روزنامه هفت صبح | یک: ‌ در مورد تحولات اخلاقی و فعالیت ستاد امر به معروف نمی‌خواهم اینجا ارزشگذاری کنم. واقعا می‌گویم. فقط یک سوال از مسئولان سیاسی کشور دارم: ‌آیا می‌خواهید و مصر هستید این قرائت از دین در کشور حاکم شود؟‌ متوجه مسئله قانون و این مسائل هستم و حتما هم مسئولان ستاد امر به معروف و یا متولیان دادستانی در مشهد نیت خیر و دینی دارند.

اما نکته‌ای که الان موردنظر است و مسئولان حکومت باید شفاف‌سازی کنند، این است که به دور از ملاحظات و تعارفات میان این مسئولان و علمای مشهور خراسان و قم و اراک، آیا با استیلای این نوع نگرش بر دین و سبک زندگی مردم، آن‌هم مردم فعلی ایران موافق هستید‌؟‌ در این چهل و خرده‌ای سالی که از پیروزی انقلاب می‌گذرد دیگر متوجه هستیم که قرائت‌های مختلفی وجود دارد.

بسته به نگاه و نگرش چهره‌های صاحب‌نفوذ در قوه‌های مختلف نسبت به مقوله دین، ‌اختیارات شهروندان، سبک زندگی و مسائل مشابه. همین حالا هم بسیاری از سایت‌ها و کانال‌های انقلابی و ارزشی و اصیل اصولگرا ترجیح می‌دهند اخبار این اقدامات را پوشش ندهند. به چه دلیل؟ ‌نمی‌دانم. شاید چون آنها هم گیج شده‌اند.

حالا به ما بگویید در حرکت سریع ستاد امر به معروف و همراهی استانداران (قاعدتا با توصیه و یا دستور وزیر کشور) و وارد شدن موثر دادستانی و قوه قضائیه و نیروی انتظامی،‌ آیا دورنمای جامعه ایران در سالیان آینده از مجرای این نوع نگاه و این بینش خواهد گذشت‌؟ آیا با این دورنما موافق هستید؟حرف‌ها و لحن استاندارهای فارس و بوشهر را شنیده‌اید؟ با لحنشان موافقید؟

می‌دانیم سرتان شلوغ است و یک نفس در عرصه اقتصاد و دیپلماسی در تلاشید ولی به نظرتان ‌ جامعه‌ای که در عبور از این کانال و این نوع نگاه پدیدار خواهد شد، جامعه قدرتمندی خواهد بود؟ می‌دانید این نگاه و این نوع شیوه برخورد (که البته بر مبنای مستندات و مفاد قانونی است حتما یا حداقل احتمالا) به‌زودی خواسته‌های بیشتری خواهد داشت و به حوزه‌های سینما، ‌ورزش، ورزش بانوان، موسیقی،‌ فضای مجازی،‌ زندگی شهرنشینی و… این‌گونه مقولات هم وارد خواهد شد.

آیا چنین الگویی را موفق و کارساز می‌دانید؟ آیا این قرائت می‌تواند همه این مقولات را به سبک و سیاق موردنظرش دربیاورد؟‌ اگر مسئولان حکومت پاسخ این ابهامات را بدون تعارفات و بازی با کلمات، با مردم در میان بگذارند سپاسگزار خواهیم شد. به هرحال از جمعیتی از مردم صحبت می‌کنیم که انتظارات متفاوتی از حکومتشان داشته‌اند و حالا گیج شده‌اند. جمعیتی که از همین کشور هستند. جزو ملت ایران.

دو: یکی از بدترین مصاحبه‌های این سال‌ها در حوزه فوتبال، مصاحبه اخیر سیاوش یزدانی بود. راستش در طول مصاحبه نوعی بی‌مسئولیتی و یا حداقل کم‌مسئولیتی عجیبی به‌چشم می‌خورد که بدترین قسمت آن مربوط به توصیفات یزدانی در کار با محمود فکری بود. یک بازیکن سی ساله در حد تیم ملی چگونه متوجه اشتباه بودن کارها و اقداماتش نیست؟‌ چگونه بر تنش و اختلاف با همبازی و هم‌پستی خود می‌دمد؟‌ چرا منطق سیاوش یزدانی این‌طوری بود؟‌

سه: گزارشی از درآمد و دستمزد سرمربی‌های حاضر در جام جهانی منتشر شده که نشان می‌دهد ۹مربی حاضر در جام‌جهانی دستمزدی کمتر از اسکوچیچ می‌گیرند و نکته جالب‌تر اینجاست که دستمزد او هم‌پایه دستمزد سرمربی تیم صربستان است و از سرمربی تیم ملی کرواسی یعنی دالیچ بیشتر است.

رقم دریافتی اسکوچیچ در مجموع زیاد نیست و ۶۵۰هزار دلار یک دهم دریافتی هانس پیتر فلیک سرمربی تیم ملی آلمان محسوب می‌شود و یا هروه رنار سرمربی عربستان سعودی ۴۶۰ هزار دلار از اسکوچیچ بیشتر می‌گیرد اما در مجموع فکر کنم قرارداد اسکوچیچ با تیم ملی ایران برای هر دو سمت ماجرا به‌صرفه بوده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.