روزنامه هفت صبح | یک: بازی با اروگوئه لغو شد چون راه طولانی بوده؟ مگر سفر به اروگوئه چقدر از سفر به کانادا طولانیتر میشد؟ بازی در مونته ویدئو زیر فشار حریف قدر و چغر فرصت خوبی بود که از دست رفت. حالا که اروگوئه پرید؛کانادا و اکوادور هم که پریدند. با کشورهای خوب آفریقایی و یا همسایگانمان چرا بازی دوستانه نگذاریم؟ قبل از جام جهانی قبلی بازی با ترکیه و الجزایر و تونس فشار واقعی روی تیم ملی وارد کرد. تیمهای آفریقایی تیمهای خوبی هستند. گزینه ترکیه هم میتواند مورد توجه قرار بگیرد.
دو: داستان ساترا با فیلیمو و نماوا واقعا مسئله ایدئولوژیک به قسمت دوم ماجرا منتقل میشود. اصل ماجرا اینجاست که ساترا توان بازبینی و بازخوانی فیلمنامهها و تصاویر آماده شده و پوشش بازیگرها و کشف طعنههای احتمالی و این چیزها را ندارد. در روزنامه برخی وقتها مطالبی به دستمان میرسد که از تبعات چاپ آن مطمئن نیستیم و برای همین مجموعهای از مشورتها را شروع میکنیم. مطلب را بالا و پایین میکنیم و دست آخر آن را به چاپ میسپاریم.
حالا فکر کنید ماجرای ساعتها تولید ویاودیها با چندین و چند میلیارد سرمایه که ساترا بازبینی آنها را تقبل کرده است. میتوانم حدس بزنم آن ممیز طفلی که نمیداند مثلا با خنده بلند فلان بازیگر زن چه کار کند؟ این که اندازه و بلندی مانتو کافی است یا نه؟ این که حجاب برای شخصیتهای منفی را میتوان به پشتوانه نمایشی آن شخصیت کمی سهل گرفت یا نه؟
به اینها اضافه کنید شبح سخنوران و خطبا و شبنامه نویسهایی که جلوی چشمانش میآیند و خطر توبیخهای احتمالی و ازآن سو هراس از به خطر افتادن رابطه میان ساترا و ویاودیها و ایجاد جو بدبینی. و طبیعی است که تقبل مسئولیت نظارت بر ویاودیها به کار طاقت فرسایی بدل میشود که ته ندارد. ضابطه مشخصی بر آنها حاکم نیست.
در همین تلویزیون سر نمایش تماشاگران زن در مسابقات والیبال و یا فوتبال شما با طیف متنوعی از سلیقهها روبهرویید و در شبهایی که حال تلویزیون خوب است و موفقیت سیاسی مهمی را تجربه کردهایم، ممیزان هم سرخوشانه اجازه کمی تماشای آدمیان را به مردم میدهند. میخواهم بگویم وظیفه ساترا کلا در محدوده موانع و خطر و گردنه تعریف شده است. کار سختی است آن هم در مقابله با ویاودیهایی که در رقابت با یکدیگر مدام باید تولید کنند و نمایش بدهند.
سیستم محافظه کار و کارمندی ساترا نمیتواند پاسخگوی الزامات اقتصادی این ویاودیها باشد. حتی اگر تعداد ممیزان را اضافه کنید باز هم آن ملاحظات، آن ترس و هراسها، نفس این سیستم ممیزی و نمایشی را بند خواهد آورد. شاید پس از ماجرای بانکها، در هیچ عرصه دیگری بخش خصوصی و بخش دولتی با سیستمهای مدیریتی متفاوت خود این گونه رودرروی یکدیگر قرار نگرفتهاند.
سه: حمید مطهری واقعا گفته منتقدان ما بچههای ۱۵ ساله هستند! یعنی چشم بر ناآمادگیهای بدنی و مصدومیتها و خریدهای بد تیم بسته و گفته منتقدان ما نوجوان هستند؟ مگر میشود؟مسئول اینجا کیه؟


