روزنامه هفت صبح | یک: حادثه پارک پردیسان شگفت‌انگیز است. اصلا به جزئیات ماجرا کار ندارم. این‌که چطور می‌شود پلیس در مورد پوشش یک زن که همراه شوهرش آمده و کودک ۱۰‌ماهه‌اش هم در کنارش است و در یک فضای باز در حال تفریح هستند این‌گونه سختگیرانه و حتی بی‌رحمانه عمل کند؟ شاید فرماندهان پلیس در شرایط سختی قرار گرفته‌اند که نیاز دارد کسی یا نهادی آنها را کمک کند.

به هرحال بخش بزرگی از علما و سخنوران هر هفته به‌نوعی خواستار سختگیری هرچه بیشتر پلیس در مورد مسئله حجاب و پوشش و اختلاط زن و مرد هستند و آن را مهم‌ترین معضل کشور و سرمنشا همه مشکلات قلمداد می‌کنند. اما افکار عمومی چنین نظری ندارد. حتی بخش بزرگی از طبقه متدین کشور بعید است که تساهل و تسامح در مورد مسئله پوشش آن هم در مورد یک زن شوهردار که همراه با همسر و فرزندش به پارک آمده را در نظر نگیرند.

بخش بزرگی از مسئولان اجرایی کشور می‌دانند کشور درگیر چه بحران‌هایی است و عامدانه در مورد وضعیت پوشش سکوت کرده‌اند اما پلیس تهران از دیرباز ارتباط نزدیکی با روحانیت معظم داشته و همین موجب تناقض‌ها و تعارض‌هایی می‌شود که نتیجه‌اش را در حادثه پارک پردیسان می‌بینیم.

یعنی جرم اتفاق افتاده که در منظر عموم مردم قابل اغماض بوده، ‌ناگهان در نظر مامور پلیس که به شیوه دیگری آموزش دیده و ذهنش اولویت‌بندی شده،‌ در حد یک تبهکاری بزرگ جلوه‌گر می‌شود. با هر دلیلی و با هر توجیهی این نوع سختگیری خشونت‌بار آن‌هم در قبال یک خانواده از خردمندی و عقل فرسنگ‌ها فاصله دارد. فرسنگ‌ها.

پلیس که در مورد صندوق امانات بانک‌ها و دستگیری دزدان عملکرد فوق‌العاده خوبی را به نمایش گذاشت برای بهبود پرتره اجتماعی‌اش، باید مردم را،‌ همه مردم را در نظر بگیرد و فرماندهان پلیس سیاست‌های کلی خود را فقط با سیاست‌های مقام‌های عالی‌رتبه نظام و رهبری تنظیم کند. این نکته مهمی است و اجرای آن نیاز به توجیه همه دست‌اندرکاران و ماموران پلیس دارد.

دو: پرسپولیس دوباره می‌خواهد فوروارد برزیلی بیاورد! خدا به‌خیر بیاورد که مجموعه همه مهاجم‌های برزیلی پرسپولیس اندازه عیسی آل‌کثیر بازدهی نداشته‌اند.

سه: در مورد کاراکتر پشه در برنامه مهمونی همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد سختگیری‌ها در رسانه‌های اصولگرا شروع شده. این دوستان باید بدانند که شوخی‌های دوپهلو بدون آنکه کلمه زشتی ادا شود در فرهنگ ایرانی قدمتی بسیار کهن دارد. نشانه‌هایش را در رودکی و سعدی و مولوی هم می‌توانید پیدا کنید.

جملات مایل که هیچ خط مشخص قانونی و اخلاقی را نمی‌شکنند و در تاویل و تفسیر ظرفیت فراوان برای عبور از این خطوط قرمز به نمایش می‌گذارند. در واقع به بخشی از فرهنگ ایرانی اشاره دارد که صدها و هزاران سال به حیات خود ادامه داده و مجموعه‌ای از شوخی‌های دوپهلو بدون هیچ کلمه ناشایستی را به یادگار گذاشته. حتی در ستون گفت و شنود حسین شریعتمداری هم گهگدار ردپای این نوع شوخی‌ها را می‌شود پیدا کرد.

چهار: طناز طباطبایی در یاغی نشان می‌دهد که یک بازیگر یعنی چه. یک بازیگر حرفه‌ای، در چه محدوده‌ای قدم برمی‌دارد و آنگاه فرقش با همکاران محترمش مثل خانم‌ها نازنین بیاتی و مریم مومن و سحر قریشی و این‌طور بازیگرها مشخص می‌شود. بازیگری شغل طناز طباطبایی است. به معنای دقیق کلمه. این همان نوع توانایی است که در برخی لحظات بازی سحر دولتشاهی می‌بینیم و یکی ‌دو دهه قبل هانیه توسلی هم چنین مختصاتی داشت. بازی طناز طباطبایی را ببینید و از رویارویی با هنر بازیگری لذت ببرید.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.