روزنامه هفت صبح | یک: یکدفعه صبح از خواب پا شدیم و دیدیم که بانکهای کشور دسترسی اتباع خارجی و مقیم ایران را به حسابهای بانکیشان بستند. گفتند به خاطر بخشنامه مبارزه با پولشویی! آخر عزیزان مگر اینجا وال استریت است؟ مگر اینجا قرار است به خاطر چنین ملاحظاتی عقل و شعور و انسانیت خودمان رانیز فراموش کنیم؟ یعنی در ایران و در نظام فعلی ایران مسئولین نباید با ملاحظه بیشتری چنین بخشنامههای شداد و غلاظی را صادر کنند؟
انگار مثلا چه گردش مالی عظیم و هیولایی در کشور در جریان است و خطر پولشویی چگونه استوانههای اقتصادمان را به لرزه انداخته است! یواش باباجان. این همه مهاجر و مقیم در کشور هستند. ملاحظهشان کنید. زندگی دارند بندههای خدا. از همه مظاهر جذاب کاپیتالیسم اینجا همین بخشنامههایش به ما و به این بندگان خدا رسیده است!
دو: هر شبکه اجتماعی و سایتهای خبری را باز میکنی ماشاءالله ستاد امر به معروف و نهی از منکر به ریاست حجتالاسلام صدیقی و دبیری جناب هاشمی گلپایگانی در صدر اخبار هستند و یک عزم ملی برای کنترل پوشش ایرانیان. خوشبختانه در مشهد اعلام شده که پوشش مردان هم باید کنترل بشود و در مصادیق لباسهای ضاله از تیشرت هم اسم برده شده است.
بسیار هم عالی! در اردیبهشت سال ۱۳۸۶ هم همانطور که در یادداشت دو سه روز قبل نوشتم همین همیت در میان گروهی از مسئولین و اقشار مذهبی جامعه برای مسئله پوشش به راه افتاد و همین طور مصاحبه مسئولان و فرماندهان درباره الزام تداوم این حرکت و گره خوردن این مسئله با حرکت جامعه ایرانی به سمت تمدن پیش رو و از این جور حرفها.
گشت ارشاد راه افتاد و سردار رادان و برخی از روحانیون معظم و مسئولان دیگر با اشتیاق درباره ثمرات این حرکت مصاحبه میکردند و بر عزم جزم خود تاکید داشتند. خب داستان خیلی خوب پیش نرفت. حالا دوباره با همان نوع نهضت و حرکت روبهروییم. این که پوشش مردان و زنان باید در یک محدوده تعیین شده حرکت کند. در این محدوده فعلا معیارهایی به لحاظ رنگ و اندازه اعلام شده ولی معمولا میشود این معیارها و رنگها و انواع را بازهم تغییر داد و به سمت مرزهای جدیدی حرکت کرد که رضایت بیشتری در میان مسئولان متولی این امر و پشتیبانان سنتیشان به وجود بیاید. به امید خدا.
سه: گزارش آمده که طی ماه ژوئن در ترکیه ۵۵ زن کشته شدهاند. در این گزارش ذکر شده که ۳۳ نفر از این زنها در خشونتهای خانوادگی و ناموسی توسط مردهای خانواده (شوهر، برادر و یا پدر) کشته شدهاند و در مورد ۲۲ قتل دیگر ابهاماتی وجود دارد. عدد حیرت انگیزی است.
چهار: از دست دادن سیلوا و ژستد به نظرم اشتباه بزرگی برای استقلال بوده است. هردو بازیکن کلاس بسیار بالایی داشتند و به نظرم مفت و مسلم از دست رفتند. اگر هم دستمزدهای بالایی میخواستند به نظرم حقشان بود. فهم فوتبال این دو بسیار بالا بود و قاعدتا چنین بازیکنانی دستمزدهای کلان هم میگیرند. کاش پرسپولیس برای جذب ژستد تلاش کند چرا که به نظرم امتحانش را پس داده است.
هرج و مرج حاکم بر نقل و انتقالات استقلال نشان میدهد که فرهاد مجیدی چه نقش مهمی در این پروسه داشته است و چگونه با دقت بازیکنان مفیدش را جذب و در نیمه فصل هم بازیکنان غیرمفید را از تیم خارج کرد. در واقع مجیدی پروژه استقلال را از ابتدا تا انتها مدیریت کرد. و خب چه شگفتانگیز که در ادامه راه برای کمی پول بیشتر بر این میراث درخشان چشم پوشید و آن را رها کرد و رفت در شهر کوچکی در حاشیه شارجه! واقعا هرطور فکر میکنم نمیتوانم منطق مجیدی را درک کنم.


