روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی | رابرت مک فارلین یک تگزاسی اصیل بود. پدرش که از قضا نماینده میانهرو و معتدل حزب دموکرات کنگره از ایالت تگزاس بود، در سال ۱۹۳۷ برای انجام وظیفه به واشنگتن نقل مکان کرده بود و به همین دلیل رابرت کیلومترها دورتر از شهر آبا و اجدادی خود در واشنگتن به دنیا آمد، اما پدرش هرچه کرد رابرت نه دموکرات شد و نه واشنگتنی.
رابرت، هم در جهتگیری سیاسی در مسیر مقابل پدرش قرار گرفت و در نهایت مانند کثیر همشهریان تگزاسی خود یک جمهوریخواه تمام عیار شد و هم در مشی عملی در خلاف مسیر حرکت پدرش گام گذاشت و کاغذ و قلم را رها کرد و مانند پدربزرگ ماجراجویش وارد ارتش شد تا اسلحه به دست بگیرد.
درس بزرگ جنگ ویتنام
رابرت مک فارلین در ۲۴سالگی و با بالاترین نمره و درجه سروانی از دانشکده افسری نیروی دریای فارغالتحصیل شد و در اولین آوردگاه به عنوان فرمانده بخشی از تکاوران نیروی دریایی ارتش آمریکا به ویتنام اعزام شد. عملیات نیروهای تحت امر مک فارلین در ویتنام یکی از اولین عملیاتهای صورت گرفته در این جنگ بود.
مک فارلین که در سالهای اخیر و در مصاحبههای خود، لشکرکشی ارتش آمریکا به ویتنام را عملی مضحک و کودکانه توصیف میکرد، همواره تاکید داشت جنگ ویتنام به او و همقطارانش این درس بزرگ را آموخت که ایالت متحده آمریکا و ارتش بزرگ و قدرتمندش بدون حمایت همه جانبه داخلی مردم هیچ کشوری توان تحمیل تغییر و تحول در آن کشور را ندارد. البته مک فارلین در ادامه این اظهاراتش اعتراف کرد که چه بسیار روزهایی را در طول دوران خدمتش گذرانده که این درس بزرگ را فراموش کرده و به همین دلیل در مخمصهها و چاههای فراوانی افتاده است.
جنگ ستارگان و رد پای۱۳ آبان ۱۳۵۸
اشغال سفارت آمریکا در تهران و بحران گروگانگیری ۴۴۴ روزه اعضای سفارت به دست دانشجویان پیرو خط امام، مهمترین دلیل شکست جیمی کارتر در انتخابات ریاستجمهوری و به تبع آن پیروزی رونالد ریگان شناخته شد. کارتر بخش عمدهای از رقابت تسلیحاتی آمریکا در مقابل شوروی را به دلیل هزینههای گزافش به حالت تعلیق درآورده بود اما ریگان متعلق به بخشی از جمهوریخواهان بود که اعتقاد داشتند تمرکز بر رقابت تسلیحاتی موجب فروپاشی اقتصادی و به موجب آن فروپاشی سیاسی اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد.
از این رو ریگان با تکیه بر مشاورههای نظامیان نزدیک به خود، پا در این عرصه گذاشت. دستاوردهای ریگان و دولتش در این عرصه مانند عملیاتی کردن موشکهای قارهپیمای امایکس و افزایش مداوم بودجه نظامی آمریکا نشان داد نظریه او و همفکرانش کار میکند و هرچه او جلوتر میرود موقعیت برای حاکمان اتحاد جماهیر شوروی بغرنجتر میشود.
تیر خلاص در این رقابت را طرح جنگ ستارگان ریگان بر جسم نیمه جان اتحاد جماهیر شوروی چکاند. طرح جنگ ستارگان مبتنی بر طراحی و ساخت ماهوارههای نظامی مبتنی بر موشک و سلاح لیزری بود که در صورت حمله موشکی یا هستهای شوروی به آمریکا یا کشورهای متحد او وارد عمل خواهد شد و آن موشکها را پیش از برخورد به اهدافشان در آسمان منهدم میکند.
هرچند این ماهواره هیچوقت ساخته نشد و این طرح کاملا رویایی بود اما ساخت چند فیلم هالیوودی بر اساس این طرح سبب شد اتحاد جماهیر شوروی بلوف ریگان را باور کند و به زانو در بیاید و در میان انبوه بحرانهای اقتصادی بشکند. گفتنی است ریگان، هم در عملیاتی کردن موشکهای امایکس و هم در طرح جنگ ستارگان یک مشاور بزرگ و باهوش به نام رابرت مک فارلین داشت.
ایران-کنترا
عماد مغنیه طی یک عملیات چریکی ۹ نفر از اعضای سفارت آمریکا در لبنان را به عنوان گروگان ربوده بود و دولت ریگان همانند دولت کارتر از سوی افکار عمومی برای آزادسازی آنها تحت فشار بود. از سوی دیگر ساندینیستهای سوسیالیست که از منظر سیاسی نزدیک به اتحاد جماهیر شوروی بودند و آمریکا را نماد امپریالیسم میدانستند در نیکاراگوئه به قدرت رسیده بودند و در همین زمان نیز کنگره هرگونه کمک به کنتراها که مخالفان ساندینیستها بودند را ممنوع کرده بود.
به علاوه کارشناسان نظامی آمریکا پیروزی صدام در جنگ با ایران را به دلیل پیروزی رزمندگان ایران در عملیات والفجر ۸ و تسخیر جزیره استراژیک فاو از دست رفته میدیدند و ترجیح میدادند از حمایت همه جانبه از او دست بردارند و برای حفظ منافع خود و متحدانشان به ایران نزدیک شوند. در همین احوال بود که مک فارلین عملیات پیچیده خود را طراحی کرد.
بر اساس طرح او که بعدها در رسانهها ایران-کنترا نام گرفت، بنا بود ارتش آمریکا از انبارهای پایگاههای نظامی خود در خاورمیانه به ایران موشکهای هاوک و تاو بدهد و در مقابل ایران از نفوذ خود بر روی عماد مغنیه استفاده کند و از او بخواهد که گروگانهای آمریکایی را آزاد کند و ایران نیز پول موشکها و تجهیزات آمریکایی را به کنتراها در نیکاراگوئه بپردازد و تا از این طریق بر مکنت و قدرت آنها افزوده شود و به مصاف ساندینیستها بروند. اما این طرح آنطور که مک فارلین پیشبینی میکرد پیش نرفت.
انجیل، کیک و تپانچه
رابرت مک فارلین و همراهان او با مدارک هویتی جعلی که نشان میداد آنها ملیتی ایرلندی دارند در یک هواپیمای باری که حامل سلاحهای آمریکایی بود، به منظور مذاکرات با سران جمهوری اسلامی ایران وارد فرودگاه مهرآباد شدند. هرچند سران سه قوه از سفر مک فارلین به ایران مطلع بودند اما هیچیک تمایلی به دیدار و مذاکره با او نداشتند و از این رو استقبال شایانی از او در فرودگاه به عمل نیامد.
مک فارلین که گمان میکرد سران قوا به دیدار او میآیند، یک جلد انجیل با امضای ریگان، یک کیک با طرح کلید که نماد گشودن قفل روابط ایران و آمریکا بود و یک تپانچه هدیه آورده بود. مک فارلین میگوید زمانی که در فرودگاه مهرآباد سرگردان بود، ماموران گیت فرودگاه بدون توجه به او درب قوطی کیک را گشودند و در مدتی که او منتظر میزبانان ایرانی خود بود کیک را خوردند. او و تیم همراهش پس از ۱۳ روز اقامت در ایران و به دلیل عدم نتیجهگیری مناسب از سفر خود، تهران را ترک کردند.
در مهرماه همان سال یک خلبان نظامی آمریکایی در نیکاراگوئه اسیر شد و اعتراف کرد که دولت آمریکا به رغم مصوبه کنگره به کنتراها کمک میکرده است و یک ماه بعد نیز یک روزنامه لبنانی پرده از معاملات تسلیحاتی ایران و آمریکا برداشت و این دو رسوایی سیاسی گریبان ریگان و مک فارلین را گرفت. این اتفاق را پس از رسوایی واترگیت، دومین رسوایی بزرگ سیاسی تاریخ آمریکا میخوانند.
پناه بر والیوم
مک فارلین که پیشتر استعفا داده بود توسط کمیتهای که برای تحقیق و تفحص درباره این رسوایی در کنگره تشکیل شده بود محکوم شناخته شد. او سخاوتمندانه تمام مسئولیت این اتهامات را پذیرفت و شهادت داد که ریگان در جریان تمام کم و کیف امور نبوده است. به دنبال شهادت مک فارلین بقیه افراد دخیل در این پرونده نیز از قبول هرگونه مسئولیتی سر باز زدند. گفتنی است مک فارلین یک روز پیش از زمان اعلام رای نهایی کنگره، تعداد بسیاری قرص والیوم خورد و خودکشی کرد.
همسر او که معلم بود و از قضا آن روز را به منظور تصحیح اوراق امتحانی دانشآموزانش در خانه سپری میکرد متوجه حال نامساعد شوهرش شد و او را به بیمارستان رساند. مک فارلین بعدها درباره خودکشی خود گفت که این کار او مشابه هاراگیری ژاپنیها و یک عمل خودخواسته برای دفاع از حیثیت خود و در عین پایان دادن به رنجهای عدیدهای است که همواره او را تعقیب میکردند و اگر به جای مرگ با شمشیر ساموراییها مرگ با قرص آرامبخش را انتخاب کرده، فقط به دلیل تفاوتهای فرهنگی دو کشور ژاپن و آمریکاست.
مک فارلین در زمان ریاست جمهوری جورج هربرت بوش از تمام محکومیتهای خود عفو شد اما پس از ماجرای ایران-کنترا دیگر نتوانست به عرصه سیاست آمریکا بازگردد و تا پایان عمر خود نظارهگر این عرصه باقی ماند. به گفته خود او، رابرت مک فارلین نام یک افسر ارتش آمریکا و سیاستمداری بازنده بود که عمرش در سال ۱۹۸۸ پایان یافت. او برای دوستان و خانوادهاش باد نام داشت، نامی که افراد نزدیک و صمیمی از کودکی او را به همین نام صدا میکردند. دو روز پیش، باد پس از تحمل یک دوره طولانی بیماری قلبی و ریوی درگذشت و سرانجام سرگشتگی و تشویشهایش به پایان رسید.


