روزنامه هفت صبح | یک: گروهی در توئیتر نوشتهاند که با توجه به کیفقاپیها و زورگیریها بحث امنیت فیزیکی هم بهاندازه امنیت اخلاقی باید مورد توجه قرار بگیرد. ضمن آنکه اینگونه مقایسهها در شرایط فعلی اصلا خردمندانه و دوراندیشانه نیست(!) چند نکته را عرض کنم. اول اینکه منظور از امنیت و یا عدم امنیت فیزیکی یک چیز عینی است که در خیابانها میبینیم و هجوم دزدها و کیفقاپها و سارقان موبایل. نکته دوم اینکه میتوانید معتقد باشید که اصلا این دو سوژه ربطی بههم ندارند و هر دو مهم هستند و باید به هر دو پرداخت. حق دارید.
سوم اینکه اگر قرار به مقایسه باشد از منظر من امنیت فیزیکی در اولویت قرار دارد. یعنی خدشهدار شدن امنیت فیزیکی یک امر ملموس است که زیانهایش خانمانبرانداز است اما در مورد مسئله امنیت اخلاقی میتوان کمی فاصله زمانی را در نظر گرفت. البته میتوان یک رشته استدلال طول و دراز را در نظر گرفت که طبق آن ناامنی فیزیکی این روزها لابد ناشی از همان عدم امنیت اخلاقی است و از این چیزها که البته رشتههای استدلال طوری است که هرچیزی را میتوان به هر چیزی نسبت داد.
نکته چهارم این است که چرا در مورد عدم امنیت فیزیکی بهاندازه کافی واکنش در بین مسئولین و خطبا نمیبینیم. چرا استانداران و سخنوران بهاندازه کافی در مورد این بلای خانمانسوز که شهرهای بزرگ را گرفتار کرده، صحبت نمیکنند؟ میتوانید بگویید اصلا به شما ربطی ندارد و صلاح خویش خسروان دانند. من هم میگویم چشم.
دو: عکس تلسکوپ جیمز وب از اعماق فضا میخکوبکننده است. اصلا یعنی چه؟ اینهمه بزرگی، اینهمه فاصله، این ابعاد خارج از حد تصور و از آنسو محدودیتهای فیزیکی انسان. دورنمایی از عمق ۱۳ میلیارد سال نوری. یعنی اگر بر فرض محال با سرعت نور حرکت کنی (سرعت نور یعنی هشت بار دورزدن کره زمین در یک ثانیه!) و بخواهی به اعماق این عکس برسی ۱۳میلیارد سال طول میکشد.
در حال حاضر بیشترین سرعت ثبت شده در فضا برای سفینه هلیوس ۲ بوده که به رقم ۲۴۰ هزار کیلومتر بر ساعت رسیده است. اگر بخواهیم با چنین سرعتی که در حالتی استثنایی بهدست آمده به سمت نزدیکترین ستاره به زمین (یعنی قنطورس) حرکت کنیم ۱۹هزار سال در راه خواهیم بود. ۱۹هزار سال! این تازه نزدیکترین ستاره به زمین است.
تازه اگر بر فرض محال بتوانیم با سرعت نور حرکت کنیم یا حداقل نزدیک به سرعت نور،قاعدتا با فروپاشی جرم روبهرو میشویم. پس در هیچ حالتی امکان ندارد سقف اکتشافات فضایی حتی در بهترین و خیالبافانهترین پیشرفتهای علمی، از یک محدوده خاص فراتر رود. ما هیچوقت نخواهیم فهمید در این فضای پهناور چهخبر است. هیچوقت. هیچوقت. کما اینکه در دیدن و مشاهده ریزترین عناصر تشکیلدهنده جهان هم با محدودیت روبهروییم.
آنها را احساس میکنیم اما هرگز هرگز نمیتوانیم آنها را ببینیم. حتی در پیشرفتهترین ابزارآلات علمی. دیدن یعنی بازتاب فوتون در برخورد با اجسام و آن عناصر آنقدر ریز هستند که نمیتوانند فوتون را بازتاب بدهند و خودشان پرت خواهند شد. از هر دو طرف حواس ما محدود شده است.


