روزنامه هفت صبح | یک: ‌‌جیمز کان را هاوارد هاکس در ۲۴ سالگی و در فیلم خط سرخ هفت هزار رو کرد. در نقش اول مرد. قرار بود در فیلم‌های هاکس کاری را انجام دهد که کری گرانت و همفری بوگارت انجام می‌دادند و خب نتیجه خیلی درخشان نشد. فیلم بعدی‌اش باز هم با هاکس بود. فیلم الدورادو. از آن پس به رغم ایفای نقش‌های مهم در فیلم‌هایی مثل رولربال‌ و یا میزری، ‌در تاریخ سینما نام او با نقش سانی، ‌پسر بزرگ و فداکار دون کورلئونه در فیلم پدرخوانده گره خورده است. پسری که قرار بود وارث پدر باشد اما وقتی کشته شد همه امپراطوری به آل پاچینو رسید. جیمز کان دیروز در ۸۲‌سالگی درگذشت.

دو: این هیاهوی ‌حسن عباسی و حرف‌های بی‌منطقش علیه فوتبالیست‌ها، ‌موجب شد تا حداقل نام رضا رضایی‌مجد دوباره بر سر زبان‌ها بیافتد. بچه محله پاچنار تهران که در سال‌های ۱۳۶۱ و ۶۲ آقای گل جوانان باشگاه‌های تهران شد و بعدش کاپیتان تیم ملی جوانان ایران و در جام ریاست جمهوری در بنگلادش تجربه بین‌المللی هم از سرگذراند ودر نهایت در سال ۱۳۶۵ پیراهن پرسپولیس را پوشید و یکی از گزینه‌های پرکردن جای خالی ناصر محمدخانی محسوب می‌شد. رضایی‌مجد در عملیات کربلای ۵ در بهمن ماه ۱۳۶۵ شهید شد. در ۲۳ سالگی.

سه: در اینستاگرام فالوئر احترام برومند هستم‌ و همیشه از موج حمایتگرانه‌ا‌ی که این چهره محترم در مورد عزیزان و نزدیکانش ساطع می‌کند حیرت می‌کنم. این که شوهرت مرحوم داوود رشیدی باشد و خواهرت مرضیه برومند و دخترت لیلی رشیدی. و در این میان احترام برومند بی‌هیچ احساس غبن و یا حسادتی‌، ‌بی‌دریغ محبت و انرژی خود را صرف این عزیزانش می‌کند.

آن هم در حالیکه فقط چند دقیقه هم صحبتی با احترام برومند به شما نشان خواهد داد که از چه درک و سرعت انتقال بالایی برخوردار است. به تازگی دایره حمایت احترام برومند نصیب خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌های هنرمندش نیز شده است‌. او حواسش به تک تک قوم و خویش‌هایش است و همه موفقیت‌ها و سالگردهایشان را به شکل ویژه بازتاب می‌دهد. قوم و خویش‌ها و دوستان خانم برومند باید از داشتن چنین فردی در دایره معاشرت‌هایشان برخود ببالند.

چهار: شب‌ها پس از تاریکی هوا تهران به شهری کثیف بدل می‌شود. سطل‌های زباله واژگون در سرکوچه‌ها و آشغال‌هایی که اطراف سطل‌ها ریخته شده‌اند و بوی گندی که ازآنها متصاعد می‌شود. بخشی به خاطر فعالیت زباله‌گردهای غیر مجاز است و بخشی هم به خاطر بی‌مسئولیتی متصدیان ماشین‌های تخلیه زباله.

آنها سطل‌ها را با بی‌توجهی در ماشین‌ها خالی می‌کنند و بخشی از آشغال‌ها را روی زمین می‌ریزند و وقتی با اعتراض رهگذرها روبه‌رو می‌شوند می‌گویند همکارمان می‌آید و جارو خواهد کرد و البته این همکار زحمتکش خواهد آمد اما چند ساعت بعد! شب‌های تهران با زباله کثیف شده است. یک فکری باید در این مورد کرد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.