روزنامه هفت صبح | در مورد تیم برادران لیلا که به کن رفته، دیروز در صفحه اول مفصل نوشتیم. هیجان‌زده بودند و کارهای عجیب و غریب کردند و لباس‌های عجیب‌تر پوشیدند. همزمانی این اتفاق با فاجعه متروپل تحلیلگران چپگرای لیبرال‌نما را به میدان کشاند تا با ایجاد همان تضادهای مشهورشان نتیجه‌گیری‌های عوامانه را به‌خورد مردم بدهند.

این‌که تصویر حرکت مبالغه‌آمیز نوید محمدزاده و فرشته حسینی روی فرش قرمز را با پس‌زمینه‌ای از عکس متروپل اکسپوز کنند و نان در خون مردم زدن را وسط بکشند. همان کاری که سال قبل بر سر اصغر فرهادی درآوردند و همه‌چیز را به‌هم وصل کردند تا از فرهادی به تعبیر زشت و چرک خودشان یک وسط‌باز ترسیم کنند.

حالا هم نوید محمدزاده و فرشته حسینی و بقیه گروه که به شکل واضحی از قبل از جشنواره هیجان داشتند و به شکل غیرلازمی یک نوع لشگر‌کشی خانوادگی را به کن انجام دادند، هدف این نوع تعبیرها و تفسیرها می‌شوند.مشخص است که ترانه علیدوستی با همان تیزهوشی همیشگی‌اش زودتر از همه متوجه عواقب این هیجان و شعف بی‌دلیل در گروه خود شده است و سعی کرد در بحبوحه جشن کن، آب رفته را به جوی بازگرداند و پست‌هایی درباره آبادان و حتی انتقاد از خود در صفحه اینستاگرامش منتشر کند.

اما این چه توقعی است که از یک بازیگر داریم؟ او فقط یک بازیگر است! حتی اگر خودش تعبیر متفاوت‌تری از نقش اجتماعی‌اش داشته باشد. او یک بازیگر است. یک بازیگر خوب. مثل یک مهندس خوب. لازم نیست شانه‌های آنها را زیر بار توقعات اجتماعی و سیاسی له کنیم. لازم نیست آنها بار بزرگتری از توان شانه‌های خود بردارند. همین که خوب بازی کنند، ‌در جشنواره‌ها آبرومند ظاهر شوند، ‌لباس مناسب بپوشند، ‌حرکات موقرانه داشته باشند، کافی است.

این‌که خودشان چیز بیشتری می‌خواهند یک مسئله دیگر است و اتفاقا مشکل از همین‌جا شروع می‌شود. چهره‌هایی که به‌خاطر مقداری توجه و جایزه و امضا بار مسئولیت سنگینی روی دوش خود- به اشتباه- احساس می‌کنند! و این خود به‌خود در تضاد با شیوه زندگی‌شان، ‌قراردادهای سنگین مالی با چهره‌های مشکوک اقتصادی، ‌لغزش‌های اخلاقی‌شان و… قرار می‌گیرد و ما را به این ورطه‌ای می‌کشاند که بی‌احتیاطی و اضافه‌کاری یک زوج جوان در زرق و برق جشنواره کن، ‌دستمایه مانیفست‌های سوپر‌انقلابی می‌شود. وا بدهید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.