روزنامه هفت صبح | یک:‌ رفته بودیم فروشگاه ایوان و آنجا دور می‌زدیم و با یکی از این مهندسان این کارخانه‌ها به شکلی اتفاقی دمخور شدیم. به‌هرحال کلی محصولات ایرانی وجود داشت با اسم‌های عجیب و غریب که تداعی‌گر اسم‌های فرنگی و یا کره‌ای بودند. این دوست مهندسمان که در حوزه دستگاه‌های ظرفشویی کارشناس بود آب پاکی را ریخت روی دست ما: همه لوازم و موتورها و همه این مارک‌های مختلف برندهای ایرانی از چند کارخانه مشخص چینی وارد می‌شوند و اینجا مونتاژ می‌شوند.

اگر هم امکان تولید این وسایل در ایران وجود داشته باشد باز هم صرف نمی‌کند و تاجر محترم و کارخانه‌دار ایرانی ترجیح می‌دهد مشقت واردات جنس چینی را تقبل کرده و اینجا مونتاژ کند که باز هم مقرون‌به‌صرفه‌تر خواهد بود. در مورد کیفیت هم گفتند این شایعات درباره بالا بودن کیفیت این ماشین ظرفشویی‌ها را خیلی جدی نگیرید.

این ماشین‌ها کیفیت خیلی معمولی دارند. علتش هم این است که تاجر و کارخانه‌دار محترم به طرف چینی اعلام می‌کند که می‌خواهد کل این ماشین ظرفشویی مثلا ۱۰میلیون تومان دربیاید تا بعد از سرهم‌بندی به قیمت مثلا ۱۶میلیون تومان در ایران فروخته شود و خب در نتیجه چینی موردنظر خودش را با بودجه اعلام شده وفق می‌دهد.

این اسم‌های عجیب‌الخلقه هم دقیقا مشابه اسامی عجیبی است که روی خودروهای وارداتی چینی می‌گذارند(فیدلیتی،‌لاماری،‌دیگنیتی و…). کلا لوازم خانگی (مثلا) ایرانی ما با بهره‌جویی از انحصار بازار به سمتی می‌رود که خودروسازان ما قبلا آن را طی کرده بودند و خب به احتمال زیاد با توجه به عدم دوراندیشی لازم در تولیدکننده‌های لوازم خانگی ایرانی به زودی شاهد اتفاق مشابه حوزه خودرو خواهیم بود و واردات قاعدتا آزاد خواهند شد. مگر این‌که اتفاقی ویژه در این عرصه بیافتد.

امیدوارم مدیران کارخانه‌های ایرانی لوازم خانگی این نکات را تکذیب کنند و به ما بگویند در دوران ممنوعیت ورود لوازم خانگی فرنگی و ژاپنی و کره‌ای،‌چه پیشرفت‌هایی درعرصه تولید لوازم خانگی داشته‌ایم و‌ فخر تولیدات لوازم خانگی ما به همان پلوپز پارس خزر محدود نشده است.
یک نکته خوب در مسئله لوازم خانگی ایرانی (مثلا ایرانی!) جدی گرفتن مسئله گارانتی و درج هزینه تولید جنس روی کارتن بوده است.

دو: جمعه عصر رفتیم نمایشگاه پویا آریان‌پور هنرمند تجسمی مشهور که در کارخانه قند کهریزک برپا شده بود. در جنوب شرق تهران. کارخانه‌ای که در دوره ناصرالدین شاه قراردادش با بلژیکی‌ها بسته شد و از سال ۱۲۷۴ به تولید قند می‌پرداخت و هنوز ساختمانش در مقابل مرور زمان آن هم طی ۱۲۷سال مقاومت نشان داده هرچند دیگر به ساختمانی متروکه و حتی ترسناک بدل شده است.

پویا آریان‌پور سازه‌های غول پیکر خود را در چنین لوکیشن حیرت انگیزی بنا کرده بود و خب جالب آن‌که در جمعه عصر صدها علاقه‌مند به هنرهای تجسمی کوبیده بودند و تا ۱۲کیلومتری جنوب شهرری آمده بودند تا این نمایشگاه حیرت‌انگیز را مشاهده کنند. حاصل نوعی جنون متعالی هنرمندانه که خود را از قید ملاحظات عقلی مرسوم رها کرده است و فارغ‌البال به آنچه در ذهن داشته جامه عمل پوشانده است. این نمایشگاه خیره‌کننده و عجیب را از دست ندهید. حتی اگر حوصله احجام و آثار تجسمی را ندارید از فرصت استفاده کنید و به دیدار کارخانه قند بلژیکی‌ها بروید.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.