روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| درک عدم همدلی ایران با غرب کار چندان سختی نیست. حتی لازم نیست خیلی به عقب بازگردیم؛ آمریکاییها بهسادگی برجام را کنار گذاشتند و اروپاییها هم هرچند با این تصمیم همراه نبودند اما عملا ایران را در مواجهه با تحریمهای خردکننده آمریکا تنها گذاشتند. به همین خاطر ایران هنگام موضعگیری درباره جنگ اوکراین دلیلی نمیبیند که ترجیحات غربیها را در نظر بگیرد.
جالب اینکه ایران با اینکه معمولا میکوشد مواضع بینالمللیاش را با نوعی از اخلاقگرایی همراه کند، اینبار و درباره اوکراین رویکردی به وضوح عملگرایانه را در پیش گرفته است. رویکردی که البته غیرمنتظره نبود؛ نهتنها چین که رقیب غرب محسوب میشود، بلکه حتی متحدین غرب در منطقه خاورمیانه هم نسبت به آنچه در اوکراین میگذرد، موضعی محتاطانه و نسبتا بیطرفانه را پی گرفتهاند.
اما آنچه هفته گذشته و هنگام سفر آقای پوتین به ایران رخ داد، احتمالا آغاز فصل تازهای از رویکرد ایران نسبت به بحران اوکراین بود؛ موضعی که هرچند شاید در کوتاهمدت منافعی را برای ایران به همراه داشته باشد اما باید درباره پیامدهای بلندمدت آن اندیشید. جنگ اوکراین جدا از بحران امنیتیاش جهان را با دو مسئله نسبتا فوری مواجه ساخته: بحران تامین مواد غذایی و بحران انرژی.
برآورد تهران احتمالا این است که نزدیکی بیشتر به روسیه، ایران را بهخصوص در مورد بحران تامین مواد غذایی بیمه خواهد کرد. بحران تامین انرژی بهخصوص در فصل زمستان بیش از آنکه دغدغه ایران باشد دغدغه اروپاییهاست. ایران همچنین امیدوار است که مواضع امروزش درباره جنگ اوکراین در پرونده هستهای ایران بهخصوص اگر کار به شورای امنیت بکشد توسط روسیه جبران شود.
با این حال، سرنوشت نامشخص جنگ اوکراین ممکن است در بلندمدت پیامدهای ناخواستهای را برای ایران به همراه داشته باشد. برنامه روسیه احتمالا این است که بخشهایی از اوکراین به ایالتهایی مستقل تبدیل و یا به روسیه ملحق شوند. پیروزی نظامی در این بخشها اگر با بحران انرژی و مواد خوراکی همراه شود، شاید غرب را متقاعد کند که برای امضای پیمان صلح به اوکراین فشار بیاورد.
در اینصورت، روسیه را حتی بهرغم ناکامی در فتح کییف باید پیروز جنگ اوکراین دانست. اما ممکن است جنگ اوکراین سرنوشت متفاوتی پیدا کند. اگر نیروهای اوکراینی دست بالاتر را پیدا کنند و نیروهای روسی را عقب برانند چه؟ شکست روسیه ممکن است سرنوشت سیاسی آقای پوتین را هم تحت تاثیر قرار بدهد و آن روز ایران بهعنوان متحد پوتین تحت فشار قرار خواهد گرفت.
مهمتر از آن، اگر دامنه جنگ فراتر برود و کشورهای بیشتری در آن درگیر شوند چه؟ آیا آن زمان هم ایران میخواهد همین موضع نسبتا نزدیک به روسیه را حفظ کند؟ در رویارویی روسیه و ناتو در خاک اروپا، بهترین و بیخطرترین استراتژی برای ایران دور ماندن از غائله خواهد بود و ایران باید مراقب باشد که ناخواسته به درون این صفآرایی کشیده نشود. ایران شاید آنچه در سوریه گذشت را بهخاطر میآورد، جاییکه سرسختی و اراده در نهایت بر خواست جهان لیبرال پیروز شد.
اما آنچه این روزها در اوکراین میگذرد بیش از آنکه با جنگ داخلی سوریه قابل مقایسه باشد با آنچه پیشتر در اروپا گذشته قابل مقایسه است. درست است که در یکسو روسیهای سرسخت و مصمم قرار گرفته و در سوی دیگر جهان بههمریخته لیبرال (جاییکه طی همین چند هفته اخیر دو نخست وزیر از سمتشان استعفا دادند)، اما نهتنها نمیتوان بر روی سرنوشت جنگ اوکراین شرط بست بلکه اصلا دلیلی وجود ندارد که ایران بخواهد وارد این شرطبندی بشود.


