانی برای خون شد و جواد عزتی برای آتابای کمی گیج کننده بودند. به هرحال اگر به دارو ندار سینمای ایران در این دو سه ساله نگاه کنیم با تعداد قابل ملاحظهای فیلم خوب روبهرو میشویم. قهرمان و آتابای و تی تی و جنایت بیدقت و شنای پروانه. این سینما لایق محبت بیشتری است. ناشکری نکنید.
دو: یکی از کنجکاویهای من این است که اسکوچیچ الان کجاست؟ میدانم شاید دلهره بیجا گرفته باشم و ایشان با تکیه بر دستیارانش بازیهای ایران را رصد کنند و برنامههایش هم روتین باشد و از این حرفها اما صادقانه بگویم دلم قرص نیست. این حجم خونسردی و گذراندن وقت در تعطیلات برایم جالب توجه است. هیچ پالس مناسبی از حرکات این روزهای اسکوچیچ مخابره نمیشود.
سه: نمایشگاه کتاب به امری متناقض بدل شده است. به عید ناشرها و عزای کتابفروشیها. این مشکل به این سادگی قابل حل نیست. برخی میگویند مگر وقتی نمایشگاه لوازم خانگی برگزار میشود مغازههای امین حضور اعتصاب میکنند؟ فکر نکنم مقایسه درستی باشد. میزان استقبال از نمایشگاه کتاب و حجم انبوه خریدها میتواند واقعا روی کاسبی کتابفروشیها تاثیر مستقیم بگذارد. اما بعید است بتوان این مشکل پارادوکسیکال را به این سادگیها حل کرد.
چهار: یک فیلم روز سینمای جهان دیدم که در آی ام دی بی امتیاز ۷٫۹ داشت و نیکول کیدمن و اتان هاوک درآن بازی میکردند و سروشکلی حماسی هم داشت. عجب لجنزاری بود. جایتان خالی!
پنج: یک شاخه جدید جلب توجه باز شده به عنوان عدم شوخی با فقر و کمبودها. کلی چهرههای مشهور سینما و ورزش به مردم هشدار میدهند که شوخی با کمبودها نکنید و زشت است و از این چیزها. و کلی هم جملات قصار در این مورد اختراع شده که در صفحات اینستاگرام دست به دست میشوند و به منتشر کنندگان شیک حال تعهد اجتماعی و مردم دوستی غریبی میبخشد.
نمیفهمم چرا باید برای همه چیز مانیفست صادر شود؟این چه افکار عمومی است که به شکل یک هیولای مستبد برای همه چیز و همه کس آن هم در بخشهایی که کاملا شخصی هستند قانون صادر میکند. وضعیت و شرایط اقتصادی به شکل اسفناکی درآمده و ما هم در روزنامه مستمرا دربارهاش کار میکنیم اما این دلیل نمیشود که برخی را از ساختن لطیفه در مورد شرایط موجود نهی کنیم. متوجه منظورم میشوید؟


