روزنامه هفت صبح | دیروز از آیتالله جوادیآملی در واکنشی به ریزش متروپل آبادان جملاتی نقل شد که متفاوت از همه تحلیلها و تفاسیر روز است. تفاسیری که نویسندگان و اهالی سیاست در سایتهای خبری منتشر میکنند و وعاظ و علما و سخنوران در منابر میگویند. جملات آیتالله جوادی آملی سرشار از حکمت راستین بود. حکمتی که مدتهاست از فضای رسانه ما رخت بسته است و سخنوران آتشین مزاج و قلم بهدستان پرشور همه در راهی دیگر باب طبع نگاههای عوامانه حرکت میکنند. چه راست چه چپ. چه اصلاحطلب چه اصولگرا و چه برانداز. چه مذهبی متعصب چه لائیک بیدین.
در بخشی از پیام آیتالله جوادی آملی آمده: «کسی که لرزان میاندیشد و مضطرب فکر میکند، مضطرب میسازد.» بهنظر میرسید که این عبارت توصیفی برای سازنده ساختمان متروپل بوده که حالا با فروریختن آن حداقل جان ۲۹ نفر را گرفته است. این فقیه تا امروز با ادبیات مشابه دیگری به موضوعات مختلف پرداخته است که بهغیر از آبادان شامل فضای مجازی، اقتصاد مقاومتی، فقر و شاهنامه میشود. برخی از این واکنشها را انتخاب و اینجا منتشر میکنیم:
۷ خرداد ۱۴۰۱، در واکنش به حادثه آبادان: «اینگونه از حوادث تلخ ناشی از لرزان بودن بنیان فکری مسئولین و همچنین مردم است. {…} آنکه انگیزه اختلاسی و اندیشه نجومی دارد، فکرش را، فکرتش را، فطرتش را بر لبه لرزان سقوط، بنیانگذاری کرده است، خواه از مسئولین خواه از مردم! و کسی که باور صحیح، اعتقاد صائب و ایمان سالم داشت، او در زمین مستحکم خانه میسازد.»
شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱، درباره اقتصاد مقاومتی: «اگر ملتی نتواند ستون فقراتش را حفظ بکند فقیر است؛ یعنی ستون فقرات او شکسته است. اگر این ستون محفوظ نماند و در اثر ربا و مانند آن آسیب ببیند، این ملت فقیر میشود. ملتی که ستون فقراتش شکسته است این قدرت قیام ندارد چهرسد به مقاومت، تا برسد به اقتصاد مقاومتی. {…} در فرهنگ قرآن، ملتی که جیبش تهی و کیسهاش خالی است، این ملت فقیر است.
فقیر بهمعنای گدا نیست، در فارسی آن لغت دقیق و عریق را نداریم که از ملتی که ستون فقراتش شکسته است خبر بدهیم. میگوییم گدا! واژه گدا بار علمی ندارد. در عربی از گدا بهعنوان فاقد و ندار یاد میکنند، ولی قرآن کریم از ملتی که جیبش خالی است و کیفش خالی است بهعنوان فقیر یاد میکند که بهمعنای گدا نیست.»۱۶ مرداد ۱۴۰۰، در مورد فضای مجازی: «اگر واقعاً ما آدمهای درستی باشیم ترسی نداریم که فضای مجازی چه چیزی را میخواهند منتشر کنند.»
دو بهمن ۱۴۰۰: «اختلاسهای میلیاردی از افراد عادی ساخته نیست، این اختلاسها با قلم افراد صورت میگیرد نه با زور اسلحه.»
سوم بهمن ۱۴۰۰: «سیدالشهدا به اهلبیت خود فرمود: پس از شهادت من، شما اسیر خواهید شد، در هنگام اسارت آب خواستن ایرادی ندارد اما از کسی طلب نان نکنید، نان طلب کردن از دیگران ننگ است. ما چنین عقیدهای را باید حفظ کنیم و دست خود را پیش دیگران دراز نکنیم و متکی به خود باشیم و مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات باعث بیاعتنایی به اصل انقلاب نباشد.»
۳۰ دیماه ۱۴۰۰: «مال عامل قیام یک ملت است اگر ملت بخواهد بایستد باید جیبش پر باشد.{…} ملت گرسنه را نمیشود در راه الهی نگه داشت و آن را اداره کرد.»چهارم دیماه ۱۳۹۷، سخنرانی درباره شاهنامه: «در این مملکت، ما گریه زیاد میکنیم و کار خوبی هم هست، شعرهای آیینی زیادی داشتیم و داریم و سرودن شعر آیینی هم کار خوبی است. اما این مملکت همهاش گریه نیست، جای مرحوم فردوسی خالی است.
حتماً امثال شما باید به فکر باشید که شعرای فردوسیمنش تربیت کنید تا حماسه را در این کشور زنده نگه بدارند.{…} با گریه مشکل حل نمیشود، با حماسه مشکل حل میشود. ما فردوسی کم داریم البته باید دانست که مثل فردوسی شدن کار آسانی نیست؛ او حکیم، فیلسوف و ادیب نامآوری بود. صدرالمتالهین برای کسی حساب باز نمیکرد و یادم نمیآید جایی از شاعران نامی بیاورد، فقط یکجا نام حافظ را میآورد. دومین شاعری که او نامش را ذکر میکند مرحوم فردوسی است.
پیروزی در جهاد مقدس هشت ساله و ده ساله اهمیتی ندارد، پیروزی دیگری مهم است که نیاز به فردوسی دارد. یادمان هست که پس از پذیرش قطعنامه، و حمله صدام به عراق، ما میتوانستیم به رژیم بعثی ضربه بزنیم و بخشی از خاکشان را تصرف کنیم چون طبق قطعنامه ما از آنها طلبکار بودیم اما ما چنین کاری نکردیم، و گفتیم که ما قطعنامه را امضا کردیم و مردانگی این است که طبق خواسته دین، پای امضای خودمان بمانیم. چنین عظمت و شرفی را در کجا سراغ داریم؟ این مردانگی نیاز به فردوسی دارد تا آن را به شعر درآورد.»


